![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه |
|
حدود یکسال پس از آنکه مرد کرواتی صنعت ایران در جمع رئیس جمهور و در حضور صنعتگران و معدنکاران، از اقدام رئیس جمهور در کاهش نرخ سود بانکی تجلیل کرده و حتی گفته بود حاضر است دست رئیس جمهور و وزیر صنایع را بخاطر این تصمیم که در حمایت از تولیدکنندگان و مقابله با دلالان و نزول خواران گرفته شده است، ببوسد، وی بار دیگر در سخنانی که حاوی دغدغه های تولیدگران بود، از انتقادات به طرح بنگاههای زودبازه دولت به ظلم به احمدی نژاد تعبیر کرد. هادي غنيمي فرد رئیس خانه صنعت و معدن ایران که در آخرین سال دولت خاتمی تلویحاً وی را سفسطه گری توصیف کرده بود که عمر دولت را به این روش تلف کرد، در نخستين همايش بين المللي مبلمان، طراحي و دکوراسيون داخلي که امروز برگزار شد، خطاب به انتقادکنندگان از طرح بنگاههای زودبازده گفت: کساني که اين ايرادات را مطرح مي کنند، وقتي نوبت به خودشان مي رسد براي هرکاري که مي خواهند انجام دهند، 8 سال وقت طلب مي کنند. حالي که احمدي نژاد تنها 3 سال است که رئيس جمهورشده و حدود يک سال و نيم از طرح بنگاههاي زود بازده وي مي گذرد. وي ادامه داد: ايرادگيران انتظار دارند دراين مدت کم اين طرح به بار بنشيند که انتظاري بيجا است. چرا شلوغش مي کنيد و نمي گذاريد که اين طرح مهم به ثمر بنشيند وبعد درباره اش اظهار نظر کنيد؟ غنيمي فرد تسهيلات زودبازده را توصيه سازمان ملل متحد به کشورهاي درحال توسعه دانست و گفت: از نظر من بنگاههاي زودبازده ، مقدس هستند. وي گفت: ساخت کارخانه هاي بزرگ علاوه بر تخصيص صدهاميليارد دلار دهها سال به طول مي انجامد اما بنگاههاي زود بازده خيلي زود وباهزينه کم به بار مي نشيند که باعث اشتغال خيل عظيم جوانان خواهد شد. هادی غنیمی فرد یا همان مرد کرواتی صنعت ایران سال گذشته در جمع صنعتگران خطاب به رئیس جمهور گفته بود: «رئيسجمهور محبوب، وزاري محبوب از طرف 80 هزار واحد صنعتي و توليدي وظيفه دارم به شما بگويم: سپاس، سپاس، سپاس. كار امسالتان كارستان بود، اگر مقاومت شما نبود با سروصداي نزولخواران نميتوانستيم به نرخ 12 درصدي برسيم. آنها ميخواستند ما را (صنعتگران) در برابر شما فشل كند.» وی به عنوان نماد تولیدکنندگان صنعتی فراری از دلالی هنوز به تئوری های اقتصادی احمدی نژاد باور دارد و از آنها دفاع می کند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 21:20 توسط اشک سرخ
|
|
|
سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا در خصوص موضوع سوء قصد عليه رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به رم گفت که اين ماجرا توهم توطئه نبوده و صحت دارد.
ايرنا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 22:2 توسط اشک سرخ
|
|
|
يکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز که امام جماعت یکی از مساجد تهران است، با سو استفاده از موقعیت مذهبی و سیاسی خودیک خانواده یتیمی را سالها دچار مشکلات زیادی نموده است.
وی به خبرنگار ما گفت« از آنجایی که این شخص از معتمدین محل و مسجد محل بوده همواره مردم پشت سر وی نماز به جای آوردند و همچنین از چهره های مطرح و سرشناس سیاسی کشور نیز می باشد، بر اساس روابط دور خانوادگی که با هم پیدا کرده بودیم، برای من جلب اطمینان شده بود و در حقیقت در هر کاری ما را راهنمایی و کمک می کردند، تا انجایی که این شخص دارای یک مجوز آژانس هواپیمایی بوده و در کنار هم و با کمک یکدیگر آنجا مشغول کار بودیم. این زن میافزاید پس از گذشت مدتی و بر اساس اطمینانی که نسبت به این شخص و خانواده وی پیدا کرده بودم، قرار بر این شد که من مقدار پولی فراهم نموده و در کار دفتر هواپیمایی با این شخص شراکت نمایمو من نیز برای تهیه این پول مجبور شدم یک قطعه زمینی را که در حال حاضر ارزش آن بالغ بر صدها میلیون تومان رسیده است را به بهای اندکی بفروشم و از پول آن و مقداری پول پس انداز شده خود و سه فرزند یتیمم، مبلغ 55 میلیون تومان پول به پسر این آقا دادم(که رسید آن موجود است) تا بتوانیم بصورت شراکتی کار کنیم، اما دریغ از یک روز کار شراکتی! این زن می گوید: برای دسترسی به حقوقم، یک وقت ملاقات از رییس حزب اعتماد ملی آقای کروبی گرفتم و با مراجعه به ایشان و مطرح نمودن مشکلات، آقای کروبی در جواب بنده گفتند که من با این شخص دوست نزدیک هستم و در این زمینه نمی توانم کاری بکنم. وی می افزاید: حال با توجه به وضعیت زندگی من و فرزندانم و علی رغم مراجعه به دستگاه قضایی برای احقاق حقوق از دست رفته خودم نمی دانم چه کاری انجام بدهم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 21:53 توسط اشک سرخ
|
|
|
كاپشن ساده و معروف احمدي نژاد در بين جوانان آلماني به اندازه اي زياد شده كه اين لباس به يكي از مدلهاي روز و پرفروش در اين كشور تبديل شده است.
برنا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:34 توسط اشک سرخ
|
|
|
چند ماهی از آمدن من به کیهان نگذشته بود که مصادف شد با درگیری شدید بخش ملی - مذهبی کیهان با آقای خاتمی که آن روزها نماینده امام و در زمان من نماینده رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در کیهان بود. این نیروهای ملی - مذهبی در حقیقت همان کسانی بودند که شورای سردبیری کیهان را در دست داشتند و عبارت بودند از آقایان شمس الواعظین (شمس) ، رضا تهرانی و ... یعنی همان کسانی که اکنون ادعای همراهی با آقای خاتمی را می کنند. در هر صورت آنان به مدیریت کیهان فرهنگی منتقل شدند و مجله وزین کیهان فرهنگی را که از سوی مجاهد عارف "حسن منتظر قائم"(برادر سردار شهید محمد منتظر قائم - شهید حمله نظامی آمریکا به طبس) اداره می شد ، به مجله ارگان آقای عبدالکریم سروش و نظریه های قبض و بسط و ... وی تبدیل کردند. هنگامی که آقای سید محمد خاتمی و نیز محمد اصغری (جانشین آقای خاتمی) به رویکردهای آنان اعتراض کردند ، آنان سیاست اعتصاب را در پیش گرفتند و این مجله را - اگر اشتباه نکنم - حدود یکی دو سال منتشر نکردند . البته آنان حقوق خود را می گرفتند و آقایان مسئول هم جز تشرها و تذکرهایی ! به آنان کار دیگری نکردند. اما نکته ای که باعث شد من این مقدمه را بنویسم روشی بود که در کیهان فرهنگی دوره مدیریت این آقایان متداول بود: آنان در پاسخ به نقدهای علمی و مستدلی که در صفحه اندیشه های کیهان تحت مدیریت آقای مهدی نصیری به مقالات ایدئولوژیک آقای سروش و تنی چند از دیگر همفکرانش چاپ می شد به جای پاسخگویی علمی و منطقی ، به فحاشی روی آورده بودند . و من که آن روزها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشجو بودم و به نوعی جزو نیروهای چپ انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاه محسوب می شدم خجالت می کشیدم که چگونه این افراد به فحاشیهای شدید روی آورده بودند. شاید آن موقع هر چه به دوستانمان می گفتیم که این شیوه پاسخگویی به روزنامه نیست و برای خود سروش بد است به خرجشان نمی رفت ، اما اکنون که همه آبها از آسیابها ریخته است و گرد و غبارها نشسته است و همه مطالب روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی هم موجود و قابل دسترسی هست ، کسی نمی تواند باور کند که مثلا کسی مثل آقای دکتر سروش و برخی همفکرانش در پاسخ به مقالات مستدل علمی در نقد نظریاتش چه تعداد فحش و بد و بیراه گفته است و پیگیران منصف در مقایسه مطالب آن برهه به نمونه های تاسف باری از مدعیان امروز آزادی و تساهل و تسامح و تحمل مخالف بر خواهند خورد. این اتفاق در برهه های مختلف نیز افتاده است . در دوره موسوم به اصلاحات و دوم خردادیها هم فراموش نکردیم که در میان حدود پانزده تا بیست نشریه دولت اصلاحات و مدافع دوم خرداد شاید تنها روزنامه کیهان بود که به نقد (البته نقد صریح و بی رو در بایستی) آنان می پرداخت اما در مقابل شیوه آتش زدن کیهان (چه در ظاهر و چه در خفا) را در پیش گرفتند. آن روزها هم در نشریات زنجیره ای پر شمار دوم خردادیها ، رگبار فحش و دشنام بود که به کیهان می دادند و حتی همین یک روزنامه مخالف خود را هم تحمل نمی کردند. ***
شاید ما فحش خورمان ملس شده باشد ، وقتی فحشهای رکیک و حتی ناموسی فراوانی را از زمان نامزدی دکتر احمدی نژاد در انتخابات در پیامکهای تلفنهای همراهمان می خوانیم ، در سایتهای ضد انقلاب و دشمن خارجی می خوانیم ، و حتی در روزنامه های باز هم پر شمار اصلاح طلب چاپ تهران و ایران می بینیم . اما تعجب می کنیم که چرا در میان برخی از همین طیف ، کمتر کسانی را می یابیم که به خودشان - در علن - انتقاد کنند و اشکال بگیرند که این شیوه برخورد با یک رئیس جمهور نیست ؛ رئیس جمهوری که بالاخره به عنوان یک انسان جایز الخطاست و حتما اشتباهاتی هم دارد اما این نکته که تمام تلاش شب و روز خود را مصروف مردم و استیفای حقوق ملت از دزدان و چپاولگران سالهای گذشته و دشمنان خارجی گذاشته است قابل انکار نیست . امروز در حالی ملی - مذهبی ها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده و اصلاح طلبان شکست خورده و خشک مقدسان و انجمن حجتیه ای های توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و بانکداران و رانت خواران بزرگی که به مدد کارگزاران سابق حکومتی به آلاف و علوف گسترده رسیدند ، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان می پردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند . آنها به کنار ، حتی کسانی که سالها عنوان "اصولگرا" را یدک می کشیدند و می کشند و قاعدتا باید نظر رهبر معظم انقلاب برای آنان حجت موجهی باشد تا دیدگاههای او را بر طبق اصل مسلم ولایت فقیه بر نظر خود مقدم بدارند نیز علی رغم تاکید ها و حمایت های مکرر در مکرر آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور احمدی نژاد و حتی تعبیر "حمایت خاص" ایشان با ذکر دلایل متعددی که بارها بر شمردند ، نه تنها حاضر نیستند قدمی و قلمی در حمایت از دولت حکومت اسلامی بردارند که به انحای مختلف در کارشکنی و تضعیف بجا و نا بجای فراوان هم فرو گذار نمی کنند و از تخریبهای متعدد دشمن هم قند توی دلشان آب می شود. نگاه کنید به مطالب و نوشته های همه روزه و همه صفحه روزنامه های حزب الله و تهران امروز که با پولهای آقای قالیباف ساپورت می شوند و روزنامه جمهوری اسلامی که در ستون جهت اطلاع خود همه روزه یک طعنه و کنایه به احمدی نژاد و دولت دارد و اگر از سایتهای تحت امر آقای هاشمی رفسنجانی و آقای قالیباف کم بیاورد ، از رادیو آمریکا و سایتهای بیگانه برای طعنه زدن به دولت مردمی حکومت اسلامی دریغ نمی کند! در چنین شرایطی چرا باید از فحاشیهای آقای محتشمی پور به آیت الله مصباحی که رهبر انقلاب او را در نبود استاد شهید مرتضی مطهری بهترین جایگزین ایشان برای نسل جوان معرفی کردند ، جا بخوریم ؟ چرا باید از جست و جو و تلاشهای ارزشمند ! "روحانی" مسلمان آقای منتجب نیا در یافتن نادرترین شایعات ممکنه و منتشره در سایتهای ضد انقلاب و بهایی و صهیونیستی و ... علیه احمدی نژاد تعجب کنیم ؟ چرا باید از اینکه روزنامه جمهوری اسلامی در باره این تهمتهای ناجوانمردانه اخیر به رئیس جمهور حکومت اسلامی حتی یک کلمه هم در ستون جهت اطلاع یا بخش خبرهای عادی خود ننوشت شگفت زده بشویم ؟ الحمد لله که جا برای چاپ عکسها و رپرتاژ آگهیهای آقایان رفسنجانی و قالیباف و ... فراوان است و وقیحانه ترین مقاله علیه احمدی نژاد ارزش آن را ندارد که به آن بپردازیم . البته در یک خبر دو پاراگرافی به احضار "آقای منتجب نیا" به دادگاه برای "برخی تشویش اذهان عمومی" اشاره می کنیم اما با اینکه در خبر ذکر شده که این تشویش چه بوده ، عامدانه از ذکر دلیل آن خودداری می کنیم تا نکند مخاطبان روزنامه ما متوجه بشوند که به احمدی نژاد نامی که احتمالا رئیس جمهور این کشور است توهین و فحاشی شده است ! *** ممکن است کسانی که تا اینجای این روزنوشت مفصل مرا خوانده اند تصور کنند که مطلب این شماره من در دفاع از دکتر احمدی نژاد است . در حالی که من از اولی که تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم هدف دیگری داشتم و ذکر فحاشیهای سابقه دار جریانات مختلف را در این سالها فقط به عنوان یک مقدمه و برای عادی بودن آن نوشتم . من معتقدم که این فحاشیها و این توهینها و این تخریبها بخصوص در سالهای پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، صرفا علیه او نبوده است . و هدف اصلی احمدی نژاد نیست . یاد آور می شوم که ذکر سلام به حضرت امام زمان "عج" در ابتدای سخنان دکتر که با واکنشهای استهزا آمیز برخی مواجه شد ، توصیه وی به کشیدن راه آهن قم - جمکران که به مسخره کردن وی انجامید ، تاکیدات مکرر وی بر امداد گرفتن از معنویات و فیض امام زمان "عج" در مقاطع مختلف ، همه و همه نشان می دهد که آنها با امام زمان "علیه السلام" مشکل دارند نه با احمدی نژاد ؛ با معنوی شدن گفتار و کردار مسئولان عالی کشور مخالفند نه با شخص احمدی نژاد ؛از الگو شدن و ترویج این شیوه ادب ورزیدن به امام معصوم "ع" می ترسند نه از شخص رئیس جمهور . این کار سختی نیست که به معروفترین سایتهای ضد دین فارسی اینترنت مراجعه شود تا معلوم شود که کدام بخشهای سخنان رئیس جمهور به استهزا گرفته شده است و حتی کدام رویدادهای معنوی کشور واکنش آنان را بر انگیخته است . من یقین دارم بخش اعظم مخالفتهای دشمنان ما و استهزایی که بخصوص در باب توجه احمدی نژاد به مهدی موعود"عج" می شود مربوط به خود اندیشه مهدویت و تاثیر آن در زندگی انسان است و شخص احمدی نژاد بجز ترویج این اندیشه و دکترین هیچ گناه دیگری ندارد. دوستان و مخاطبان می توانند نمونه های فراوانی از این ماجرا را جست و جو کنند و در بخش نظرات یاد آور شوند . در این میان البته فحاشانی چون آقای منتجب نیا - که از قضا در اول نوشته اش شیپور را از سر گشادش زده است و از مظلوم ماندن امام زمان سخن گفته است - و نیز اشخاص و روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی به بهانه مبارزه با خرافات ، اصل این اندیشه مهدوی و نقش بی برو برگرد آن در زندگی انسان امروز را - فقط از سر حسادتهای انتخاباتی و غیر انتخاباتی - انکار می کنند . و چه باک که : ان الله یدافع عن الذین آمنوا تقی دژاکام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:21 توسط اشک سرخ
|
|
|
توضیح: قسمتی از گفتگوی پرفسور مولانا را در زیر می خوانیم.
...در مورد دولت نهم هم تمام جنگ روانی آنها این شده است که رئیس جمهور را مورد حمله روانی و تبلیغاتی قرار می دهند. امروز توافق کاملی بین آنها یعنی امریکا و دیگران داخل در این زمینه وجود دارد و تا جایی که در توان دارند، دولت آقای احمدی نژاد را مورد حمله تبلیغاتی کاملاً غیرمنصفانه قرار می دهند. آنها می گویند ما پس از انقلاب اسلامی دیگر قدرت جنگیدن در تمام جبهه ها را نداریم. باید هدفمان را مشخص و جزیی کنیم تا موفق شویم. آنها فعلاً اولویتشان را روی آقای احمدی نژاد قرار داده اند.
آقای دکتر احمدی نژاد در نشست دانشگاه کلمبیا بسیار خوب مواضعشان را اعلام کردند. من قبل از سفر رئیس جمهور گفتم خوب است که ایشان علاوه بر اینکه در سازمان ملل مانند سران سایر کشورها سخنرانی می کنند، با وجود همه محدودیت ها امکان حضور و صحبت با مردم امریکا را هم پیدا کنند. دانشگاه کلمبیا مرکز صهیونیست ها و از دانشگاه های معتبر امریکاست. به این مسئله فکر کردم که چون حقانیت با ما است چرا از این فرصت استفاده نکنیم. 200 تن از سران دولت های دیگر به این دانشگاه رفته بودند اما صحبت علمی انجام نمی دادند و بیشتر به تفریح و خوشگذرانی می پرداختند. آقای احمدی نژاد چند مرتبه به من گفته بودند که من علاقه زیادی دارم با مردم امریکا صحبت کنم ولی فکر کردم اگر از دانشگاه کلمبیا دعوتی برای آقای احمدی نژاد انجام شد، ایشان بروند و حتی اگر در آن جلسه اعتراض و یا فریادی علیه ما صورت گرفت، بازهم به نفع ماست. به هر حال، من که در طول دوران زندگی خود با رؤسای دانشگاه های امریکا همکاری داشته ام، اصلاً فکر نمی کردم کسی به احمقی و کوته فکری رئیس دانشگاه کلمبیا پیدا شود که توهین و فحاشی زیادی در صحبتهای خود داشته باشد. البته من از این مسئله خشنود شدم چون کسی که درابتدا به این شکل صحبت کند، مشروعیت خود را از دست می دهد. بعد هم در ادامه آقای احمدی نژاد صحبتهای خود را بیان کرد. اگر ما میلیونها دلار خرج می کردیم، تبلیغاتی که آنها علیه خودشان و به نفع ما انجام دادند، نمی توانستیم انجام دهیم. جهالت و احمقی این صهیونیستها موجب شد که اشتباه بزرگی را مرتکب شوند. دانشجویان و دانشگاه های امریکا بعد از سخنرانی آقای احمدی نژاد از من برای بیان نظراتم در مورد این جلسه دعوت کردند. در این دانشگاه ها این موضوع به عنوان موضوع روز قرار گرفت و مخالفین هم نتوانستند به هدف خود برسند. اظهارات رئیس دانشگاه کلمبیا واژه آزادی بیان و فرهنگ را از بین برد و نشان داد با وجود اینکه که همه مخالفین و صهیونیست ها نیروهای خود را علیه رئیس جمهور بسیج کرده بودند، باز به هدفشان نرسیدند. واقعاً زحمتی که دکتر احمدی نژاد در سفرها متحمل می شوند و انرژی و تسلط و خونسردیشان در مقابل مخالفین ستودنی است. اتکای ایشان به ارزشهای اسلام و انقلاب باعث به وجود آمدن انعکاس وسیع در رسانه ها برای ایشان شده است اما ما آنطور که باید و شاید در مورد مسائل انقلاب و همینطور دانشگاه کلمبیا پوشش لازم را ندادیم. ای کاش مستند خوبی از آن واقعه ساخته شود چون واقعاً تاریخی بود. اگر این واقعه بین امریکا و روسیه اتفاق می افتاد، مثلاً رئیس جمهور امریکا به دانشگاه روسیه می رفت و این همه نسبت به او فحاشی می شد، چه اتفاقی می افتاد. گاهی اوقات ما از فرصت های به دست آمده برای خود استفاده لازم را نبرده ایم. در ضمن من پیش بینی می کنم سفری که آقای احمدی نژاد در سپتامبر 2008 به نیویورک خواهند داشت، به دلیل انتخابات امریکا و مسائل ایران بسیار جالب خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 21:47 توسط اشک سرخ
|
|
|
سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا ضمن تشريح دستاوردهاي مهم سفر رييس جمهور به ايتاليا تاکيد کرد: بزرگترين دستاورد سفر احمدي نژاد به ايتاليا، تماس مستقيم با مردم اروپا بود.
"ابوالفضل ظهره وند" با تاکيد بر اهميت دستگاه سياست خارجي در اجرا و محقق کردن اين رويکردها، گفت : يک دستگاه سياست خارجي موفق کليد اصلي براي تحقق رويکردهاي دولت نهم است. ظهره وند که بيش از دو دهه فعاليت در دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي(از سال 1362) را در کارنامه خود ثبت کرده، از مرداد ماه سال 85 تاکنون به عنوان سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا مشغول خدمت بوده است. وي تصدي سرکنسولگري ايران در افغانستان به مدت 5 سال و در زمان سقوط رژيم طالبان را از جمله فعاليت هاي خود ذکر کرد. اين ديپلمات که سابقه فعاليت در دفتر رهبر معظم انقلاب و نيز سازمان صدا و سيما را دارد، اظهار داشت که در صورت پايان دوره ماموريت اش به عنوان سفير ايران در ايتاليا، احتمالا در شوراي عالي امنيت ملي مشغول خدمت خواهد شد. **سفر رييس جمهوري به ايتاليا بسيار مثبت بود سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا در پاسخ به اين سئوال ، " ارزيابي شما از سفر دکتر احمدي نژاد به ايتاليا براي شرکت در اجلاس فائو چيست؟"، به تلاش برخي مطبوعات داخلي براي منفي جلوه دادن اين سفر اشاره کرد و در عين حال اظهار داشت : اين تلاش ها در حالي صورت گرفت که اين سفر بسيار مثبت بود. ظهره وند با بيان اينکه " اين سفر مي توانست دستاوردهاي بيشتري هم داشته باشد " در واکنش به اظهارات برخي مبني بر اينکه بهتر بود اين سفر انجام مي شد و يا انجام نمي شد، تاکيد کرد که اين سفر بايد صورت مي گرفت. اين ديپلمات ايراني ضمن انتقاد از رسانه هاي داخلي به خاطر عدم پوشش مناسب موفقيت هاي سفر رييس جمهوري به ايتاليا، خطاب به برخي مطبوعات که سعي در منفي جلوه دادن اين رويداد مهم داشتند، گفت: گاهي مطبوعات افرادي را در چارچوب ملاحظات حزبي مورد انتقاد قرار مي دهند، اما بايد توجه داشت در جايي که بحث "منافع ملي، اعتبار ملي و نظام جمهوري اسلام" مطرح است، نبايد واقعيت ها را کتمان کرد. وي تصريح کرد: حتي مطبوعات ايتاليا بهتر از برخي مطبوعات ايراني سفر رياست جمهوري را پوشش دادند و تنها درخصوص مواضع ضد اسراييلي احمدي نژاد، از او انتقاد کردند که البته ايشان بحث خود را در خصوص مخالفت با اسراييل در چارچوب يک استدلال منطقي و رويکرد دانشگاهي مطرح کرد اما اسراييلي ها اين را هم برنتابيدند و لابي آنها در ايتاليا روي اين موضوع مانور داد. ظهره وند با تاکيد به اينکه سفر احمدي نژاد به رم براي شرکت در اجلاس فائو "نشستي دوجانبه بين تهران و رم نبود و نمي توان انتظار داشت دستاوردهاي آن در حد يک سفر دوجانبه باشد"، افزود: حضور آقاي احمدي نژاد در اجلاس فائو نسبت به ديگر سران شرکت کننده در آن يک ويژگي خاص داشت چون مردم ايتاليا بسيار علاقه مند به ديدار و صحبت با ايشان بودند. اين ديپلمات ايراني با بيان اينکه مطبوعات و رسانه هاي ايتاليا تقريبا هر روز مطالبي عليه دولت و رييس جمهوري ايران منتشر مي کنند،خاطرنشان کرد: بزرگترين دستاورد سفر احمدي نژاد به ايتاليا تماس مستقيم با مردم اروپا بود و ايشان هم اتفاقا بيشتر براي همين کار به ايتاليا آمده بود. ظهره وند در ادامه اظهار داشت که سفارت ايران در ايتاليا هنگام سفر رييس جمهوري وظايف خود را از جمله تدارکات ، تامين امنيت سفر، ديدارهاي ايشان با خبرنگاران، نشست با صاحبان صنايع و تجار ايتاليايي و ايرانيان مقيم ايتاليا به بهترين نحو انجام داد، بطوريکه مي توان گفت ، امنيت، برنامه ريزي و حتي دستاوردهاي اين سفر از ديدار رييس جمهوري قبلي ايران به ايتاليا که بطور دوجانبه هم انجام شده بود، بهتر و بيشتر بود. اين ديپلمات ايراني افزود: حتي مسير حرکت رييس جمهوري طوري برنامه ريزي شده بود که تعدادي از صهيونيست ها و منافقاني که قصد داشتند در مسير حرکت آقاي احمدي نژاد تظاهرات کنند، موفق به اين کار نشدند، اين درحالي است که در زماني که آقاي خاتمي به ايتاليا سفر کرده بود، مخالفان به سمت خودروي وي تخم مرغ پرتاب کردند. ظهره وند مصاحبه تاثيرگذار احمدي نژاد با خبرنگاران رسانه هاي مطرح ايتاليايي را يکي از نشانه هاي موفقيت آميز بودن سفر وي به ايتاليا دانست و اظهار داشت: استقبال پرشور ايراني هاي مقيم ايتاليا و مردم اين کشور از رييس جمهوري از نکات برجسته سفر بود بطوريکه مردم اذعان کردند "احمدي نژادي که ما اينجا ديديم با احمدي نژادي که قبلا به ما معرفي کرده بودند، خيلي تفاوت داشت و ما متاسفيم که ايشان را درست به ما معرفي نکرده بودند". سفير ايران در ايتاليا افزود: اين همان چيزي بود که آقاي احمدي نژاد مي خواست و گفت که "من براي مردم آمده ام و آمده ام تا با مردم ايتاليا تماس و تعامل مستقيم داشته باشم". ظهره وند اين نوع رويکرد رييس جمهوري را مورد ستايش قرار داد و تصريح کرد: تعامل و تماس با مردم و ملت هاي جهان يکي از رويکردهاي مهم دولت نهم به شمار مي رود. ** ايتاليا و موضوع هسته اي ايران ظهره وند در خصوص نگاه اروپا و ايتاليا به فعاليت هاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران، گفت : امروز همه قبول دارند که موضوع هسته اي ما قبل از اينکه يک موضوع فني و حقوقي باشد، تبديل به يک مسئله سياسي شده است و خود اروپا هم سياسي بودن اين موضوع را تاييد مي کند. وي پيشرفت ها و دستاوردهاي قابل توجه ايران در زمينه فناوري صلح آميز هسته اي را يکي از نتايج رويکرد مثبت دولت نهم در عرصه سياست خارجي دانست و پيشرفت اين فناوري از 30 دستگاه سانتريفيوژ غير فعال و نمايشي به هزاران دستگاه فعال را از دستاوردهاي دولت نهم ذکر کرد. اين ديپلمات ايراني در خصوص موضع اتحاديه اروپا هم گفت : اگر اتحاديه اروپا يک اتحاديه است در عين مواضع تک تک کشورهاي عضو آن از هم متفاوت است و اگر اين اتحاديه در بحث تهديدها بتواند موضع مشترک داشته باشد، اما در بحث فرصت ها مواضع اعضاي آن متفاوت است که نمونه آن را مي توان در 1+5 مشاهده کرد. ظهره وند افزود: ايتاليا بسيار تلاش داشته و دارد که وارد 1+5 شود که همين امر به يک منازعه جديد بين ايتاليا و آلمان تبديل شده است چون آلمان مي داند که با ورود ايتاليا به اين گروه، منافع برلين را در معرض تضعيف و تهديد قرار مي دهد. بنابراين اعضاي اتحاديه اروپا شايد در بحث تهديدها مواضع مشترک داشته باشند، اما مواضع آنها در بحث فرصتها کاملا متفاوت است و هر کشور به دنبال استفاده از فرصت ها به نفع خود است. وي تصريح کرد: دولت نهم نسبت به اين موضوع به خوبي واقف و معتقد است بايد به اين موضوع توجه داشت و با شناسايي فرصت هايي که کشورهاي مختلف به دنبال آن هستند و متناسب با آن براي تعامل هاي بيشتر و بهتر برنامه ريزي کرد. ** سياست خارجي 50 درصد از دولت است ظهره وند در بخش ديگري از اين گفت و گو با تاکيد بر اهميت دستگاه ديپلماسي در پيشبرد اهداف کشور گفت: به نظر من سياست خارجي 50 درصد از دولت است و هيچ دولتي بدون داشتن يک سياست خارجي منسجم و کارآمد قادر به دسترسي به اهداف و برنامه خود نخواهد بود. وي تصريح کرد: حلقه مفقوده اي که همواره در دولت هاي قبلي جمهوري اسلامي وجود داشته و در دولت کنوني هم وجود دارد بحث توانايي و کارآمدي دستگاه سياست خارجي است. اين ديپلمات تصريح کرد: سياست خارجي که بخواهد جداي از برنامه هاي دولت عمل کند، فقط يک دستگاه هزينه ساز است. وي با اشاره به دستگاه ديپلماسي کشورهاي اروپايي به ويژه ايتاليا به عنوان نمونه اي از سياست خارجي موفق گفت: هيچ امري در کشورهاي اتحاديه اروپا از جمله ايتاليا بدون نظارت و اشراف دقيق و کامل دستگاه سياست خارجي اتفاق نمي افتد. ظهره وند دستگاه ديپلماسي موفق را به قيف دو طرفه اي تشبيه کرد که هرگونه تعامل ورودي و خروجي حتي فعاليت هاي بخش خصوصي بايد از گلوي تنگ قيف سياست خارجي عبور کند و تحت نظارت دقيق آن باشد اين ديپلمات با تغيير يک ضرب المثل که "ديگي که براي ملت نجوشد، بايد خالي کرد" گفت: مديريت سياست خارجي ما تا امروز اين توانايي را نداشته که بتواند يک برنامه فعال سياست خارجي داشته باشد. توفيقات و کاميابي هاي سياست خارجي در طول 3 سال گذشته صرفا بخاطر نوع مديريت و رويکرد شخص رييس جمهوري بوده است و افتخارات بدست آمده در اين عرصه را بايد به پاي ايستادگي و درايت شخص آقاي احمدي نژاد نوشت. وي افزود: دستگاه سياست خارجي ما متاسفانه جزيره اي بريده از دولت و از انتظارات نظام است و سرگرم انجام کار خودش است. اين جزيره بايد به دولت وصل شود و در واقع چشمي امين و مورد اعتماد براي خواسته ها و انتظارات و نيازهاي ملت و دولت باشد. ظهره وند افزود: سياست خارجي که منافع افرادش بر ملاحظات ملي و منافع مردم و ملاحظات دولت بچربد، به درد نمي خورد . سياست خارجي بايد شجاع باشد و نترسد ، سياست خارجي که افرادش بخواهند بي اعتقاد به رييس دولت باشند، نمي تواند يک سياست خارجي فعال باشد. وي با بيان اينکه بيش از دو دهه در عرصه سياست خارجي سابقه فعاليت دارد و تک تک افراد اين حوزه را با سوابقشان مي شناسد، گفت: بايد در اين دستگاه يک بازنگري جديد صورت گيرد. ظهره وند گفت: به عنوان يک فرد امين و دلسوز و صادق نظام عرض مي کنم دستگاه سياست خارجي با اين عملکرد نه تنها براي ما فرصت ساز نيست بکله فشارها را نيز افزايش خواهد داد و هزينه ساز خواهد بود. به رويکردهاي دولت نهم اعتقاد دارم وي در پايان در خصوص رويکردهاي دولت نهم گفت: همواره از رويکردهاي دولت نهم حمايت کرده ام و رويکردهاي دولت نهم همان رويکردهاي رهبري و حضرت امام (ره) است. اين ديپلمات با بيان اينکه دستگاه سياست خارجي نقش بسيار مهمي در اجرا و محقق کردن اين رويکردها دارد، گفت: دستگاه سياست خارجي کليد اصلي براي تحقق اين رويکردها است و بدون دستگاه سياست خارجي موفق اين رويکردها حتي اصل 44شانس تحقق نخواهد داشت.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 19:14 توسط اشک سرخ
|
|
|
صالح با ذكر جزئياتي از نقش آفريني آيت الله مصباح يزدي در پيروزي انقلاب اسلامي از كساني كه اين روحاني برجسته را متهم به عدم همراهي با نهضت امام خميني (ره) ميكنند، خواست كه به جاي استناد به خاطرات و نقل قولها، اسناد معتبر را ملاك گفتار خود قرار دهند.
سيدمحسن صالح مدير سياسي جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مجموعه 8 جلدي "جامعه مدرسين از آغاز تاكنون" را تدوين كرده است، در گفتگویی در واكنش به ادعاهاي يك عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز مبني بر عدم حضور آيت الله مصباح يزدي در صحنه انقلاب، خاستگاه سخنان سيد علي اكبر محتشمي پور را فراموشي ناشي از گذشت زمان دانست. صالح اظهار داشت: بر خلاف ادعاي محتشمي پور كه مي گويد "آيت الله مصباح يزدي از سال 43 و در اوج قيام مردمي عليه رژيم منحوس پهلوي هيچ نقشي در نهضت امام خميني (ره) نداشته و صرفا به درس و بحث هاي علمي پرداخته است"، بيانيههاي مدرسين حوزه علميه قم در طول سال هاي 42 تا 57 نشان مي دهد آيت الله مصباح يزدي بيش از برخي چهرههاي فعال سياسي پاي بيانيههاي اين تشكل را امضاء كرده است. وي افزود: از مجموع 107 بيانيه جامعه مدرسين حوزه عمليه قم، 60 بيانيه به صورت جمعي صادر شده و فاقد امضاء است اما از ميان 40 بيانيه داراي امضاء، آيت الله مصباح يزدي 16 بيانيه را امضاء كرده است؛ در حالي كه آقاي هاشمي رفسنجاني 6 بيانيه، آقاي قدوسي 11 بيانيه و شهيد مفتح نيز 6 بيانيه را امضاء كرده اند و اين نشان مي دهد آيت الله مصباح يزدي بعد از آقاي خلخالي كه 20 بيانيه را امضاء كرده بود، نقشي پررنگ در زمينه صدور بيانيههاي انقلابي داشته اند. مدير سياسي جامعه مدرسين حوزه علميه قم به تشريح جزئيات بيانيههايي كه از سوي اين جامعه صادر شده و به امضاء آيت الله محمد تقي مصباح يزدي رسيده، پرداخت و گفت: اولين بيانيه كه آيت الله مصباح يزدي امضاء كرد، مربوط به بازداشت امام خميني (ره) در سال 42 بود كه در هشتم مهر ماه صادر شد و ايشان در اسفند همان سال در خصوص زنداني شدن امام و آقاي قمي براي نخست وزير وقت تلگراف فرستاد. صالح افزود: آيت الله مصباح يزدي در دي ماه سال 43 بيانيه مربوط به وظيفه وعاظ و سخنگويان مبني بر روشنگري در خصوص بازداشت امام و ياران ايشان را امضاء كرد؛ در بهمن همان سال نيز براي غلامعباس هويدا نخست وزير وقت نامه سرگشاده فرستاد و نسبت به اوضاع نابسامان كشور تذكر داد و در فروردين ماه سال 44 براي پيگيري نامه خود و وضعيت امام راحل (ره) بار ديگر در سال 44 براي نخست وزير نامه فرستاد. وي افزود: آيت الله مصباح يزدي همچنين در مهر ماه سال 44 بعد از انتقال امام (ره) از تركيه به نجف بيانيه جامعه مدرسين را امضاء كرد و در 30 بهمن در نامه اي به هويدا از او در اين زمينه سئوال مي كند و در فرودين سال 45 در اعتراض به دستگيري جمعي از علما و مراجع ايران و عراق بيانيه جامعه مدرسين را امضاء كرده و در همين رابطه بلافاصله تلگرافي براي چند تن از روحانيون دستگير شده (آذري قمي، رباني شيرازي و منتظري) ارسال كرد. "بعد از رحلت آيت الله حكيم كه بحث مرجعيت پس از ايشان مطرح شد، آيت الله مصباح يزدي در 14 خرداد 49 همراه با جمعي از مدرسين حوزه علميه قم تلگرافي منتشر مي كنند كه در آن از امام خميني (ره) به عنوان مرجع تقليد شيعه ياد مي كنند كه اين اقدام زمينه صدور اعلاميه در اعلام مرجعيت مرجعيت آن حضرت شد" نويسنده مجموعه 8 جلدي "جامعه مدرسين از آغاز تاكنون" اظهار داشت: در سال 56 كه مبارزات مردمي عليه رژيم گذشته به اوج خود رسيد، آيت الله مصباح يزدي در 22 دي ماه بيانيه اي در اعتراض به فاجعه 19 دي (مصادف با 29 محرم 1398 هجري قمري) امضاء كرد و در 16 فروردين ماه سال 57 همراه با جمعي از مدرسين حوزه علميه قم، بيانيه اي در خصوص فجايع يزد صادر كردند و امضاء ايشان پاي بيانيه اين جامعه درباره مسائل سياسي روز كه 25 فروردين ماه سال مذكور صادر شد، مشاهده مي شود. مدير سياسي جامعه مدرسين علمي قم يادآور شد: آيتالله مصباح يزدي در 18 آذر سال 57 تلگرافي را براي ژسكاردستن رئيس جمهور وقت فرانسه فرستاد و با اشاره به حضور امام خميني (ره) در آن كشور به وي تذكر داد كه ايشان نماينده ملتي 35 ميليون نفري است و بايد از ايشان بخوبي مراقبت شود كه اين نامه در تاريخ ثبت شده و عجيب است آقاي محتشمي پور كه خود را فردي مطلع از تاريخ و نزديك به معمار كبير انقلاب ميداند مدعي ميشود آيتالله مصباح يزدي حركتي در راستاي اهداف انقلاب اسلامي نداشته است. صالح بر تاكيد بر اينكه بخش عمده مبارزات در سالهاي 42 تا 57 مربوط به صدور بيانيهها و حركتهاي افشاگرانه ميشود نقش آيتالله مصباح يزدي در اين زمينه را پر رنگ دانست و از كساني كه فعاليتهاي مبارزاتي اين روحاني صاحب نام را زير سئوال ميبرند پرسيد آيا كسي كه بيانيههاي متعددي را امضا كرده و براي مسوولان سياسي نامه مينويسد آيا ميتوان حضور وي در عرصه انقلاب را انكار كرد. وي در عين حال به ذكر نمونههايي از فعاليتهاي مبارزاتي آيتالله مصباح يزدي در صحنه عمل و فراتر از امضاي بيانيهها و نامهنگاريها پرداخت و گفت: آيتالله مصباح يزدي در سالهاي 42 و 43 با همكاري آقايان مشكيني، ربّاني، هاشمي رفسنجاني، آذري قمي، اميني، قدوسي، حائري تهراني و رهبر معظم انقلاب و برادر ايشان آقاسيد محمد، جمعيت 11 نفره سري را تأسيس كرد كه مراجعه به اساسنامه آن نشانگر شجاعت و خردمندي مؤسسان اين گروه است. صالح با تاكيد بر اينكه اساسنامه جمعيت 11 نفره سري بعدها به عنوان پيشنويس اساسنامه جامعه مدرسين حوزه علميه قم مورد استفاده قرار گرفت خاطرنشان كرد: در اين اساسنامه براي جمعيت بخشهاي مختلفي چون شوراي عالي مؤسسان و واحد اطلاعات و ارتباطات، دفتر بازرسي و دادگاه در نظر گرفته شد، اين مسئله را بيانگر درايت و هوشمندي و موقعيتشناسي آيتالله مصباح يزدي و همراهان وي دانست. نويسنده مجموعه 8 جلدي «جامعه مدرسين از آغاز تاكنون» در پاسخ به ادعاي محتشمي پور مبني بر عدم حضور آيتالله مصباح يزدي در زندان و تحمل رنج تبعيد و سختيهاي ناشي از مبارزه با رژيم گذشته اظهار داشت: پس از آنكه اساسنامه جمعيت 11 نفره سري كه با دست خط آيتالله مصباح يزدي به رشته تحرير درآمده بود توسط ساواك لو رفت، ايشان 6 ماه از قم خارج شده و در نقاط مختلف كشور مخفيانه زندگي كردند و بعدها كه توسط ساواك دستگير شدند و در اسناد اين سازمان به عنوان فردي خطرناك دو جلسه مورد بازجويي قرار گرفتند به دليل آنكه دستگاه امنيتي رژيم منحوس پهلوي نتوانست به نتيجه برسد آزاد شدند. وي ادامه داد: بعد از آنكه شهيد بهشتي به هامبورگ آلمان سفر كرد فعاليتهاي گروه ولايت با افت و خيز مواجه شد اما با سفارش آيتالله بهشتي مبني بر تداوم فعاليتهاي اين گروه در جلب نيروهاي جديد گروه ولايت به حيات خود ادامه داد و هزاران برگ فيش در زمينه حكومت اسلامي توسط اعضاي گروه تهيه شد اما دفتر اين گروه توسط ساواك اشغال و مجموعههاي تهيه شده معدوم گرديد. مدير سياسي جامعه مدرسين حوزه علميه قم همچنين به انتشار نشريه بعثت و انتقام توسط آيتالله مصباح يزدي اشاره كرد و گفت: به تصريح بسياري چهرههاي شاخص از جمله آقايان دعايي و حجتي كرماني، اين نشريه نقش محوري در فعاليتهاي مبارزاتي نيروهاي انقلاب داشت و آقاي هاشمي رفسنجاني با تاكيد بر اينكه بعثت و انتقام بيشتر جنبه سياسي و افشاگرانه داشت انتشار نشريه مذكور را در آن مقطع محور مبارزات انقلابيون ميداند. صالح در ادامه از اينكه محتشمي پور با استناد به خاطرهاي از مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي كه مدعي است آيتالله مصباح يزدي از سال 52 تفكر حجتيه را تبليغ ميكرد و هرگونه قيام پيش از قيام منجي عالم بشريت را محكوم به شكست ميدانست ابراز تاسف كرد و چنين موضوعي را نادرست دانست. وي همچنين طرح اين ادعا كه آيتالله مصباح يزدي در ايامي كه امام خميني (ره) ايام نيمه شعبان را عزا اعلام كرده و دستور عدم برگزاري جشن در سالهاي حكومت رژيم منحوس پهلوي را صادر كردند در مؤسسه در راه حق جشن نيمه شعبان را برپا و دفتر مؤسسه را چراغاني كرد تكذيب كرد و متذكر شد در آن ايام مؤسسه تحت مديريت آيتالله مصباح يزدي به دليل تعميرات تعطيل بود و تقريبا فعاليتهاي آن در حال تعليق قرار داشت. مدير سياسي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پايان به كساني كه سوابق و فعاليتهاي مبارزاتي آيتالله مصباح يزدي را انكار كرده و يا زير سوال ميبرند توصيه كرد كلام خود را مستند به اسناد غير قابل انكار كنند و به جاي مبنا قرار دادن اظهارات بيپايه و اساس و توجه به نقل و قولها اسناد معتبر و كتب تاريخي را ملاك گفتار خود قرار دهند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 15:10 توسط اشک سرخ
|
|
|
مسألة انتخابات سال آيندة رياستجمهوري، چندي است كه به كابوسي براي دومخرداديها تبديل شده است.
از سويي چهرهاي مقبول و داراي وجهه ميان مردم ندارند، و از سوي ديگر دچار هراس از رقابت با شخصيت محبوب و داراي پايگاه مردميِ دكتر احمدينژاد هستند.
از آنجا كه برآورد دقيقي از ميزان راي خاتمي ندارند و از شكست خاتمي در مقابل احمدينژاد و پايان عمر سياسي گروه دوم خرداد هراس زيادي داشته، تلاش ميكنند عناصري را كه داراي مباني اصولگرايي سستي هستند و گرايش آنها به اصلاحطلبان بيشتر است، و در ميان اصولگرايان واقعي مقبوليتي ندارند را جذب كنند، تا هم از آراي او، هر چند اندك در ميان مردم برخوردار باشند و هم با هماهنگكردن دومخرداديها براي راي به او، از بحرانِ رقابت با احمدينژاد، برهند. بزرگنمايي خبري شهردار تهران در رسانههاي دومخردادي و بهرهمندي متقابل آنها از برخي مزاياي شهرداري و به كارگيري نيروهايشان در شهرداري تهران، همچون برخي مديريتهاي فرهنگي و بنگاهي همچون متروي تهران، نشان از تفاهم ميان آقاي قاليباف و عناصر دومخردادي دارد. بر اساس گزارشها، محمدباقر قاليباف، نامزد شكستخوردة انتخابات رياستجمهوري گذشته، در ديداري با محمد خاتمي در خصوص انتخابات رياستجمهوري آينده گفتوگو و مشورت كرده است. خاتمي در اين جلسه ضمن توصيههايي به قاليباف، از وي ميخواهد ديداري نيز با بهزاد نبوي - عضو سازمان نامشروع مجاهدين - داشته باشد و با او به تفاهم برسد. قاليباف به توصيه خاتمي براي ديدار با بهزاد نبوي عمل ميكند. چندي پيش بهزاد نبوي نيز در گفتوگو با روزنامه اعتماد به مواردي اشاره كرده است، كه علاوه بر اين كه نشان از توهم رايآوري خاتمي دارد، عدم اتحاد و برنامهريزي جدي و زمينهسازي براي كانديدايي غير از خاتمي را يادآور ميشود، بهزاد نبوي به روزنامة اعتماد گفته است: « از امروز، دو بحث مطرح است؛ يكي اينكه ما از هماكنون دقيقاً راجع به انتخابات فكر و برنامهريزي كنيم و ديگر اينكه از امروز هركس احساس تكليف كند و اعلام كند نامزد رياستجمهوري دور دهم است. من با گزينه اول موافق هستم كه اصلاحطلبان از هماكنون به فكر نامزد مطلوب باشند، رايزني كنند، ديدار داشته باشند، با هم مشورت كنند و تمام كارهاي لازمه را انجام دهند، ولي لزومي ندارد از امروز همه وارد ميدان شوند و مثلاً 50 نفر براي نامزدي رياستجمهوري اعلام آمادگي كنند، زيرا بعدها امكان اجماع در مورد آنها سخت خواهد بود، لذا بهتر است اين فعاليتها كمتر نمود بيروني داشته باشد. هرچه بيشتر در درون جبهه اصلاحات بين گروهها و شخصيتهاي اصلاحطلب رايزني شود، بهتر است. توصية ما به همه اين است كه اگر كسي خود را براي نامزدي صالح ميداند، فعلاً خود را مطرح نكند و اجازه دهد كه رايزنيها به نتيجه برسد. مشخص شود آيا آقاي خاتميمانندي حاضر است به ميدان بيايد؟ اگر به ميدان بيايد، بسياري از افرادي كه خود را صالح ميدانند قبول خواهند كرد كه تكليف از آنها ساقط است. بنابراين اينكه براي از دست ندادن فرصت، عدهاي از امروز شروع به تبليغات كنند، تاثير ندارد زيرا در انتخابات رياستجمهوري نميتوان چهره ناشناس معرفي كرد كه شهر به شهر و ده به ده بگردد، در مجالس ترحيم و عروسي شركت كند و... تا شناخته شود. بايد فضاي عمومي ايجاد شود و در مجموع فرد شناخته شدهاي نامزد باشد.» بهزاد نبوي افزود: « استنباط من اين است كه اگر بين اصلاحطلبها اجماع وجود نداشته باشد، با شرايط موجود امكان برد كم است. البته به فرض اگر آقاي خاتمي نامزد رياستجمهوري شود، مشكل اجماع حل است. فرضاً چنانچه گروههايي هم اجماع نكنند، توان شكستن راي خاتمي را نخواهند داشت. اگر آقاي خاتمي حاضر نشود نامزد شود، كار دشوارتر و بحث اجماع از اهميت بيشتري برخوردار ميشود. اگر وارد شديم قطعاً بايد با اجماع وارد شويم و در آن شرايط نميتوان نامزدهاي جدا داشت، يعني اگر تجربه دور نهم رياستجمهوري تكرار شود ما حتماً شكست خواهيم خورد. ضمن اينكه اگر اجماع هم جز روي نظاير خاتمي باشد، با توجه به شرايط موجود، راي آوري محل ترديد خواهد بود، لذا اگر كار از آقاي خاتمي بگذرد ممكن است مصلحت عدم شركت باشد ولي اگر قرار بر شركت باشد بايد حتماً اجماع وجود داشته باشد.» در اين رابطه رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان نيز گفته است: «شنیدههاي موثق من حاکی از آن است که برخي اصلاحطلبان نظير بهزاد نبوي طي روزهاي اخير در تلاشند كه از جريان اصولگراي كشور يارگيري كنند و در اين زمينه با يكي از چهره هاي اين جناح رايزنيهاي متعددي داشتهاند. » محمدعادل فومنی در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان ميافزايد: «طبق اطلاع ما جریانهای فکری در سازمان مجاهدين در فکر آوردن يك چهره ديگر به جای خاتمی هستند و در اين راستا رايزنيهاي مهمي را با برخي چهرهها از جمله يكي از چهرههاي جناح اصولگرا داشتهاند.» رایزنیهای زودهنگام انتخاباتی قالیباف با سران جریان دوم خرداد در حالی آغاز ميشود که وی سال 84 نیز با بهزاد نبوی دربارة انتخابات ریاستجمهوری نهم دیدار و گفتوگو کرده بود. در آن دیدار نبوی با توجه به شرایط و قرائن وقت احتمال پیروزی قالیباف در انتخابات را ضعیف دانسته بود. محمدباقر قالیباف در انتخابات 27 خرداد 84 علیرغم انجام تبلیغات پرهزینه که به گفته یکی از اعضاي ستاد انتخاباتی وی برگرفته از مدل تبلیغاتی حزب کارگر انگلیس بود، از راهیابی به مرحله دوم بازماند و بعد از هاشمی، احمدینژاد و کروبی در رده چهارم قرار گرفت. ناظران سیاسی معتقدند قالیباف هم در مقایسه با انتخابات 84 حامیان اصولگرای خود را از دست داده و در حال پشتوانهسازی از سایر گروههای سیاسی است. قالیباف که از شهریور ماه 84 شهردار تهران میباشد، اعلام کرده از سیاست متنفر است و اقدامات وی در حوزه شهری جنبه تبلیغاتی برای جلب رأی مردم را ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 14:54 توسط اشک سرخ
|
|
|
روز 4 تیر 84 هنگامی که نتیجه قطعی انتخابات ریاست جمهوری مشخص شد، دولت وقت به صورت ضرب الاجلی به تصویب برخی طرح ها در هیأت دولت و ارسال لوایح به مجلس اقدام کرد که این طرح ها و لوایح اغلب از قوت کارشناسی قابل توجهی برخوردار نبود و با انگیزه محدود ساختن تصمیم سازی های دولت بعدی تهیه شده بود.
برخی از این مصوبات ضرب الاجلی مانند برداشت از حساب ذخيره ارزي و خالي کردن اين حساب، صدور مجوز يکباره بيش از 70 نشريه، قراردادهاي نفتي، اعزام سفيران و... هر يک به موانعي براي کاهش سرعت دولت و مجبور ساختن دولت به اصلاح اين مصوبات تبديل شدند.
براساس برخي گزارش ها، تنها در اواخر تيرماه 84 مجوز انتشار بيش از 70 نشريه صادر شد كه برخي از اين دريافت كنندگان داراي مشاغل غيرمطبوعاتي بودند و برخي ديگر سوابق منفي و ناموفقي را در عرصه مطبوعات داشتند.
همچنین در ماه هاي آخر دولت هشتم و علي رغم اعلام دولت مبني بر عدم اعزام سفيران جديد، برخی سفراي جديد به كشورهاي خارجي اعزام شدند که اغلب از نزدیکان سیاسی دولت وقت بودند.
با تصويب دولت هشتم، يك ميليارد و 110 ميليون ريال به وزرا و معاونان جهت كمك هزينه هاي ضروري پرداخت شد. اين در حالي بود كه 3 ماه بیشتر از ابتدای سال نگذشته بود و بخش اعظم اعتبارات اختصاص يافته براساس بودجه، هنوز هزينه نشده بود.
با تصويب هيأت دولت، مقرر شد دولت تا پايان شهريور ماه 84، سه مرتبه از حساب ذخيره ارزي در مجموع به ميزان 940 ميليون دلار برداشت كند.
براساس اين تصويب نامه، بانك مركزي مكلف بود معادل 940ميليون دلار از موجودي حساب ذخيره ارزي را معادل 658 ميليون دلار يعني 70 درصد آن را تا پنجم تيرماه و 188 ميليون دلار يعني 20 درصد آن را تا 30 تيرماه و 94 ميليون دلار مابقي يعني 10 درصد آن را تا 20 مردادماه سال 84 به حساب خود برداشت و وجوه ريالي ناشي از تسعير اعتبار ارزي ياد شده را به حساب خزانه واريز كند.
نكته قابل توجه در اين مصوبه آن است كه 90 درصد برداشت دولت، قبل از انتقال دولت انجام شد.
مصباحي مقدم، عضو كميسيون اقتصادي مجلس هفتم در این زمینه اعلام كرده بود از مجموع 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي، تنها 12 ميليارد دلار باقي مانده است. وي با اشاره به عملكرد دولت وقت در برداشت از حساب ذخيره ارزي گفته بود دولت در چند سال اخير سعي كرده است مشكلات نقدينگي خود را با لوايحي براي برداشت از اين حساب برطرف كند كه اين اقدام اصلاً منطقي نيست و تورم نيز باعث دامن زدن به آن مي شود.
به اعتقاد برخي كارشناسان، آنچه در حساب ذخيره ارزي باقي ماند كمي بيش از 8 ميليارد دلار بود كه قرارداد آن با بخش خصوصي بسته شد يعني دولت آينده با حساب خالي صندوق ارزي روبرو شد.
در سه ماهه اول 84 نسبت به مدت مشابه سال قبل، برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي حدود 500 درصد رشد داشت.
براساس گزارش هاي بانك مركزي، ميزان برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي از يك هزار و 713 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال 82 به 8 هزار و 532 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال جاري رسيده بود.
دولت در حالي در 3 ماهه اول سال 84 هشت هزار و 532 ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي برداشت كرد كه طبق رقم مصوب بودجه اي، در اين مدت بايد يك هزار و 126 ميليارد ريال از منابع اين حساب استفاده مي كرده است.
احمدي نژاد در حقیقت دولت را در شرایطی تحویل گرفت که قوه مجريه با كسري بودجه 2/9 ميليارد دلاري مواجه بود. حساب ذخيره ارزي تقريباً خالي و رشد نقدينگي به مرز 30 درصد رسيده بود. همچنين بودجه سال 84 با كسري 10 ميليارد دلاري روبرو بود.
به اعتقاد كارشناسان، رشد نقدينگي در سال 84 به رقم 60 هزار ميليارد تومان رسيد كه آثار تورمي سنگين را براقتصاد كشور تحميل كرد.
به گفته كارشناسان در سال 84 با وجود هزينه 400 ميليارد دلاري در طول سه برنامه توسعه، شاخصه هاي اقتصادي مطلوبي را نداريم و از مجموع 30 ميليارد دلار صندوق ذخيره ارزي، 75 درصد آن صرف هزينه هاي جاري و مخارج اضافي شده است.
همچنين براساس آمار سازمان برنامه و بودجه، 54 هزار طرح نيمه تمام در كشور وجود داشت كه هزينه استهلاك آنها ميلياردها دلار برآورد شد. در آن سال، 9 ميليون نفر از مردم زير خط فقر به سر مي بردند كه از اين تعداد حدود دو ميليون نفر در فقر مطلق زندگي مي كردند.
براساس مصوبه دولت وقت، معادل 2 ماه حقوق و پاداش به كاركنان ستادي پرداخت شد. اين مصوبه در حالي اجرايي شد كه دولت در سال هاي قبل از آن، همواره با كسري بودجه مواجه بود و در ماه هاي آخر سال 83 نه تنها قادر به پرداخت عيدي كاركنان نبود، بلكه حقوق عادي معلمان، ارتشي ها، پرستاران و بازنشستگان با تأخيرهاي چند ماهه پرداخت شد.
از سوی دیگر، سرعت انعقاد قراردادها بويژه در امور نفتي طي هفته ها و ماه هاي آخر دولت هشتم به طور کم سابقه ای امضا شد و بنا به دلایل نامشخص قراردادهایی که بعضاً با تأخير چند ساله در صف بودند، ناگهان مورد موافقت قرار گرفته و امضا شدند.
نكته تأسفبار در اين قراردادها، واگذاري آنها با ارقام بسيار بالاتر به طرف هاي خارجي نسبت به متقاضيان داخلي بود.
مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي درباره انعقاد برخي از اين قراردادها از جمله مناقصه هاي شركت ملي صنايع پتروشيمي مطالب تكان دهنده اي را منتشر كرد و توضيحات بعدي مسئولان شركت ملي صنايع پتروشيمي نيز نه تنها اين نگراني ها را برطرف نكرد، بلكه برآن افزود.
در گزارش مرکز پژوهش های مجلس درخصوص یکی از این قراردادها آمده بود: اولاً در اين دو قرارداد، پاكت دو شركت سازنده ايراني براي شركت در اين مناقصه ها باز نشد و كار به شركت هاي خارجي (آلماني) سپرده شد. ثانياً رقم پيشنهادي شركت هاي داخلي 565 ميليون يورو و كمتر از طرف خارجي بود. به عبارت ديگر معلوم نيست چرا كاري را كه شركت هاي داخلي قادر به انجام آن بوده اند، معادل 600 ميليارد تومان گران تر به طرف خارجي سپرده شد. با چه مجوزي اينگونه از بيت المال بذل و بخشش شده است. آيا پورسانت هاي حداقل 5 درصدي در اين معاملات سبب عقد قراردادهاي عجولانه، غيركارشناسانه و خلاف منافع ملي شده است؟
از سوي ديگر، مسئول سابق اطلاعات و اخبار مناطق نفت خيز جنوب، در گفتگو با برخي خبرگزاري ها، از حيف و ميل 800 ميليون دلاري در عقد قرارداد حوزه نفتي دارخوين خبر داد. به گفته اين مسئول، جمع كثيري از كارشناسان ارشد نفتي كشورمان با اشاره به پيشنهاد 220 ميليون دلاري سازندگان داخلي يادآور شدند: طرح چند مرحله اي شركت نفت خيز جنوب براي ميدان دارخوين از سوي كميته مشاركت هاي بين المللي به عنوان بهترين گزينه از نظر فني و اقتصادي نسبت به شركت هاي خارجي «اني»، «لازمو»، «بي جي» و «آركو» شناخته شده بود. قيمت پيشنهادي مناطق نفت خيز براي توسعه ميدان حدود 220 ميليون دلار اعلام شد كه از محل بخشي از توليد ميدان به راحتي قابل تأمين بود، ولي به اين مسأله اعتنايي نشد و سرانجام ميدان مذكور با بيش از يك ميليارد دلار به ايتاليايي ها واگذار گرديد كه در نتيجه حدود 800 ميليون دلار به كشور خسارت وارد گرديد. علت گراني اين شيوه آن است كه در بيع متقابل هزينه سرمايه گذاري ميادين را پيمانكار خارجي تعيين مي كند.
مدير شركت ايتاليايي «اني» پس از عقد قرارداد ميدان نفتي دارخوين، واگذاري اين ميدان مهم نفتي را به عنوان پاداشي بزرگ براي ايتاليايي ها خواند. شايد علت اظهارات وي اين باشد كه 60 درصد توليد نفت دارخوين براي سال هاي متمادي نصيب آنها شد.
مسئولان وزارت نفت در حالي يكي از دلايل عقد اين قرارداد را بهره مندي از تكنولوژي روز عنوان كردند كه حدود نيمي از كار توسعه ميادين نفتي را «شركت حفاري جنوب» انجام مي دهد و در ميدان هايي نظير دارخوين و ميدان گازي تابناك، دكل هاي خارجي با توجه به پيچيدگي هاي اين ميادين توانايي حفاري آنها را نداشتند لذا طرف هاي خارجي قرارداد، سرانجام مجبور شدند كار حفاري اين چاه ها را البته با واسطه گري و قيمت بسيار پايين به شركت ملي حفاري ايران واگذار نمايند. از سوي ديگر، براساس قراردادهايي كه طي ساليان اخير در مخزن نفت و گاز منعقد گرديده، برنامه كنترل توليد نفت و گاز كشور كه قبلاً تحت مديريت كارشناسان ايراني بود، به دست شركت هاي خارجي افتاد.
همچنین دولت هشتم در چند ماه آخر، دستور تأسيس 30 شهر جديد را صادر كرد. به طوری که تأسيس هر شهر جديد ده ها ميليارد تومان هزينه و بار مالي بر دوش دولت آينده مي گذاشت زيرا براي تأسيس هر شهر بايستي بيش از 100 اداره دولتي و كشوري در آن ايجاد شود.
انجام استخدام های گسترده در برخي وزارتخانه ها از جمله وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، كشور، جهاد كشاورزي، ارشاد، نفت، نيرو و صنايع و معادن و رسمی شدن كارمندان پيمانكار و قراردادي که تا پیش از آن به دليل مشكلات ريالي، استخدام نشده بودند، از جمله دیگر اقدامات انجام شده در ماههای پایانی دولت هشتم بود.
همچنین شوراي پول و اعتبار، تسهيلات مسكن را از 12 ميليون به 18 ميليون تومان افزايش داد، اما از آنجا كه تصميم گيران، اعتبار لازم را براي تحقق اين امر پيش بيني نكرده اند، دوره آزمايشي سه تا شش ماهه را براي آن مدنظر قرار دادند. به عبارت ديگر اگر دولت بعد طرح آزمايشي 18 ميليوني را متوقف می کرد، در افكار عمومي بايد جوابگو می بود. اين در حالي است كه برخلاف قبل، سقف سپرده گذاري مردم كه شش ميليون تومان بود، بدون تغيير باقي مانده است.
براساس مصوبه هيأت دولت، دولت آينده موظف به احداث 20 پالايشگاه در كشور نیز شد. اين در حالي بود كه وزير نفت دولت وقت بارها اعلام كرده بود با توجه به هزينه هاي هنگفت احداث پالايشگاه، عصر احداث پالايشگاه به سر آمده است.
هيأت دولت هشتم همچنین تأکید کرد ميزان فوق العاده در مورد كاركنان نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور تا شصت درصد قابل افزايش مي باشد و دستگاه هاي اجرايي مجازند براي تأمين هزينه استقرار اوليه كاركنان خويش معادل شش ماه فوق العاده اشتغال خارج از كشور را در ابتداي مأموريت به كاركنان پرداخت نمايند.
براساس مصوبه هيأت دولت، بدهي وارد كنندگان كالا در شبكه بانكي با بخشودگي مواجه خواهد شد. براساس مصوبه ديگري، بدهي وارد كنندگان دولتي كالا نيز با بخشودگي روبه رو شد.
مصوبات ضرب الاجلی متعدد دیگری نیز که حاوی بار مالی سنگینی برای دولت بود در ماههای آخر گذرانده شد که اگرچه اصل مورد توجه قرار گرفتن بسیاری از آنها ضروری بود اما تصویب ضرب الاجلی و کارشناسی نشده آنها با هدف تحت فشار گذاشتن دولت بعدی، موجب شد دولت نهم ماهها وقت صرف اصلاح این لوایح نماید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 20:19 توسط اشک سرخ
|
|
|
يكي از فرماندهان آمريكايي مستقر در عراق براي پيدا كردن منبع يا منابعي كه پروژه ربودن رييس جمهوري اسلامي ايران را در جريان سفرش به عراق لو دادند، مامور شده است.
اين نظامي پنتاگون در طول دو روز گذشته در تماس با بعضي از چهرههاي سياسي و امنيتي عراق، از آنها خواست در اين خصوص تحقيق و نتيجه بررسيهاي خود را به وي اعلام كنند. اين فرمانده آمريكايي به يكي از مقامات سياسي عراق گفت: افشاگري احمدي نژاد درباره طرح مشترك سيا و پنتاگون براي ربودن وي در بغداد دستگاه اطلاعاتي آمريكا را شوكه كرده است . وي اين را هم اضافه كرد كه طراحان و مسوولان اجرايي پروژه مذكور يكديگر را به بياحتياطي و لو دادن ماجرا متهم ميكنند. ایرنا
اخبار مرتبط: مشاهدات عيني از ناكامي اقدامات خرابكارانه در سفر احمدينژاد به عراق
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:28 توسط اشک سرخ
|