![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه |
|
بر اساس نظر سنجی صورت گرفته توسط یک نشريه امريكايي اكثر مردم ایران به عملكرد دولت اعتماد دارند.
نشريه امريكايي (Monthly Riview) ضمن ابراز تاسف از نتایج این نظرسنجی آورده است: این نظرسنجی نشان می دهد که مردم ایران به آنچه که رسانه هایی خارجی در مورد کشورشان نقل می کنند اعتماد ندارند و این مساله زنگ هوشیاری را برای این رسانه ها به صدا در می اورد که باید در سیاستهای خود تجدید نظر کنند.
در يك نظرسنجي كه توسط خبرنگار نشريه امريكايي (Monthly Riview) از ايرانيان داخل ايران صورت گرفته است، 48 درصد مردم عنوان داشتهاند كه به دولت اعتماد دارند، 26 درصد گفتهاند اكثر اوقات اعتماد دارند، 2 درصد از عدم اعتماد كامل و 11 درصد اظهار داشتهاند كه تقريبا به دولت اعتماد دارند. در بخش ديگري از اين نظرسنجي كه توسط اين نشريه صورت گرفته است، 66 درصد مردم از سياستهاي خارجي دولت نهم خشنود و 28 درصد آن انتقادهايي عنوان كردهاند و 63 درصد ايران سخنراني هاي محمود احمدي نژاد را در كشورهاي ديگر باعث ايجاد امنيت جهاني براي ايران دانستهاند و 22 درصد نظر ديگري داشتهاند. بر اساس این نظر سنجی در پايان 66 درصد ايرانيان دولت نهم را در عمل به وعدههاي خود و ايجاد تعامل با كشورهاي ديگر موفق ارزيابي كردهاند و 22 درصد نظر ديگري داشتند. نشريه امريكايي (Monthly Riview) در پایان ضمن ابراز تاسف از نتایج این نظرسنجی آورده است: این نظرسنجی نشان می دهد که مردم ایران به آنچه که رسانه هایی خارجی در مورد کشورشان نقل می کنند اعتماد ندارند و این مساله زنگ هوشیاری را برای این رسانه ها به صدا در می اورد که باید در سیاستهای خود تجدید نظر کنند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:50 توسط اشک سرخ
|
|
|
نقد یک روزنامه مخالف دولت به مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور، تعجب محافل سیاسی- رسانه ای را برانگیخته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا تمام انتقادات مخالفان دولت از این جنس و با چشمان کاملاً بسته است؟ روزنامه صدای عدالت در شماره روز دوشنبه 26/1/87 سخن روز خود را با عنوان "رئیس جمهور، رسانه و 6 سؤال اساسی" به نقد مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور اختصاص داد!
بنا بر این گزارش، صدای عدالت با بیان اینکه "محمود احمدينژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، دیشب(شنبه) از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" کرد"، به شیوه گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم حمله و 6 سؤال درباره عملکرد اقتصادی دولت مطرح کرد.
این اتفاق عجیب در حالی در این روزنامه رخ می دهد که رئیس جمهور اساساً یکشنبه شب گفتگوی تلویزیونی با مردم نداشته و این گفتگو احتمالاً در شبهای آینده انجام خواهد شد.
با این حال، انتقاد از محورهای یک گفتگوی انجام نشده! توسط روزنامه مخالف دولت، اتهام چشم بستن مخالفین بر عملکرد دولت و ایراد انتقادات کلیشه ای و آماده شده بدون توجه به واقعیتها را تأیید می کند.
همچنین احتمال اشتباه در حروفچینی نیز که احتمالاً از سوی این روزنامه به منظور توجیه این اقدام اعلام خواهد شد، پیشاپیش پذیرفتنی نیست چراکه نویسنده سرمقاله این روزنامه در 2 قسمت از مطلع نوشته خود از قید "دیشب" و فعل ماضی "گفتگو کرد"، استفاده کرده است.
سایت روزنامه صدای عدالت بدون هیچ توضیحی، پاراگراف اول این نوشته را به صورت زیر تغییر داده است: «محمود احمدينژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، امشب از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" خواهد کرد.»
این در حالیست که برای امشب نیز خبری مبنی بر گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور اعلام و تأیید نشده است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 0:27 توسط اشک سرخ
|
|
|
فشار جمعيت اجازة خروج نميدهد. ماشين رئيسجمهور موفق نميشود به رئيسجمهور برسد. بالاخره در كوچههاي اطراف مسجد، رئيسجمهور به ماشين پليس ميرسد و ناچار به همراه دكتر داودي به سختي امكان ورود به ماشين پيدا ميكنند و محافظان جا ميمانند. چه شانس بزرگي نصيب رئيسجمهور شده، در دل مردم بيمحافظ.
گويي برخي سابقة مراجعات همچنان در ذهنش باقي است. از دستورات و توصيهها كم ميكند. معلوم است كه نسبت به برخي خواستها ذهنش مسبوق به سابقه است و دستوراتي كه داده به خاطر دارد. دلش با مردم، رأيش با مردم، دردش، درد مردم است و آرمانش، شادي و خرسندي مردم. از نشاطشان نشاط مييابد و از غمشان دلگير و غمگين ميشود. وقتي مستقيم با آنان است همهچيز را فراموش ميكند. بيچاره محافظان! از يك مأموريت سنگين بر ميگردند! همراهي ماهي در آب. هر چه تور انداختهاند، ماهي در رفته است. آخرين پيام، خدا قوت. خدا حافظ، خسته نباشيد. ميتوانند تا يكساعت ديگر! استراحت كنند. اوه. يك ساعت استراحت بعد از 48 ساعت خيلي زياد است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:33 توسط اشک سرخ
|
|
|
"ايهود اولمرت" نخستوزير رژيم صهيونيستي، يك هفته پس از اعلام ساخت شش هزار سانتريفيوژ جديد براي غنيسازي اورانيوم در ايران، وزارت امور راهبردي اين رژيم را كه پرونده هستهاي ايران را در صدر امور خود قرار داده بود، منحل كرد.
روزنامه لبناني "الأخبار" اعلام كرد، كابينه رژيم صهيونيستي، انحلال وزارت امور راهبردي اين رژيم را رسماً تصويب كرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 20:25 توسط اشک سرخ
|
|
|
ارگان رسمی حزب کارگزاران که پس از انتخابات نیز به قلم دبیرکل حزب به شکست درانتخابات اعتراف کرده و از اینکه اصلاح طلبان پس از هر باخت انتخاباتی، این مسئله را متوجه دیگران می کنند، انتقاد کرده بود، امروز نیز این رویه را در قبال طیف سیاسی نزدیک به خود ادامه داد.
روزنامه کارگزاران در نوشته ای با عنوان "اصلاح طلبان و شکاف بدنه- رأس" با اشاره به آسیب ها و تهدیدهای پیش روی اصلاح طلبان نوشت: صاحب نظران علم سیاست متفق القول معتقدند بزرگترین آسیب و تهدیدی که پیش روی جنبش های سیاسی- اجتماعی قرار دارد، شکاف بدنه- رأس است. این شکاف که می تواند (و قطعاً) در صورت بروز به شکست جنبش های سیاسی- اجتماعی منجر شود، در زمانی رخ می دهد که تصمیمات و عملکردهای رهبران و هدایتگران جنبش با خواست ها و آرمان های بدنه اجتماعی آن به دلایل گوناگون که عمدتاً "سازشکاری" یا "مصلحت سنجی" های رهبران در تعامل با ساخت قدرت است در تعارض قرار بگیرد... و این شرایط اندک اندک زمینه های یأس و ناامیدی از اصل حرکت فراهم شده و در نهایت این "انفعال" و "دوری گزینی" از فعالیت سیاسی است که جایگزین "عمل" سیاسی می شود.
این روزنامه ادامه داد: بی پرده باید گفت که آنچه این روزها حاکم بر روند تصمیم سازی ها وتصمیم گیری های سران جریان موسوم به اصلاحات است با دغدغه ها و آرمان های اصلی و اساسی بدنه اجتماعی این جریان و به طور خاص جوانان حامی آن که بار اصلی ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در انتخابات مختلف را به دوش می کشند، تفاوت هایی گاه بنیادین دارد.
این روزنامه با اعتراف به شکست سنگین و تفاوت فاحش رأی نفر اول اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم و مقایسه آن با رأی نفر اول اصلاح طلبان در مجلس هشتم می نویسد: "مخالفت ها و اعتراضات جدی و گسترده قشرهای مختلف اصلاح طلب به عملکرد و تصمیمات ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم و کاهش فوق العاده آرای نفر اول فهرست این جریان نسبت به نفر اول لیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم تنها بخشی از نشانه های روشنی است که در اثبات این مسأله وجود دارد و البته با توجه به "سوابق قبلی" امید چندانی هم نسبت به دریافت این پیغام ها توسط "مخاطب" وجود ندارد. "شکاف بدانه- رأس" این روزها جدی ترین آسیبی است که اصلح طلبان را تهدید می کند. باید طرحی نو در انداخت".
تحلیل ارگان رسمی حزب کارگزاران از وضعیت نابسامان و آشفته اصلاح طلبان در پی نتایج انتخابات مجلس هشتم در حالی صورت می گیرد که رسانه های اصلاح طلب و برخی از بزرگان این جریان تلاش داشتند پس از اعلام نتایج این انتخابات، شکست سنگین خود را به نوعی توجیه کرده و آن را ناشی از "غیر شفاف بودن فرایند انتخاباتی" تحلیل کنند!
این روزنامه در نوشته دیگری نیز با عنوان "اصلاح طلبان نقد را بیاموزند" به بیان انتقادات شدیدتری به وضعیت اصلاح طلبان پس از انتخابات مجلس هشتم پرداخته و نوشت: اصلاح طلبان هنوز در گرداب نگرش و تحلیل های تمامیت دان" خود هستند. آنان همه چیز را می دانند و هرکار خود را تنها براساس تحلیل خود توجیه می کنند و مثلاً نظر خود را به عنوان نظر مردم در توجیه عملکرد خود بیان می کنند. اینکه مردم از عملکرد آنان (اصلاح طلبان) رضایت دارند یا اگر انتخابات آزاد باشد، صد در صد اصلاح طلبان رأی می آورند، استدلال کاملاً درستی نیست. مردم هنوز بحث های شورای شهر اول تهران را در خاطر دارند. از نظر آنان (مردم) انرژی هسته ای واقعاً حق مسلم ماست. کژتابی اصلاح طلبان در این است که گمان می کنند مردم این گفتمان را نپذیرفته اند. برعکس باید گفت مردم ایران در شرایطی بود که نیاز به اعاده غرور خود داشتند و شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"، درست به همین دلیل مقبول افتاد، اگر اصلاح طلبان بخواهند بازهم بر شعار "توقف غنی سازی" تأکید کنند اصلاً جایگاهی نخواهند داشت.
این روزنامه درادامه به تناقض گویی ها و عملکرد غیرشفاف اصلاح طلبان در آستانه انتخابات مجلس هشتم اشاره کرده و افزود: آنان (اصلاح طلبان) یک روز بر عدم شرکت پای فشردند و یک روز بر حضور حداقلی و یک روز با شعار حضور بالای کاندیدا و ... 30 نفر در تهران معرفی شدند. چگونه است که تمام کاندیداهای آنان را ردصلاحیت کرده باشند اما همچنان 30 نفر در تهران اصلاح طلب وجود داشته باشد. حقیقت این است که اصلاح طلبان بازی سیاست را بلد نیستند آنان درروز انتخابات از در ضعف وارد می شوند و التماس می کنند که لااقل پنج کرسی از نمایندگان تهران به آنها تعلق گیرد. (نقل از گفت و گوی کروبی با خبرگزاری فارس)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 20:12 توسط اشک سرخ
|
|
|
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ایی به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد اما مرا به عمق درونم کشید و رفت یک آسمان ستاره آتش گرفته را بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت من در سکوت و بغض شکایت ز سرنوشت خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شوم بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:43 توسط اشک سرخ
|
|
|
نماينده مردم تهران با اشاره مطرح شدن حذف عنوان ياران خاتمي در دور دوم انتخابات بعنوان تغيير تاكتيك اصلاح طلبان گفت: انتخابات مجلس هشتم رفراندم شكست خاتمي بود.
الياس نادران نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در واكنش به سخنان حسين مرعشي رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران گفت: حذف عنوان ياران خاتمي تغيير تاكتيك نيست، بلكه اين تغيير نام بخاطر كاهش محبوبيت خاتمي و عدم اقبال عمومي به جريان دوم خرداد است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 19:8 توسط اشک سرخ
|
|
|
وزير اطلاعات ادعاي برخي سايت هاي خبري مبني بر تبرئه حسين موسويان را رد كرد و گفت: تقليل محكوميت با تبرئه تفاوت دارد.
وي تصريح كرد: آن چيزي كه وزارت اطلاعات در همان ابتدا اعلام كرده بود و قاضي هم همين اتهام را تفهيم كرد،«ارائه اطلاعات به بيگانگان از جمله سفارت انگليس» بود. وي گفت: ارائه اين اطلاعات «برخلاف مصالح و امنيت كشور» بود و «اتفاقاً احراز شد» و به همين جرم موسويان در دادگاه محكوم شد. اژه اي گفت: قاضي دادگاه موسويان را به دو سال حبس تعليقي و پنج سال انفصال از خدمت محكوم كرده است و راي صادره تاييدكننده نظريه وزارت اطلاعات است. بنابر اين گزارش دادخواستي كه دادستان تهران پس از احراز مجرميت موسويان تقديم دادگاه كرده بود تاكيد بر اقدام عليه امنيت ملي كشور از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات سري درباره سياست خارجي و نگهداري اسناد و مدارك داراي طبقه بندي داشت كه بر اساس ماده 505 مجازات اسلامي هركس با هدف برهم زدن امنيت كشور به هر وسيله اطلاعات طبقه بندي شده را با پوشش مسئولان نظام يا ماموران دولت يا به نحو ديگري جمع آوري كند چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود. بنابراين حكم صادره نشان مي دهد دادگاه نيز پذيرفته كه موسويان با هدف برهم زدن امنيت كشور اسناد طبقه بندي شده را در اختيار ديگران قرار داده است چرا كه اگر اين قصد احراز نمي شد قاضي مي توانست با استناد به ماده 506 به جاي ماده 505 قانون مجازات اسلامي وي را به حبس سبك يك تا شش ماه محكوم كند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 19:2 توسط اشک سرخ
|
|
|
هفتهنامه لبناني "الكفاحالعربي"، "محمود احمدينژاد" رئيسجمهوري ايران را به عنوان مرد هفته گذشته برگزيد.
اين هفتهنامه كه مانند چند هفتهنامه مهم جهان، هر هفته اقدام به معرفي دو چهره "برنده" و "بازنده" ميكند، در شماره اخير خود كه امروز منتشر شد "محمود احمدينژاد" رئيسجمهوري كشورمان را به افتخار اعلام آغاز ساخت شش هزار دستگاه سانتريفيوژ جديد براي غنيسازي اورانيوم در ايران، به عنوان "چهره برنده" برگزيد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:2 توسط اشک سرخ
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مایلم نخستین یادداشت امسال را به مقوله نوآوری به منزله تابلوی راهنمای سال جدید و بحث پيرامون برخی ملزومات ونیز موانع نوآوری در ایران امروز اختصاص دهم و به مسئولیت ها ومشکلات دولت در این باب اشاره کنم.
یادداشت های شخصی محموداحمدی نژاد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:27 توسط اشک سرخ
|
|
|
يك روزنامه فرانسوي با اشاره به نتايج انتخابات مجلس ايران تأكيد كرد: غرب با خبر بسيار بدي رو به روست؛ با نتايج به دست آمده از انتخابات پارلماني ايران احمدي نژاد جايگاه خود را براي کسب مقام رياست جمهوري ايران در سال آينده تثبيت کرده است. لوفيگارو در مقاله اي به قلم "جرج مالبرونوت" با خاطرنشان ساختن اين نكته كه غرب بايد همچنان اهميتي خاص براي محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران قائل شود، افزود: پيش بيني ها نشان مي دهد دور دوم انتخابات پارلماني ايران که اواخر آوريل برگزار مي شود، براي رييس جمهوري که مدعي حذف اسرائيل از نقشه جهان است، سپري حفاظتي از اصولگرايان در پارلمان، در مقابل اصلاح گرايان مي سازد.
اين روزنامه در ادامه نوشت: از سال 2005 و از زمان انتخاب احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور ايران، حکومت ايران بيش از آنکه مبتني بر سرکوب باشد، با استفاده از شيوه هاي مالي اداره شده است. بدين ترتيب که دولت احمدي نژاد با استفاده از توزيع رفاه در ميان قشر محروم جامعه توانسته است شبکه اي نيرومند براي خود فراهم کند، به طوري که اصلاح گرايان در انتخابات پارلماني اخير ايران موفقيتي کسب نکردند.
لوفيگارو با ادعاي اينكه احمدي نژاد به علت حضور محمد باقر قاليباف شهردار تهران و علي لاريجاني مذاکره کننده سابق ايران در مورد پرونده هسته اي، در تهران از جبهه چندان قدرتمندي برخوردار نيست، اضافه كرد: اما بايد توجه داشت، در نظام حکومتي ايران همه مسائل در نهايت به فرد شماره يک اين نظام، آيت الله خامنه اي، رهبر انقلاب ايران وابسته است.
اين روزنامه با بيان اينكه با حضور محمود احمدي نژاد در رأس قدرت، جمهوري اسلامي تغييراتي را تجربه مي کند، ادامه داد: روحانيون و مذهبيون تحت حمايت احمدي نژاد بار ديگر قدرت يافتند. از سوي ديگر ملت ايران هم در لحن ضد غربي خود تغييري ايجاد نکرده است. با وجود آنکه منازعه هسته اي ايران بسيار جنجال برانگيز بوده است، ملت ايران همچنان از رييس جمهور خود که مورد پشتيباني رهبر است، حمايت مي کند. نتيجه اين که هر شخصيت سياسي در ايران که درباره تعليق فعاليت هاي هسته اي سخني بگويد، از ديدگاه سياسي مرده محسوب مي شود آنهم به اين دليل که ملت ايران هم اکنون با غرور ملي دست به گريبان است.
فيگارو نوشت: غرب سعي داشت با اعمال تحريم و فشار بر دولت ايران، آنها را وادار به تعليق برنامه هاي هسته اي خود نمايد اما تحريم ها نه تنها نهاد دولت را تضعيف نکرد بلکه مخالفت مردم با دولت را نيز در پي نداشت.
جرج مالبرونوت در در ادامه مقاله خود، با طرح اين پرسش كه "آيا غرب در مقابل اين شکست بايد سياست هاي خود را در آينده تغيير دهد؟"، نوشت: يکي از ديپلمات هاي غربي که با مذاکره کنندگان ايراني در مورد پرونده هسته اي در ارتباط است، اعلام کرد هدف غرب مردم ايران نيستند اما آنها بايد بدانند در صورتي که دولت همچنان به بازي هسته اي خود ادامه دهد، بسياري از درآمدهاي مالي خود از جمله درآمدهاي نفتي را که منبع تغذيه ملت ايران است، از دست خواهد داد.
فيگارو در پايان افزود: ايران که موقعيت منطقه اي مطلوبي دارد، همچنان در مورد پرونده هسته اي خود از موضع قدرت برخورد مي کند. ديپلمات غربي معتقد است هدف غرب از سر گيري مذاکره با ايرانيان است که البته به نظر مي رسد ايران تمايل چنداني به آن ندارد. در حقيقت افزايش فشارهاي مستقيم بر ايران و فقدان سازش کلي با شيطان بزرگ مورد نظر آنان (امريکا) قماري کاذب به راه انداخته است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:7 توسط اشک سرخ
|
|
|
انتشار برخي تحليلها و ديدگاهها، از بروز تحليلهاي نزديك به واقعيت درباره ساختار جمهوري اسلامي ايران در مراكز پژوهشي ايالات متحده حكايت دارد.
مقاله «نگاه جهان به قدرتمندترين رهبر ايران» The world view Iran's most powerful leader كه توسط كريم سجادپور، كارشناس مسائل ايران بنياد صلح كارنگي در واشنگتن نگاشته شده، از اين دست است. وي در پژوهشي نزديک به چهل صفحه، به کنکاش در سخنرانيها، نوشتهها و مواضع رهبر انقلاب در سه دهه گذشته پرداخته و مينويسد: شايد در جهان، هيچ رهبري وجود نداشته باشد که به اندازه آيتالله خامنهاي براي مسائل جاري جهان اهميت داشته باشد، اما همزمان تا اين حد براي جهانيان ناشناخته باشد.
برخي اين اظهارات ايشان در آن مقطع را پيامي براي جلوگيري از برخي اقدامات ناپخته ارزيابي ميكنند. کريم سجادپور در بخشي از مقالهاش مينويسد: مقامهاي آمريکايي هنگامي که با اين انتقاد مواجه ميشوند که «چرا به تماس با ايران نميپردازند»، در پاسخ ميگويند، با چه کسي در ايران بايد گفتوگو کرد. با اينکه پاسخ شايد آيتالله خامنهاي باشد، واقعيت آن است که تا زماني که [آيتالله] خامنهاي رهبر باشد، تغيير بنيادي در سياست داخلي يا خارجي ايران هم غيرمحتمل است. سجادپور مي افزايد: آيتالله خامنهاي به اين دليل به مقام رهبري انتخاب شد كه به آرمانهاي انقلابي و آموزههاي آيتالله خميني وفادار بود. البته در اين مقاله به انعطافهاي رهبر انقلاب نيز اشاره شده است. نويسنده مقاله ميگويد: هر طرحي که آمريکاييان براي برقراري تماس با ايران طراحي کنند و آيتالله خامنهاي را در نظر نياورند، پيشاپيش محکوم به شکست است. کريم سجادپور مينويسد: رابطه موفق، رابطهاي است که در پي برقراري مجراهاي ارتباطي با دفتر رهبري و ترجيحا شخص آيتالله خامنهاي باشد. وي ميافزايد: اقدام ناموفق دولت کلينتون که [آيتالله] خامنهاي را دور ميزد و همچنين پرداختن به خاتمي و اصلاحطلبان در سال 2000، نمونههايي در همين زمينه به شمار ميروند. اما در اين مقاله همچنين گفته شده است که طرف قرار گرفتن با رهبر انقلاب، شاخصها و ويژگيهايي نيز دارد که بايد رعايت شوند. در مقاله به دو مورد اشاره شده است: [آيتالله] خامنهاي بايد متقاعد شود که ايالات متحده آماده است مشروعيت جمهوري اسلامي را به رسميت بشناسد و به آن احترام بگذارد و همچنين بايد متقاعد شود که سياست آمريکا، تغيير رفتار ايران است و نه تغيير رژيم. نويسنده ويژگي دوم را اين چنين برمي شمارد: [آيتالله] خامنهاي هرگز توافقي را که متضمن قبول عقبنشيني يا پذيرفتن شکست باشد نخواهد پذيرفت و حتي در برابر اعمال فشار هم تن به مصالحه نخواهد داد. چون عميقا باور دارد سازش در برابر فشار، نتيجه معکوس ميدهد و به افزايش اعمال فشار منجر ميشود. سجادپور در پايان ميافزايد: اما اگر فقط يک نکته باشد که آزموده شده و درست است، همانا اين نکته است که ديدگاه تماس با ايران اگر هدف خود را ناديده گرفتن، دور زدن يا دست کم گرفتن [آيتالله] خامنهاي قرار دهد، محکوم به شکست است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:54 توسط اشک سرخ
|
|
|
يك مقام آگاه از آغاز هدفمند كردن يارانه ها و پرداخت مرحله به مرحله يارانه هاي نقدي به عنوان يكي از طرح هاي بزرگ اقتصادي كه رئيس جمهور وعده آن را در ابتداي سال داده خبر داد.
اين مقام گفت: در اولين مرحله اجراي اين طرح، يارانه حامل هاي انرژي از جمله بنزين به صورت نقدي در حساب همه افراد واريز خواهد شد و به تدريج افراد پردرآمد از مشمولين دريافت يارانه انرژي حذف مي شوند. در مراحل بعدي يارانه كالاهاي اساسي از قبيل گندم و نان مشمول طرح يارانه نقدي مي شود. اين طرح داراي سابقه مطالعات در دولت هاي سازندگي و اصلاحات بود، ولي مسئولان ذيربط به دليل برخي آثار اوليه شجاعت لازم را در اجراي آن نداشتند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:45 توسط اشک سرخ
|
|
|
همزمان با انتشار خبر قطع رابطه آمریكا با ایران، امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیامی خطاب به ملت ایران به بیان مواضعشان در ارتباط با این حادثه سیاسی پرداختند.
رابطه بین یك ملت بپاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بینالمللی با یك چپاولگر عالمخوار ، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیك میگیریم ؛ چون كه این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید آمریكا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را كه ابرقدرت سفاكی را وادار به قطع رابطه - یعنی خاتمه دادن به چپاولگریها - كرده است ، اگر جشن بگیرد، حق دارد. ما امیدواریم كه نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین بهزودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگلهای خائن ، آن كنند كه ملت ما با محمدرضای خائن كرد ؛ و به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن ، قطع روابط با ابرقدرتها خصوصا آمریكا نمایند. من كرارا گوشزد نمودهام كه رابطه ما با امثال آمریكا ، رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است. صدام حسین كه همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف كمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای كارتر ، آن كند كه مغول كرد، و با علمای اسلام خصوصا حضرت آیت الله آقای سید محمدباقر صدر ، آن كند كه رضا خان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات كردند، باید بداند كه با این اعمال ضد اسلامی ، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود میكند. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همه ملت اتحاد كنید و این ریشه فساد را قبل از آن كه فرصت از دست برود ، قلع و قمع نمایید ، و برای خدا، دفاع از كشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید كه خدا با شماست. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و كشور ایران را خواستارم. و السلام علیكم و رحمه الله.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:56 توسط اشک سرخ
|
|
|
حجت الاسلام محمدی ری شهری در کتاب جدید خود که به بررسی مقطع حساسی از جمهوری اسلامی از نصب منتظری به قائم مقامی رهبری تا عزل وی و ماجرای باند مهدی هاشمی اختصاص دارد، نحوه انتصاب منتظری به قائم مقامی و نظر مخالف امام(ره) با این مسئله را تشریح کرد. در این کتاب همچنین برای نخستین بار تصویر نامه تاریخی 6/1/68 امام(ره) به منتظری که از سوی عوامل مخاطب نامه در آن تشکیک شده بود، آمده است. وزیر وقت اطلاعات با طرح این پرسش که "آیا امام با قائم مقامی منتظری موافق بود یا نه؟" دیدگاه امام در این باره را پیش از تصمیم مجلس خبرگان، و موضع ایشان پس از تصمیم خبرگان، را جداگانه مورد بررسی قرار داده است.
وی با تأکید بر اینکه نظر امام پیش از تصمیم مجلس خبرگان نسبت به رهبری آقای منتظری منفی بود، در تشریح دلایل این ادعا به نامه 6/1/68 ایشان خطاب به منتظری اشاره کرده و با ذکر فرازی از آن مبنی بر اینکه "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید..." می افزاید: اما این که امام نظر خود را به خبرگان منتقل کرد یا نه، داستانی شنیدنی دارد که باید از زبان آیت الله محمدی گیلانی که عضو خبرگان بوده و اکنون نیز همچنان عضو مجلس خبرگان است، شنید. گفتنی است که ایشان در ملاقاتی با امام قبل از تصمیم خبرگان در مورد قائم مقامی آقای منتظری از دیدگاه امام در این باره مطلع شده است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:41 توسط اشک سرخ
|
|
|
ديدار صميمانهي نوروزي با رييس جمهور كشورمان
برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 15:57 توسط اشک سرخ
|
|
|
شبكه تلويزيوني الجزيره با پخش گزارشي پيروزي اصولگرایان در انتخابات پارلماني ايران را تحلیل كرد و بخش مهمی از رای اصولگرایان را متعلق به اقشار لیبرال جامعه ایران دانست.
محمد حسن البحراني گزارشگر این شبکه تلویزیونی از تهران گفت: انتظار مي رفت طرفداران نامزدهاي محافظه كار به اين نامزدها درانتخابات پارلماني راي دهند اما انچه تعجب كارشناسان را برانگيخته و انان انتظار ان را نداشتند اين است كه بسياري از اقشار ليبرال ايران نيز به محافظه كاران راي دهند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 17:9 توسط اشک سرخ
|
|
|
تاریخ پر فراز و نشیب ایران پر است از حوادث تلخ و شیرین و درس های عبرت آمیز. در این میان، حوادث پیرامون نهضت ملی شدن صنعت نفت یکی از مهمترین آنها می باشد.
تلاشهای مردمی که با رهبری آیت الله کاشانی و دکتر مصدق و مجاهدتهای فدائیان اسلام منجر به ملی شدن صنعت نفت شد و برگ زرین دیگری درتاریخ مقاومت ملت ایران به جا گذاشت.
در این زمینه پیرامون نقش هر یک از عوامل و شخصیتهای مطرح آن زمان بحث و جدل های فراوانی بیان شده است. برخی متعصبانه به انکار نقش آیت الله کاشانی پرداخته و انحصار طلبانه قصد بلوکه کردن پیروزیهای این دوران را به نفع گروه خود دارند و برخی دیگر تمامی شکستهای نهضت را به گردن دکتر مصدق و اشتباهات وی می اندازند.
اين نوشتار با انگيزه گشودن بابي براي يافتن پاسخ به پرسشهايي خالي از ابهام پیرامون عملکرد دکتر مصدق و علل شکست نهضت ملی شدن نهضت نفت، سؤالات 15 گانه اي را فرارو دارد: 1. در حالی که نهضت نفت خود را مرهون مجاهدت تمامی گروه ها می داند (پیشنهاد طرح از دکتر فاطمی، حمایت های مردمی با رهبری آیت الله کاشانی و ضمانت اجرایی آن با اعدامهای انقلابی فدائیان اسلام)، به چه دلیل نقش پیگیری های حقوقی دکتر مصدق را پررنگ ترین قسمت دانسته و نهضت را به وی محدود می کنیم؟
2. اصرار ویژه روشنفکران و ملی گراها بر معرفی دکتر مصدق به عنوان سمبل ملی گرایی و وطن دوستی، با این سوال روبرو می شود که در میان شخصیتهای بزرگی که هر یک با ایثار جان، وطن دوستی خود را به اثبات رسانیده اند (چه ازگروههای مذهبی و چه غیرمذهبی) چرا این مدال افتخار را برازنده دکتر مصدق می دانید؟ شخصیتی که بیشترین افتخار وی مبارزه کلامی، و آن هم تحت مصونیت قضایی نمایندگی مجلس بوده است.
علاوه بر این، نگاهی به تقریرات دکتر مصدق به وضوح مشخص می کند که خود او، علاقه خاصی به کسب این مدال ندارد؛ آنجا که درتقریراتش از سفر به سوئیس و قصد اخذ تابعیت آن كشور می نویسد:
"متجاوز از یک سال در سوئیس بودم ...موقعی تصمیم گرفتم برای تصفیه کارهای خود به ایران بیایم و بعد از ایران بکلی ترک علاقه کنم..." (تقریرات ص51)
وی از کشور سوئیس در خواست تابعیت می کند، آنچنانکه روزنامه «کوریو، مورخ 18 ژانویه 1951» می نویسد: "دکتر مصدق از دولت سوئیس تقاضای پناهندگی و ترک تابعیت ایران را کرده است که به علت عدم پذیرش تابعیتش، مجبور به ترک سوئیس و مراجعت به ایران شده است."
این مطلب در اکثر روزنامه های کشور در 20 اردیبهشت 1331، زمانی که مصدق در اوج قدرت بود، ترجمه و به چاپ رسید.
شاید آنجا که امام خمینی(ره) نیز در بیانی ملی گرا بودن برخي افراد را هم زیر سوال می برند، بر پایه همین مستندات باشد.
3. آیا اساساً اذهان عمومی می پذیرند که شخصیتی که اصالتاً شاهزاده بوده (فرزندِ نوه دختری ناصر الدین شاه) و از طرف مظفرالدین شاه لقب مصدق السلطنه را کسب و به اتکاي موقعیت خانوادگی به برخی مناصب بالای حکومتی (درحد فرماندار ومعاونت وزیر و...) رسیده و درافتخارات خود بوسیدن دست ثریا(همسرشاه)، سرکوب قیام مردم تنگستان (درزمان فرمانداری فارس) و... را ثبت کرده، صلاحیت کسب مدال سمبل ملی گرایی را داشته باشد؟
4. آیا تلاشهای دکتر مصدق برای به قدرت رسیدن رضاخان قابل توجیه است؟
از جمله آن تلاش ها موارد زیر قابل اشاره است:
الف- همراهی با گروهی از نمایندگان مجلس در دلجویی از رضاخان (که به قصد فریب مردم با حالت قهر به یکی از روستاهای اطراف سفر کرده بود) و دعوت مجدد وی به قدرت.
ب- عدم عضویت در گروه اقلیت مجلس که شهید آیت الله مدرس برای مخالفت با زیاده خواهی های رضاخان تشیکل داده بود.
ج- عدم ترک مجلس به هنگام رأی گیری برای تغییر سلطنت (شهید آیت الله مدرس و دیگر مخالفان با توجه به غیر قانونی بودن این اقدام، مجلس را به نشانه اعتراض ترک کردند) و ایراد سخنرانی صوری در مخالفت با پادشاهی رضاخان.
5. هنگامي که تلاشها برای نهضت ملی شدن صنعت نفت به بن بست رسید، رهبران جبهه ملی و گروه فدائیان اسلام و نمایندگان آیت الله کاشانی برای برون رفت از این وضعیت در جلسه ای گرد هم آمده و به توافق می رسند که فدائیان اسلام خطر را به جان خریده و با اعدام انقلابی رزم آرا (نخست وزیر وقت و مخالف اصلی نهضت) راه را هموار کرده و در مقابل، چنانچه افراد جبهه ملی به قدرت رسيدند، اولاً قدرت دربار را از بین ببرند و ثانياً دستورات اسلام را به اجرا گذارند.
فدائيان اسلام با اعدام انقلابی رزم آرا، بزرگترین سد مقابل نهضت را برداشته و با این عمل آنچنان رعبی بر اریکه قدرت انداختند که چند روز بعد، طرح ملی شدن صنعت نفت که ماهها به حالت مسکوت در آمده بود، با رأی قاطع 100درصدي نمایندگانی که قبلاً طرح را به بایگانی فرستاده بودند، به تصویب رسید.
چند روز بعد نیز هنگامی که شاه، حسین اعلاء را به نخست وزیری انتخاب کرد، باز این نامه تهدید آمیز شهید نواب صفوی بود که او را وادار به استعفا کرد و فضا را به سمتی پیش برد که هیچ شخصیت دیگری جرأت تکیه بر این مسند را نداشت و در این موقعیت بود که مجلس توانست رأی به نخست وزیری مصدق دهد.
با توجه به مباحث بیان شده قابل تأمل است که چرا دکتر مصدق هنگامی که به قدرت رسید دفعتاً همه تعهدات خود را به فراموشی سپرد و نه تنها به اجرای دستورات اسلام نپرداخت بلکه بر عکس، به کلی نقش فدائیان اسلام را که منجر به قدرت رسیدن وی شده بودند، نادیده گرفت و علاوه بر آن، در یک اقدام کاملاً حیرت انگیز دستور به دستگیری اعضاء این گروه به بهانه، قصد مراقبت از جانشان! را کرد؟
6. تمامی تحلیلگران تاریخ، در بیان دلایل شکست نهضت، اختلاف آیت الله کاشانی و دکتر مصدق را در زمره مهمترین دلایل بیان می کنند. چه کسانی این اختلافات را پدید آورده و به آن دامن زدند؟ نقش روزنامه های دولتی که توسط همفکران دکتر مصدق اداره می شد، چه بود؟ هتک حرمت ها و حمله به منزل آیت الله کاشانی توسط چه گروههایی برنامه ریزی شده بود؟ گروههای فشاری که آیت الله کاشانی را مجبور به ترک مجلس کردند، از کجا خط دهی می شدند؟ و...
7. چرا پس از آنکه دکتر مصدق با مخالفت شاه در واگذاری پست وزارت دفاع روبرو شد، بدون هیچ هماهنگی و مشورتی با نیروهای دیگر ناگهان مسئولیت را ترک کرد؟ آیا احتمال از دست رفتن کل دستاوردهای نهضت را نمی داد؟ سوال مهمتر: چرا هنگامی که آیت الله کاشانی فرمان جهاد صادر كرد و خود در رأس آنها کفن پوش به ميدان آمد و مصدق را به قدرت بازگرداند، به جای مجازات عوامل کشتار، با مسامحه با آنها برخورد شد و حیرت انگیزتر آنکه مصدق سرپرستی وزارت دفاع را نیز به سرلشکر وثوق الدوله (فرمانده نظامیان، در سرکوب قیام 30 تیر) واگذار کرد؟
8. درحالیکه طبق قانون اساسی در صورت انحلال مجلس، اختیار قانونی عزل نخست وزیری به شاه واگذار می شود، مصدق با چه توجیهی این اشتباه بزرگ را مرتکب شد و با یک انتخابات صوری (که آیت الله کاشانی آن را تحریم کرده و علاوه برآن فضا به نحوی شکل داده شده بود که کسی جرأت مخالفت با عدم انحلال را نداشت) مجلس را منحل و دست شاه را برای برکناری خود بازگذاشت؟ فقط به استناد اینکه نمایندگان مردم (همانهایی که رأی به نخست وزیری وی داده بودند) با برخی اقدامات وی مخالفت کرده اند؟ آیا دکتر مصدق گمان می کرد که حال که به مسند نخست وزیری تکیه زده، همگان باید از او تبعیت کنند؟ آیا مدعیان جامعه چند صدایی این اقدام را یک عمل دموکراتیک می دانند یا اقدامی خودسرانه و تماميت خواهانه که به قصد تسلط کامل بر قدرت انجام شد؟
9. آن هنگام که دکتر مصدق علاوه بر پست نخست وزیری، وزارت دفاع و سرپرستی نیروهای نظامی را نیز بر عهده داشت، بهترین موقعیت بود که با حمایت های مردمی کار را یکسره و طعم شیرین پیروزی نهایی را به کام مردم بچشاند و پایه های یک حکومت کاملاً مردمی را پی ریزی کند اما به گفته خود او، وی به دلیل قسمی که درهنگام نخست وزیری در حمایت از شاه و حفظ حاکمیت خورده بود، از این اقدام خودداری می کرد.
این در حالیست که بنا بر شواهد تاریخي و طبق تقریرات وی، ایشان اساساً رابطه ای با مذهب نداشته و قسم وی نیز براساس یک روال قانونی سمبلیک بوده است. با اين حال و با فرض تقيد مصدق به قسم نخست وزيري، او می توانست با اجازه كسب از مرجع تقلید زمان، با هدف آزادی مردم قسم خود را بشکند اما متأسفانه مصدق نتیجه اشتباهِ قانون گرایی بیش از حد و سستی اقدام خود را در روز 28 مرداد سال 32 بر جسد نهضت به نظاره نشست.
10. چرا در روز مه آلود 27 مرداد که فضا کاملاً مشکوک به نظر می رسید، مصدق نامه آیت الله کاشانی مبنی بر احتمال کودتا و آمادگی ایشان برای یاری دولت را نادیده گرفت و خود نیز اقدامی پیشگیرانه انجام نداد؟
11. نحوه انتصابات دکتر مصدق در وزارت دفاع چگونه بود و چرا باید ارتشی که اختیار آن تحت کنترل او می بود، بر علیه دولت کودتا کند؟ درخوشبینانه ترین حالت مجبوریم که آن را به پای اشتباهات وي بنهيم.
12. در مسیر چند ساله نهضت، افراد زیادی از گروههای مختلف امید خود را به نهضت و شخص دکتر مصدق از دست داده و به مخالفان وی تبدیل شدند. در ميان اين جمع می توان به برخی همفکران مصدق که از اعضاء برجسته جبهه ملی نیز بودند، اشاره كرد. دکتر بقایی و یا دکتر حسین مکی که درکتاب تاریخ خود، مصدق را چهره نفوذی امریکا معرفی کرد، از اين قبيلند. عملکرد مصدق، چگونه منجر به اینگونه برداشتها از سوي همفکرانش شد؟
13. پس از کودتای ننگین 28 مرداد، مصدق محاکمه و به زادگاهش تبعید شد اما از آن پس، هیچ فعالیت خاصی انجام نداد و حتی در کشتار هولناک 15 خرداد 42 را نیز که تمامی اقشار و گروهها به محکومیت آن پرداختند، حتی با صدور یک بیانیه ساده در حمایت از قیام مردمی همراهي نکرد. موضع وي در قبال نهضت جدید چه بود؟
|