![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه |
|
خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی با اشاره به تاریخ آغاز انتخابات ریاست جمهوی ایران رقیبان محمود احمدی نژاد در اردوگاه اصلاح طلبان را طرفدار غرب نامید و نوشت براي روي كار آمدن آنها در ايران بايد تلاش بين المللي صورت گيرد.
رویترز دراین زمینه می نویسد : ایران ،دوازدهم ژوئن سال 2009 را تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشته و انتظار می رود که محمود احمدی نژاد علی رغم برخی انتقاداتی که به او می شود دوباره رییس جمهور گردد ولي اين نتيجه براي غرب مناسب نخواهد بود چون معلوم مي شود نتيجه فشار اقتصادي به ايران و تحريم ها نتيجه مطلوبي در اين حوزه هم نداشته است. رویترز می افزاید: در نقطه مقابل اصلاح طلبان و حامیان آن ها وجود دارند که تمایل به غرب دارند و دائم" احمدی نژاد" را بابت تعامل با غرب و برخی مسائل اقتصادی متهم می نمایند و بايد براي روي كار آمدن يك رييس جمهور غرب گرا در ايران تلاش شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 1:4 توسط اشک سرخ
|
|
|
يك وزير رژيم صهيونيستي در سخناني وقيحانه تاكيد كرد كه تاكتيك «ربودن» را ميتوان در مورد محمود احمدينژاد رييسجمهور ايران به كار برد.
خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس با اشاره به اين خبر به نقل از «رامي ايتان»، يك وزير كابينهي رژيم صهيونيستي آورده است:«مردي مانند احمدينژاد بايد براي محاكمه به لاهه كشانده شود و همه گزينهها درباره اينكه چگونه ميتوان او را به (لاهه) آورد (بر روي ميز) هستند!» ايتان در پاسخ به اين سوال كه آيا آدمربايي قابل پذيرش است؟ با اظهار نظري كه آشكارا با هرگونه قانون بينالمللي مغاير است، گفت:« بله، هر روشي امكان بالقوه است!» هنوز هيچ مرجع بينالمللي درباره اين موضعگيري عجيب و وقيحانه اين مقام رژيم صهيونيستي واكنشي نشان نداده است. ايتان يكي از ماموران موساد بود كه آدلف آيشمن، مغز متفكر نازيها را از آرژانتين در سال 1960 ربود و او را به تلآويو برد تا در آنجا محاكمه و اعدام شود. وي سپس رياست يك بخش از وزارت جنگ را داشت كه جاناتان پولارد، يك تحليلگر آمريكايي ـ يهودي را براي جاسوسي به نفع اسراييل به كار گرفت. اين موضوع به مسالهاي تبديل شد كه آن زمان به روابط رژيمصهيونيستي ـ آمريكا صدمه زد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:58 توسط اشک سرخ
|
|
|
نگاه اصلاح طلب - حامی خاتمی 250 کیلومتر ، آن هم در این جاده! محمدرضا امینی - اصلاح طلبان، در مقابل سناریوهای مختلفی قرار گرفته اند: حضور با یک کاندیدا، تعدد کاندیداها، خاتمی، کروبی، روی آوردن به یک چهره میانه رو که بتواند آرای هر دو جریان اصلی سیاسی را معطوف به خود کند، آوردن یک چهره جدید اصلاح طلب به میدان رقابت های انتخاباتی و ... . در این میان اما، گزینه ای نیز توسط برخی گروه ها و چهره های جریان دوم خرداد- یا کسانی که خود را بدان می چسبانند- مطرح می شود که نشان می دهد هنوز برخی از فعالان این اردوگاه، در حال و هوای دیگری هستند و هشت سال دولت های خاتمی و سه سال و اندی ریاست جمهوری احمدی نژاد، برای آنها، چیزی جز "هیچ" نبوده است و از این رو ، تجربه ای از این 11 سال در چنته نیندوخته اند. خلاصه گزینه آنها این است: اصلاح طلبان، بر روی فردی که احتمال ردصلاحیتش بالاست- و حتی قطعی است- اجماع و تهدید کنند که اگر او ردصلاحیت شود، انتخابات را تحریم خواهند کرد.
منطق استدلال آن هم این است : "اجازه بدهید ما کاندیدای مورد نظر خود را معرفی کنیم و بقیه کار را به مردم بسپاریم. اگر آنها به او رای دادند که دیگر نباید در مقابل خواسته مردم مقاومت کرد و اگر هم رای ندادند که قضیه منتفی است. ولی اگر بخواهید ما را از شرکت در انتخابات با نامزد مطلوب خودمان محروم کنید، ما هم ترجیح می دهیم که اساسا شرکت نکنیم و حتی از هواداران خود نیز بخواهیم انتخابات را تحریم کنند." البته اگر آرمانگرایانه اندیشه شود و سایر عوامل واقعی در جامعه سیاسی ایران ندیده گرفته شود، شاید ، این گزینه مناسبی به نظر آید. اما اجازه دهید کمی از این فضای آرمانی و فارغ از عوامل مزاحمت زا خارج شویم و پا به دنیای واقعیت بگذاریم. واقعیت این است که تنها تفکر واقعی موجود در جغرافیای سیاسی ایران امروز، "اصلاح طلبی" نیست و جامعه کنونی ما بسیار متکثر است. حتی در میان خود اصلاح طلبان نیز طیف های فکری و نحله های سیاسی متعددی وجود دارند و لذا، حتی نمی توان اصلاح طلبی را نیز یک تفکر واحد و یکپارچه دانست.
این تکثر باعث می شود صاحبان هر کدام از نحله های فکری و سیاسی، سرعت بالای طیف مقابل را به هر نحو ممکن مهار کنند. به عنوان مثال، اگر افراطیون سنت گرا در ایران، دولت را به دست گیرند و بخواهند برخی منویات افراطی خویش را در کشور عملیاتی کنند، جریان های معتدل و از جمله اصلاح طلبان نخواهند گذاشت این اتفاق، آنگونه که افراطیون می خواهند انجام شود ولو آنکه از طریق تجمعات مردمی و اقدامات رسانه ای و فعالیت های مدنی این مقاومت را شکل دهند.
اصلاح طلبان نیز اگر بخواهند در جاده اصلاحات، با سرعت بالا برانند، قطعا با مقاومت های طرف های مقابل روبه رو خواهند شد و هرگز به مقصد نخواهند رسید. مثل اصلاح طلبانی که قائل به سرعت زیاد هستند مثل راننده ای است که تصمیم می گیرد با سرعت 250 کیلومتر فاصله 1000 کیلومتری را در چهار ساعت طی کند. محاسبات او، البته بر روی کاغذ و با منطق ریاضی، کاملا درست است. نفی خشونت در همه اَشکال آن، از اصول بنیادین گفتمان اصلاح طلبی است ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که از هم اکنون برخی منتسبان به اصلاح طلبان، خشونت سیاسی را تجویز می کنند و تو گویی برای آنها، حضور در صحنه سیاست، نه برای اصلاح امور جامعه که برای تقابل و رو کم کنی طیف مقابل است ولو آنکه در این نبرد، خود اصلاحات نیز قربانی شود!او به مخالفان خود که سرعت های پایین را توجیه می کنند، می گوید "وقتی می شود راهی را چهار ساعته رفت، چرا باید 10 ساعت خسته کننده را برای این مسیر صرف کرد؟" او به راه می افتد ولی نه جاده آنقدر صاف و بی عیب و نقص است که بتواند با سرعت برنامه ریزی شده حرکت کند، نه اتومبیل اش توان رسیدن به این سرعت را دارد و نه پلیس هایی که دوربین به دست، جاده را می پایند، اجازه ادامه حرکت را به او می دهند... و سرانجام، اتومبیل او به پارکینگ منتقل می شود و یا تصادف می کند و هرگز به مقصد نمی رسد و این در حالی است که اتومبیل هایی که با سرعت پایین تر و البته مطمئن تر طی طریق را آغاز کرده بودند، به مقصد می رسند. واقعیت این است که اصلاحات در زمانه کنونی ایران، نمی تواند بیش از سرعت خاصی حرکت کند، همانطور که اصولگرایی نیز قادر نیست با سرعتی که خود می خواهد حرکت کند زیرا همانطور که گفته شد، عوامل "مهار متقابل "مانع از یکه تازی می شوند و البته در این مهار متقابل، قدرت- ولو رسمی- طیف های مقابل اصلاح طلبان، بسیار بیشتر است و شرط عقل، برای اصلاح طلبان، لازم تر. بیایید فرض کنیم که اصلاح طلبان، با گزینه ای وارد میدان انتخابات شده اند که ردصلاحتی او قطعی است و در عمل نیز صلاحیتش رد شده است. واقعا و در عمل چه اتفاقی می افتد؟ یک انتخابات یک طرفه ولو با مشارکت اندک مردمی برگزار می شود و نتیجه اش نیز هرگز با اهداف اصلاح طلبانه منطبق نخواهد بود. آیا هدف اصلاح طلبان، رقم خوردن نتیجه ای خلاف اصول اصلاحات است؟ بنابراین، باید منطقی بود، واقع بینی را باید جایگزین بلندپروازی کرد و به جای برنامه ریزی در دنیای خیالی، به تعریف راهبردها و تاکتیک ها در دنیای واقعی پرداخت والا بسیارند کسانی که دوست دارند افراطیون اصلاحات، به جای افراد سرد و گرم چشیده و معقولی مانند سید محمد خاتمی زمام امور را به دست گیرند و بهانه های واقعی برای له کردن این گفتمان را به دست دهند.
اگر اصلاحات، به حال و روز فعلی افتاده است، دلیل عمده اش، نه کارشکنی و مقاومت رقبای سیاسی که فشردن پدال گاز برای رسیدن به سرعت 250 در جاده ای است پر از پیچ و خم و دست انداز و البته پلیس!
![]() نگاه اصولگرا - حامی احمدی نژاد
احمدی نژاد ، "پرزیدنت" می ماند ؛ به 7 دلیل
رضا میرهادی - محمود احمدی نژاد، هنوز هم به اندازه ای محبوبیت مردمی دارد که برای دومین بار، سکان ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد و چهار سال دیگر "پرزیدنت احمدی نژاد" تیتر یک رسانه های جهان باشد. این، یک ادعا نیست و روز 22 خرداد 1388 ثابت خواهد شد ؛ اما دلایل این ادعا:
1- سنت ریاست جمهوری در ایران، همواره بر این بوده است که روسای جمهور، دو دوره 4 ساله را تجربه کنند و دلیلی که بتواند این سنت را در این دوره، بر هم بزند، وجود ندارد.
2- هر چند مردم درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی متعدد هستند اما انصاف را نیز پاس می دارند و به یاد می آورند که این مشکلات، در سه سال گذشته پدید نیامده بلکه همواره وجود داشته است.
به عنوان مثال، جهش قیمت مسکن که در ماههای گذشته شاهدش بودیم، بارها و بارها در زمان ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی هم تکرار شد. همچنین مردم ما در کنار نقدهایی که به دولت دارند، در سرای عقل و انصاف خویش نیک می دانند که دولت نهم، "دولت کارهای بزرگ" است، کارهایی که پیامدهای مثبت آن در سالهای بعد مشخص خواهد شد.
از جمله می توان به طرح سهمیه بندی بنزین اشاره کرد. این طرح، موجد نارضایتی های متعددی در جامعه شد و ناسزاهای آن نیز نصیب دولت نهم گردید ولی اگر به تاریخچه آن بنگریم درخواهیم یافت که از سالها پیش و در زمان دولت های قبلی قرار بود چنین طرحی اجرا شود ولی دولتمردان قبلی به خاطر هزینه های سیاسی، آن را اجرا نمی کردند تا کشور همچنان در باتلاق بنزین بیشتر و بیشتر فرو رود. دولت نهم نیز نیز می توانست همانند آنها باشد و بودجه کشور را در آتش بنزین بسوزاند تا رای دهندگان راضی باشند اما چنین نکرد.
حذف تدریجی یارانه ها نیز طرحی است که دولت های پیشین فقط شعارش را می دادند و برغم آنکه می دانستند رشد اقتصادی کشور در زنجیر یارانه ها گرفتار است، هرگز گامی در این راستا پیش نمی نهادند اما دولت نهم به عنوان کاری ماندگار در تاریخ کشور، این موضوع را در قالب طرح تحول اقتصادی اجرایی کرد. 3- دولت نهم، سیاست خارجی کشورمان را از حالت انفعالی خارج کرد. تا پیش از این، جایگاه ایران در نظام بین المللی، پاسخگویی به اتهامات دیگران بود ولی اینک با راهبرد سیاست تهاجمی، این، دیپلماسی ایران است که سوال می کند، مبتکرانه عمل می کند و دیگران را به واکنش وامی دارد.
البته شاید گفته شود که در این سه سال، سه قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت تصویب شده است و این را نشانه ضعف سیاست خارجی بنامند ؛ ولی واقعیت این است که این قطعنامه ها در واقع همان انفعالی است که با سیاست خارجی تهاجمی، گریبانگیر دشمنان ما شده و آنها را به واکنش واداشته است.
یادمان باشد تا قطاری حرکت نکند، سنگی نیز به آن زده نمی شود. این قطعنامه ها، همان سنگ هایی هستند که بر قطار به حرکت درآمده ملت ایران زده می شود ولی در نهایت روسیاهی، نصیب زمستان خواهد بود. ملت، همه اینها را نیک می داند و قطعا در روز انتخابات، پاسخ این حرکت رو به جلو را با رای مجدد به احمدی نژاد خواهد داد.
4- هر چند بخشی از متمکنان جامعه و مدعیان روشنفکری از احمدی نژاد و گفتمان عدالتخواهانه او شکایت دارند و برای شکست احمدی نژاد، روزشماری می کنند، اما واقعیت این است که بدنه جامعه، برغم تمام مضیقه های اقتصادی ، با احمدی نژاد همراه است و این همراهی، هر چه به سمت بخش های محروم تر جامعه پیش می رویم، بیشتر و محکم تر می شود زیرا محرومان جامعه به خوبی دریافته اند که دولت نهم، دولت آنهاست نه دولت تازه به دوران رسیده هایی که به چیزی جز چپاول ثروت های عمومی نمی اندیشه اند.
اینک حتی در دورافتاده ترین دوستانه های کشور، نسیم خدمت رسانی وزیدن گرفته است و مردم نیز ثابت کرده اند که بسیار قدرشناس اند. جالب اینجاست که مخالفان دولت نهم با علم به این موضوع، از هم اکنون در صدد کم ارج جلوه دادن آرای محرومان و روستاییان کشور هستند و این در حالی است که وقتی سید محمد خاتمی با آرای میلیونی همین محرومان به قدرت رسید، سخن از دموکراسی بود و ارزشمندی آرای آحاد مردم ؛ ولی گویا یک بام و دو هوا، به مذاق مدعیان اصلاح طلبی خوش آمده است.
5- کابینه نهم، پاک دست ترین دولت بعد از ارتحال امام راحل (ره) است. این واقعیتی است که مقام معظم رهبری نیز بارها بدان تصریح داشته اند.
مردم خوب می دانند که اگر احمدی نژاد در سیاست هایش مشکلی هم دارد ولی دست کج و غارتگر نیست و کیسه ای برای خود و اطرافیانش ندوخته است و این سلامت مالی و نفسانی، آن هم پس از سالها لیبرالیسم مریض اقتصادی در کشور، گنجی است که از دیدگان ملت او دور نمانده است.
6- بخش بزرگی از علما و مراجع معظم تقلید که بر میلیون ها ایرانی مسلمان تاثیر کلام دارند، روشن ترین و آشکارترین حمایت های خود را معطوف احمدی نژاد کرده اند و این، سرمایه ای است که کمتر نصیب یک رییس دولت می شود و البته نتایج آن را در انتخابات آینده که مومنان به پای صندوت های رای می روند خواهیم دید.
7- دولت نهم کارهای بزرگی را آغاز کرده است که خود ، بهتر از هر دولت و گروه دیگری می تواند آنها را به سرانجام برساند ؛ از جمله طرح بزرگ تحول اقتصادی و نیز تنش زدایی عزتمدارانه در عرصه روابط خارجی . بی گمان ، این نکته را مردم در انتخابات بعدی مد نظر خواهند داشت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:40 توسط اشک سرخ
|
|
|
همیشه از خودم میپرسیدم : چرا شهردار تهران این همه اصرار دارد تا دستکم هفتهای یکبار، عکس و خبری مربوط به محمد خاتمی«چهرهی فراموش شده ای در کنج کتابخانهی ملی را، در طلائیترین صفحهی روزنامه و در نیمتای بالای آن، به یاد همگان بیاورد؟!
فرهاد جعفري ، روزنامه نگاري است كه چندي قبل با نوشتن رمان كافه پيانو مشهور شد و رمانش تا الان عنوان پرفروش ترین را در سال جاری دارد اخيرا در تحليلي جالب ،غلامحسین کرباسچی را گزينه اصلي اصلاح طلبان براي انتخابات آتي رياست جمهوري و رقابت با احمدي نژاد مي داند.او معتقد است موضع گیری کرباسچی در حمایت از کروبی و هفته نامه شهروند امروز بازی کارگزاران برای دور زدن و از صحنه بیرون کردن کروبی و خاتمی و اعلام کاندیداتوری کرباسچی است.
او در این رابطه می نویسد:از ابتدای سال 75، هربار که روزنامهی همشهری را (که در آن روزگار، مهندسی افکار عمومی تحولخواه را برعهده داشت) باز میکردم؛ میدیدم که شهردار وقت تهران( کرباسچی) به هر بهانه ای که شده، اگر میخواهد موزهی فرش تهران را افتتاح کند یا حتا پل عابر پیاده ای را؛ قیچی را به دست سید محمد خاتمی میدهد. و بلافاصله، عکس و شرح و تفصیلاتش را هم در «صفحهی سه همشهری» منتشر میکند. خب این چیز عجیبی بود. طوری که همیشه از خودم میپرسیدم : چرا شهردار تهران این همه اصرار دارد تا دستکم هفتهای یکبار، عکس و خبری مربوط به محمد خاتمی«چهرهی فراموش شده ای در کنج کتابخانهی ملی را، در طلائیترین صفحهی روزنامه و در نیمتای بالای آن، به یاد همگان بیاورد؟!
اوایل، درک چندان دقیقی از ماجرا نداشتم و تنها برایم غریب مینمود. اما رفتهرفته دریافتم ماجرا چیست. هنوز هم بسیاری معتقدند محمد خاتمی،کاندیدای چپ خط امامی بود. اما من؛ همچنان معتقدم «کارگزاران» کاری کرد که او «کاندیدای چپ به نظر برسد». اما خودش ترجیح داد دیده نشود تا از عوارض احتمالی اش مصون بماند اما در صورت موفقیت، از منافع آن برخوردار شود (همچنان که شد و بیشتر وزرای دولت خاتمی را عناصر برجستهی حزب کارگزاران تشکیل دادند)
جعفری در ادامه می گوید: به این ترتیب و از دید من حواستان به «کارگزاران» باشد که اهدافش را معمولاً طوری پیش میبرد که دیگران با خودشان فکر کنند «این هدف ماست و در نتیجه طوری بازی میکنند که دلخواه اوست پس از مدتها غیبت و سکوت، جناب «دبیرکل شبه حزب کارگزاران» از در دوران نزدیک به رایگیری مجلس هشتم به بعد،به نحوی کاملاً غیرمترقبه و برخلاف روال شخصی او در چند سال گذشته، حضوری رسمیتر و رسانهایتر پیدا کرده است. و البته اینبار «به طرزی ریش سفیدانه» و «از موضع «دلسوزنظام» که در مسئلهی اختلافات رو به بالا گرفتن، تمایل دارد نقش «مردِ خردمند»ی را ایفا کند که میانه را میگیرد و میکوشد مصالح نظام سیاسی را بر مصلحت خود مقدم بدارد.
از جمله: در خصوص بحث جنجالی «رد صلاحیتها» موضعی اعتدالی گرفت. در موضوع پرونده هستهای ایران از مواضع دولت نهم حمایتی جدی و اساسی کرد. در موضوع اپوزیسیون، موضع خود را از طریق قطع گفتگوی تلفنی با رادیو فردا در حین مصاحبه و متهم کردن آنان به همکاری با بیگانگان علیه منافع ملی کشور نشان داد. یا برای جذب افکار عمومی تحولخواهانِ غیرخودی در حین بازدیدش از خبرگزاری ایسنا، چنین اظهارنظر کرد که «باید به سمت جذب نخبگان، فارغ از دیدگاه سیاسیشان پیش رفت و از این طریق نظام را از ایدهها و راهکارها و مدیریت ایشان کارآمدتر کرد» و ...
باید بگویم: تا پیش از مسئلهی «اظهارنظر مستقیم او در دفاع از کاندیداتوری کروبی» (در گفتگو با اکبر منتجبی) همچنان شک داشتم که «آقای شهردار» تصمیم به «ورود به بازی دهم» گرفته باشد. اما همین که خواندم گفته است «چنانچه خاتمی وارد رقابت شود، از کروبی حمایت خواهد کرد» تردیدم تبدیل به یقین شد که در حال پهن کردنِ صفحهی بازی به نحویست که اهداف شخصیاش، خود به خود پیش بروند! اما چطور؟! ناگفته روشن است که پیش از آنکه نوبت به «رقیب نهایی» (مثلا محمود احمدینژاد)برسد؛ شما ناچار از آن هستید که «رقیب یا رقبای مقدماتی محتمل» خود را کنار بزنید ،مثلا خاتمیو کروبی را . از این جهت؛ با دقت و حوصله، فعل و انفعالات موجود در میان جریان سیاسی همفکر خود را رصد میکنید.در این بین؛ «شکاف»ی را تشخیص میدهید که از «اختلاف نظر همسویهگان شما بر سر نامزدی این یا آن» بروز کرده است. چنین شکافی، محل خوبی برای سرمایهگذاری شماست تا اگر به اندازهی کافی هوشیار باشید، خود از عمق آن بالا بیائید! به ویژه اگر مطمئن باشید که یک سر این شکاف؛ کسی (خاتمی) ایستاده است که: اولاً) خودش بهتر از هر کسی میداند که ریاستجمهوری اش را مدیون شما بوده است و اکنون نوبت همکاری او ست!
ثانیاً) هم خودش و هم شما؛ بهتر از هر کسی میدانید که هیچ تمایلی به کاندیداتوری ندارد!
ثالثاً) به شما اطمینان خاطر داده است و شما هم خاطرتان از این بابت جمع است که اگر بیرون راندن «آن رقیب مقدماتی دیگر» مستلزم نفی کارآمدی یا اصولاً نامزدی اوست؛ اشکالی در آن نمیبیند! از طرف دیگر؛ شما میدانید که جریان حزبی «آن رقیب مقدماتی دیگر» (کروبی) شامل دو دسته اند. دستهی اول که «طرفدار خاتمی»اند یا بودهاند. اما چون در آخرین رایگیری حضور نداشته است؛ ناچار از پیوستن به شبهحزبِ کسی بوده اند که «دست به نقدتر» است! و دستهی دوم که بنا به هر دلیل و از جمله علائق صنفی، به شدت هواخواه شخص حاج آقا هستند. چه رئیسجمهور باشد چه نباشد!
این است که از یک طرف: با «داغ نگه داشتن موضوع کاندیداتوری خاتمی»؛ دستهی نخست را در شبهحزب حاجآقا «دو دله» میکنید. که میدانند اگر خاتمیبیاید، شانس برد او و در نتیجه به آلاف و اولوف رسیدن خودشان بیشتر است و به قولی: اگر نه وزارت، اما مدیرکلی، روی شاخش است!
این است که از طرف دیگر: با «اعلام حمایت شخصی از کروبی»؛ هواداران سرسخت حاج آقا (دستهی دوم) را برمیانگیزانید تا در برابر تمایلات و استدلالهای دستهی نخست که «حاج آقا نباید بیاید اگر به خرد جمعی احترام میگذارد» بایستند و موضع سختی بگیرند و کار تا جدائی و انفصال هم پیش برود! این است که از طرف دیگر: با همین «اعلام حمایت از کروبی و سپس تکذیب سریعش و رویدادهای پیرامون آن»؛ شما اعلام حضوری جدی و سنگین در صحنه دارید که به طور ناگهانی «وزن شما» را هم آشکار میکند و به یادِ افکار عمومی میآورد که چقدر حمایت یا عدم حمایت شما مهم است و چقدر ارزش دارد!
این نویسنده که در ادامه با طرح این پرسش که نتیجه چیست؟ می گوید: تعمیق شکاف در شبهحزب حاج آقا ، طوری که مدیران استانی اش فعلاً در خراسان شمالی و جنوبی هنوز هیچاتفاقی نیفتاده، با صدور بیانیههای استعفا، خرج شان را از خرج «حاجآقا» جدا کنند و به سمت کسی خیز بردارند که خیال آمدن ندارد ، اما آن بندگان خدا خیال میکنند خیال آمدن دارد افزایش میزان محبوبیت در بین هواداران حاج آقا، برای موقع ضرور و روز مبادا. که خیلی هم دیر و دور نیست.
به نحوی که یکی از مسئولان عالیرتبهی شبهحزب اش بردارد و نامهی تقدیر و تشکر برایتان بنویسد و از این همه هوشمندی و انصاف و واقعبینی، تقدیر کند پیبردن تمامی جریانهای همسو و همفکر به وزن و اهمیت شما در بازی آینده و تبدیل شدن ناگهانی شما به «عنصری موثرتر از آنچه هستید» به ارزانترین قیمت و سهلترین وسیله (حتا در افکار عمومی، که ناظر بازیهای شماست خب تا اینجای کار، خیالتان از یک مطلب مهم و نگرانکننده که موجب تجزیهی همین اندک آراء موجود در کیسهی دوم خردادیهاخواهد شد، راحت شده است: حاج آقا که اعلام کرده بود «قطعاً» نامزد است، از ترس فروپاشی شبهحزب اش و ملامت شنیدن از «عقل جمعی اصلاحطلبان» نامزدی اش را پس میگیرد تا ببیند «عقل جمعی» چه میگوید.
علاوه بر هم حزبیهایش، خودش هم «دو دله» میشود / عقل جمعی هم معلوم است که بعدتر چه خواهد گفت به ایشان خب اگرتنها «رقیب مقدماتی محتمل و یکدنده و لجوج» را که کاندیداتوری اش موجب تجزیهی آراء در جبههی شما خواهد شد؛ طوری از صحنه پس رانده باشید که از سادهدلی اش! هنوز برایتان نامهی تقدیر و تشکر هم میفرستد و به این ترتیب کمک بزرگی هم به مشارکت و مجاهدین انقلاب کرده اید که به ریاست شما صدبار متمایلترند تا حاج آقا و پیشاپیش، خاطرتان هم جمع است که در نهایت تکخالی توی آستین ندارند که رو کنند (خاتمیهم که نخواهد آمد) آنوقت چه خواهد شد؟! بله! دوم خردادیها میمانند و حوض شان (که البته شما در مرکزش نشسته اید)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:24 توسط اشک سرخ
|
|
|
"نوراي باشاران" خبرنگار روزنامه "رفرانس"چند ساعت پيش از سفر محمود احمدينژاد به تركيه، همراه با خبرنگاران دو شبكه تلويزيوني تركيزبان در محوطه كاخ رياستجمهوري ايران حاضر ميشود. رئيسجمهور پس از مصاحبه زنده با شبكههاي تلويزيوني، به صورت مستقل با نوراي باشاران به گفتوگو نشسته، به پرسشهاي او نيز پاسخ ميدهد. متن زير ترجمه گزارشي است كه به قلم "باشاران" در روزنامه رفرانس چاپ شده بود.
آن شب حتي يك دستگاه تصويربرداري، دوربين عكاسي و حتي يك واكمن متعلق به خبرنگاران نيز اجازه ورود به محوطه كاخ را نيافت. مسوولان واحد مطبوعاتي رياستجمهوري ايران هم ابتدا 3 دستگاه تصويربرداري و سپس چند صندلي در محوطه قرار دادند كه متاسفانه براي راحت نشستن، صندليهاي مناسبي نيز به حساب نميآمدند. بهرغم آغاز شب، دماي هوا از 40درجه سانتيگراد بيشتر بود. كاركنان كاخ بعد از چيدن صندليها، 3 دستگاه پنكه پايهدار را هم براي مبارزه با گرما در اطراف ما روشن كردند، اما هيچ وسيلهاي نميتوانست پشههاي باغ را وادار به عقبنشيني كند.
به محض پايان مقدمات، احمدينژاد از پلههاي كاخ پايين آمد و قدم در باغ گذاشت. لباسهاي هميشگياش را پوشيده بود: شلوار خاكستري، پيراهن كرمي و كاپشن بلندي در مايههاي رنگ پيراهنش. وقتي ديدم جورابهاي احمدينژاد همرنگ شلوار او است، حساسيت خاص وي نسبت به پوششاش را احساس كردم. يك انگشتر نقره تنها شيء تزئينياي بود كه با خود داشت. وقتي به ما نزديك ميشد، قد اين مرد مبارزهطلب را حدود يك متر و 60 سانتيمتر حدس زدم. به كنار ما كه رسيد متوجه شدم اگرچه كاريزماي رهبري او ميتواند تمركز ذهنيام را به هم بزند، احمدينژاد بهعنوان يك رهبر فردي نيست كه نشود به او دسترسي پيدا كرد. اندامش او را مردي متواضع نشان ميداد و وقتي سخن ميگفت به نظر نميرسيد وي همان مرد فارسيزباني باشد كه با سخنرانيهايش سروصداي خيليها را بلند كرده. احساس ميكردم احمدينژاد قهرمان متولدان حاشيه شهرها است. اگرچه پيشتر شنيده بودم وي موقع مصاحبه با خبرنگاران زن در فاصله زيادي از آنها قرار ميگيرد، عكس اين شنيدهها را از نزديك مشاهده كردم. او به همه پرسشهاي من با صميميت پاسخ داد و شرايط روانياي بهوجود آورد كه بتوانم هر سوالي كه ميخواهم از او بپرسم. وقتي براي گرفتن عكس كنار يكديگر قرار گرفتيم و نيز موقع قدم زدن در باغ، متوجه شدم با او همقد هستم. چكيده حرفهاي احمدينژاد چنين بود: "به جاي حكمراني بر جهان، لطفا به من كمك كنيد." و حالا متن گفتوگوي من با محمود احمدينژاد:
*** در پنج سال اخير مهمترين چهره خبرساز جهان به حساب ميآييد. به اندازه كساني كه دوستتان دارند، كساني نيز از شما بدشان ميآيد. دليل اين وضعيت را در چه ميبينيد و بيشتر حسرت چه چيزهايي را ميخوريد؟ آنهايي كه ما را دوست ندارند قاتلها هستند، جنگطلبها هستند. كساني هستند كه انسانهاي بيگناه را به قتل ميرسانند. به همين دليل طبيعي است ما را دوست نداشته باشند. ما هم به دليل اينكه آنها ما را دوست ندارند، احساس ناراحتي نميكنيم چون ما مدافع حقوق انسانهاي بيگناه هستيم. با صهيونيسم مبارزه ميكنيم. غرب هم انسانهاي بيگناه را مورد شكنجه قرار ميدهد. نابودي جهان اسلام هدف آنها است. به همين دليل ما در راهي كه آن را درست ميدانيم به حركتمان ادامه خواهيم داد. ما بيش از هر چيز ديگر در اين جهان حسرت صلح، دوستي و برادري را ميكشيم. معتقدم اين اتفاق هم خواهد افتاد و تا تحقق اين اتفاق دست از مبارزه برنخواهيم داشت. شما در عين حال مهندس عمران هم هستيد و سالها در دانشگاه در اين رشته به تدريس پرداختهايد. اگر مسووليت ساختن خاورميانه به عهده شما گذاشته شود، خاورميانهاي كه خواهيد ساخت چگونه خواهد بود؟ ما براي منطقه دوستي، صلح و برادري ميخواهيم. من تركيه را نيز كشور برادر ميدانم. غرب از قدرتمند شدن ما احساس رضايت نميكند چراكه آنها ميخواهند همه را تسليم و تحت اختيار خود درآورند. در منطقه ما انسانهاي بيگناه كشته ميشوند. خانه و زندگي انسانها را از دستشان ميگيرند و ميخواهند به جايش يك دولت برپا كنند. ما اينها را نميخواهيم. ما ميخواهيم دست از سر دنياي اسلام بردارند. ما حق حيات خودمان را طلب ميكنيم. در اظهارات اخيرتان در مورد مساله قفقاز سخنان مهمي بيان داشتهايد. اين روزها هم منطقه شاهد درگيري و تنش سختي است. وضعيت پيش آمده بين روسيه و گرجستان را چگونه تحليل ميكنيد و به نظر شما اين وضعيت، ايران و توازن موجود در خاورميانه را چگونه تحت تاثير قرار خواهد داد؟ ما هميشه مخالف جنگ بودهايم. اخبار آنجا را هم با ناراحتي پيگيري ميكنيم. فاصله زياد ايران با منطقه درگيري، چيزي از ناراحتيهاي ما كم نميكند. تلاشهاي ديپلماتيك نيز در حال انجام است. ديدارهاي خوبي هم صورت گرفته. قفقاز براي ما اهميت زيادي دارد. بهطور ويژه ما به اهميت ائتلاف 4 كشور ايران، جمهوري آذربايجان، تركيه و ارمنستان براي منطقه باور داريم و باز هم اعتقاد دارم غرب و صهيونيستها در حال ناآرام كردن آن منطقه هستند. ما دوست داريم همه مناطق جغرافيايي در صلح و امنيت به سر ببرند. به همين دليل ايران تا جايي كه بتواند به حل مسائل موجود بين تركيه و ارمنستان نيز كمك خواهد كرد. همانطور كه گفتم ائتلاف اين كشورها در منطقه قفقاز داراي اهميت و ارزش بسياري است. موقع انتخابات به طور خاص به مردم فقير وعدهاي داده بوديد. قول داده بوديد درآمد نفت را با آنها تقسيم كنيد. بين طرح شما با برنامه "ارزاق كمكي" حزب عدالت و توسعه تركيه شباهت زيادي به نظر ميرسد. كار آنها نيز در تركيه مورد نقدهاي بسياري قرار ميگيرد. پروژه شما در چه وضعيتي است؟ اين درآمد چطور تقسيم خواهد شد؟ آيا شما هم بين فقراي ايران اقدام به تقسيم ارزاق خواهيد كرد؟ من اين وعده را پيش از انتخابات داده بودم. خود من نيز در يك خانواد فقير بزرگ شدهام و فقرا را راحتتر درك ميكنم. ما از ماه ژانويه امسال تلاشهايمان را شروع كردهايم. داريم بخشي از درآمد نفت را كنار ميگذاريم تا بين مردم تقسيم كنيم. مثلا چقدرش را؟ اينها هنوز مشخص نشده و همچنان داريم روي اين طرح كار ميكنيم. بعد از پايان كار همه چيز مشخص خواهد شد. اما عقيده ما اين است كه ايران از اين به بعد بايد همه درآمد نفتياش را بين مردم فقيرش تقسيم كند. اين ايده، هم با پرداخت پول و هم با عرضه ارزاق كمكي تحقق خواهد يافت. ما مردممان را با مشكلاتشان تنها رها نخواهيم كرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:24 توسط اشک سرخ
|
|
|
علي بدرقه ، از حاميان دكتر جاسبي ، در برنامه هايي كه توسط دانشجويان منتقد در دانشگاه هاي اميركبير و تهران برگزار شد به همراه عده اي ديگر از كاركنان اين دانشگاه به عنوان“دانشجو“ در جلسه ايجاد آشوب و جنجال كردند.
بر پایه این گزارش، "علی بدرقه" متولد 1356 که خود را در ارديبهشت ماه سال جاری دانشجوي دكترا معرفي كرده بود، اعلام کرد که حاضر است دست آقاي جاسبي را بخاطر خدماتش ببوسد.
شايان ذكر است بدرقه در آن زمان مسئول آموزش دانشگاه آزاد واحد گرمسار و دانشجوي سال اول دكتري بود، كه بعد از آن و با گذشت تنها دوماه به مقام رياست دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر منصوب شده و به مدرك دكترا ارتقا يافته است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:10 توسط اشک سرخ
|
|
|
حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی گفت: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به ویژه در مسایل هسته ای و موضوعات مربوط به منطقه و روابط با همسایگان با چالش ها و بحران های فراوانی مواجه بوده که دولت نهم توانسته توفیقات نسبتا خوبی در این رابطه به دست آورد.
این کارشناس مسایل بین الملل، ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد و برگزاری اجلاس این جنبش در ایران و همچنین برگزاری اجلاس های مختلف کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی را از جمله موارد مثبت و برجسته ای دانست که می توان آنها را در لیست افتخارات دولت احمدی نژاد قرار داد. وی در ادامه با اشاره به بحث هسته ای ادامه داد: دولت نهم در بحث هسته ای نیز با هماهنگ کردن دولت و مردم در پاسداری و پشتیبانی از مواضع هسته ای ایران و تسلیم نشدن در مقابل زورگویی های مستکبران توانسته است توفیقاتی مثال زدنی را به دست بیاورد، ولی این در حالی است که کشورهای زورگوی غرب با فشارهای سیاسی، تبلیغاتی و روانی و همچنین با در نظر گرفتن تحریم های گوناگون برای ایران تاکنون سعی داشته از پیشرفت های ایران هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی جلوگیری کنند که دولت نهم توانسته است با تدبیر مناسب و اتخاذ تصمیم های به جا و درست تمام این موضع گیری های خصمانه را خنثی کند و با توسعه شبکه های رسانه ای به دیگر کشورهای دنیا پیام نظام جمهوری اسلامی را به آنها منتقل سازد که این موضوع نقش بسیاری در افزایش طرفداران جمهوری اسلامی ایران در دیگر نقاط جهان داشته است. ترقی همچنین با اشاره به سفرهای خارجی احمدی نژاد به کشورهای دیگر افزود: احمدی نژاد با رفتن به چنین سفرهایی که از درصد ریسک بالایی برخوردار در مواقعی خطرناک هستند به بهبود وضعیت سیاست خارجی کشور کمک فراوانی کرد. عضو ارشد حزب موتلفه در ادامه به مقایسه سیاست خارجی دولت نهم و دولت های قبل پرداخت و تصریح کرد: سیاست خارجی دولت احمدی نژاد بر پایه ایدئولوژی نظام اسلامی بنا شده است و این نگاه ایدئولوژیک شاخص ترین وجه تمایز سیاست خارجی احمدی نژاد با روسای جمهور پیش از خودش است. ترقی همچنین برخی موضع گیری های رییس جمهور و برخی اعضای دولت نهم در مورد رژیم صهیونیستی را مورد اشاره قرار داد و با بیان اینکه بر اساس نگاه ایدئولوژیک دولت نهم به سیاست خارجی، احمدی نژاد همیشه سعی کرده است تا مشروعیت سیاسی رژیم صهیونیستی را زیر سوال ببرد و آن را کمرنگ کند که در این راه نیز توفیقات خوبی داشته است. البته در این میان نمی توان نگاه برخی افراد مانند رحیم مشایی را نادیده گرفت که نگاه بسیار عجیب و غیرمترقبه ای است. احتمالا آقای مشایی نتوانسته آن طور که باید و شاید منظور خود را بیان کند و شاید هم شناخت درستی نسبت به رژیم صهیونیستی نداشته است. وی با بیان اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران همیشه از ملت های مظلوم چون فلسطین پشتیبانی می کند، برگزاری رفراندوم سیاسی میان تمام فلسطینیان از جمله مسلمانان، مسیحیان و یهودیان برای انتخاب دولت را بهترین و اصلی ترین گزینه ایران برای بازگشت امنیت و آرامش به فلسطین عنوان کرد که تاکنون از سوی ایران مطرح شده است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:49 توسط اشک سرخ
|
|
|
روزنامه اعتماد در ويژه نامه خود با انتشار مقاله اي به قلم کيوان مهرگان عضو شاخه جوانان مشارکت ضمن اشاره به محبوبيت روزافزون دکتراحمدي نژاد اعلام کرد:افزايش تصاعدي محبوبيت جهاني احمدي نژاد در داخل ايران هم تکرار مي شود.
اين عضو شاخه جوانان مشارکت در ادامه افزود:"احمدي نژاديسم" نه تنها از نظر محبوبيت چيزي از ليبراليسم و سوسياليسم کم ندارد بلکه شانه به شانه آنها در حال پيشروي است. کيوان مهرگان تاکيد کرد: محمود احمدي نژاد همان طور که رسانه هاي دولتي نشان مي دهند از محبوبيت زيادي در جهان اسلام از ترکيه تا ليبي برخوردار است.حتي فراتر از اين شهروندان کمونيست ونزوئلا، نيکاراگوئه و آرژانتين هم انديشه هاي محمود احمدي نژاد را ستايش مي کنند و با ارسال نامه از وي براي مديريت کشورشان رهنمود مي خواهند. وي افزود:در اين سه سال با وجود قطعي گاز در زمستان و خاموشي گسترده در تابستان، با وجود افزايش محيرالعقول تورم، قيمت مسکن و لبنيات نه تنها رييس جمهور با کاهش محبوبيت رو به رو نشده که اين محبوبيت همچنان در حال تزايد است. کدام رييس دولت چنين اقبالي داشته است. اين عضو شاخه جوانان مشارکت در انتها افزود:احمدي نژاديسم در حال تکثير شدن است. وقتي کابينه 70 ميليوني تشکيل شد يا وقتي برخي او را بيم مي دادند که حرف او حرف ملت ايران نيست، داد سخن داد که هر ايراني يک احمدي نژاد است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:37 توسط اشک سرخ
|
|
|
اشاره: انيس نقاش از جمله مبارزان با سابقه لبناني است که از حدود 30 سال قبل با شهيد عماد مغنيه ارتباط و
گفتگوي زير حاوي نکات خواندني از نحوه آشنايي وي با شهيد عماد و راه اندازي تشکيلات مقاومت، علل و نحوه ترور شهيد مغنيه و الگو شدن او براي جنبش هاي مقاومت ، تأثیرات جنگ 33 روزه، بررسی احتمال حمله مجدد رژیم صهیونیستی، تأثیر پیروزی احمدی نژاد در انتخابات 84 بر منطقه، شخصیت ویژه سید حسن نصرالله و راز محبوبيت احمدي نژاد و نصرالله در جهان اسلام پرداخته شده است.
برای مطالعه متن کامل گفتگو به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:24 توسط اشک سرخ
|
|
|
"مركز دولتي آمار آمريكا" روز چهارشنبه گزارش داد، بيش از 37 ميليون آمريكايي در سال 2007 زير خط فقر زندگي كردند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:12 توسط اشک سرخ
|
|
|
مجلس هفتم، در آخرین سال دولت دوم خاتمی بر سر کار آمد و در همان آغاز به کارش، استیضاح تعدادی از وزیران دولت هشتم را در دستور کار خویش قرار داد و در این میان، استیضاح مرتضی حاجی، وزیر وقت آموزش و پرورش بیش از دیگر وزرا مطرح بود.
در چنان شرایطی که تنها کمتر از یک سال به پایان کار دولت باقی بود، رهبر معظم انقلاب که خود سابقه هشت سال ریاست جمهوری را در کارنامه شان دارند و از نزدیک با مسایل اجرایی کشور آشنایند، از مجلس خواستند که پرونده استیضاح در سال پایانی دولت بسته شود. دلیل این دستور نیز کاملا روشن بود. از این رو، توقف جریان استیضاح، یک اقدام عاقلانه و منطبق با منافع ملی بود که خوشبختانه صورت گرفت و دولت خاتمی در ماه های پایانی اش، دچار بحران نشد. اینک شرایط مشابهی حاکم است. مجلس جدید در سال پایانی دولت نهم آغاز به کار کرده و در صدد استیضاح وزیر آموزش و پرورش است. بدیهی است اگر خطا و جرمی از وزیری سر بزند، استیضاح و حتی محاکمه او ولو اینکه یک روز هم به پایان کار دولت مانده باشد، امری اجتناب ناپذیر است ولی استیضاح بر مبنای اختلاف سلیقه و بدتر از آن بر پایه برخی مطالبات شخصی و جناحی، چیزی نیست که به ویژه در ماه های پایانی یک دولت، به نفع مردم و دستگاه مربوطه تمام شود. بی گمان تقاضای برخی نمایندگان از وزیر برای عزل برخی مدیران و نصب مدیران مورد نظر آنها و تهدید به اینکه در صورت عدم تمکین وزیر، او را استیضاح خواهند کرد، نمی تواند اقدامی قابل دفاع برای کسانی باشد که عنوان نمایندگی مردم را با خود دارند. از آن گذشته، اصرار بر استخدام نیروهای حق التدریس از یک سو و عدم تامین منابع مالی این مساله از سوی مجلس، رویکرد چندان صادقانه ای به نظر نمی رسد. از قرار معلوم، مسوولان وزارت آموزش و پرورش موافقت خود را برای استخدام نیروهای حق التدریس اعلام کرده اند که این، خبر بسیار خوبی برای این افراد و خانواده های آنهاست که سالهاست با کمترین حقوق و امکانات، بیشترین زحمات و رنج ها را متحمل می شوند. با این حال، آموزش و پرورش از مجلس خواسته است بودجه لازم برای تامین حقوق این افراد را نیز تصویب کند که متاسفانه چنین حرکتی از سوی نمایندگان مجلس صورت نگرفته و در عوض وزیر تحت فشار قرار گرفته است که در صورت عدم جذب این نیروها، استیضاح خواهد شد. حال فرض کنیم که این نیروها بدون تامین منبع قانونی حقوق و مزایای شان استخدام شوند. آیا بعد از چند ماه مشکل بزرگ دیگری به نام عدم پرداخت حقوق این افراد شکل نخواهد گرفت و باز هم بحث استیضاح وزیر آموزش و پرورش پیش نخواهد آمد؟ بنابراین به جای آنکه مجلس در تقابل با وزارت آموزش و پرورش نیروهای حق التدریس را دستمایه فشار بر وزیر قرار دهد، بهتر است در تعامل با یکدیگر به فکر حل واقعی مشکل باشند. هم اکنون آموزش و پرورش با کسری بودجه ای معادل 6 هزار میلیارد تومان مواجه است که باعث شده این مجموعه بزرگ در بسیاری از زمینه ها زمینگیر شود. از جمله سرانه مدارس تامین نشده و در همان حال، مدیران مدارس نیز از گرفتن هزینه از اولیا منع شده اند که البته این ممنوعیت نیز کاملا قانونی است. نتیجه نیز آن شده که بسیاری از مدیران مدارس که از هم اکنون سال بسیار سختی را برای مدرسه های کشور پیش بینی می کنند، درصدد استعفا برآمده اند و حتی موج این استعفاها به روسای مناطق نیز کشیده شده است. اگر مجلس واقعا در صدد حل مشکلات آموزش و پرورش است، باید بیش از آنکه در اندیشه جابجایی وزیر باشد، نگاه بنیادی تری نسبت به آموزش و پرورش بیندازد و در وهله اول با استفاده از اختیارات انحصاری خود، بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش را تامین کند والا اگر با چنین وضعیتی، فقط راس تغییر کند و بدنه همچنان درگیر مشکل بزرگی به نام بودجه و کسری 6 هزار میلیارد تومانی باشد، در نهایت هیچ تحولی در آموزش و پرورش به وجود نخواهد آمد. آیا آقایان و خانم های نماینده ای که طرح استیضاح را امضا کرده اند چنین فردی را سراغ دارند؟!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:36 توسط اشک سرخ
|
|
|
رئیس جمهور در همايش علمي کاربردي تبليغ، سخنان مهمی ایراد کرد که در خبر ارسال شده برای رسانه ها برخی از نکات جالب این سخنرانی منعکس نشده بود. گزیده ای از این سخنان در ادامه آمده است:
- دکتر احمدی نژاد با اشاره به وجود برخی ضعف ها و اشکالات در دولت گفت: تا امروز حتي يک پيشنهاد هم براي بهبود وضع کشور از مخالفان دولت دريافت نکرده ام اما همين افراد که 25 سال در حکومت بوده اند و نفوذ هم دارند، هر کجا خواستيم کار کنيم، سد درست کرده اند. - فساد در کشور اژدهاي هفت سر است و بدانيد که اين اژدهاي هفت سر در ميان دانه درشت ها و صاحب نفوذها در حکومت است و اينجاست که مبارزه سخت مي شود. اگر يک لحظه فشار را از روي افراد فاسد برداريم، همه جا را مي گيرند. پس بايد فشار بياوريم تا منزوي شوند. - وي در خصوص تورم گفت مي دانيم که برخي از اين افراد فتنه گري مي کنند که روزي همه اينها را براي مردم خواهم گفت. به عنوان مثال 50 روز تمام در کشور و 25 روز در قم، يخبندان و سرما و بعد از آن هم خشکسالي و تحريم و مسائل ديگر بوده است اما با اين همه، کارهاي زيادي در دولت انجام شده است که (مخالفان) همه آن نقاط مثبت را فهرست کرده اند و مي خواهند تخريب کنند. - رئيس جمهور در خصوص مسائل هسته اي نيز گفت در اين قضيه، اتفاقات زيادي افتاده است و ما در اين خصوص، رفتارهاي عجيبي از يک عده ديده ايم. در اين قضيه برخي با بيگانگان و دشمنان ساختند اما هر جا که خبرهاي خوش مي رسد، مي گفتند ما هم در دولت هاي قبل در اين باره کار کرده ايم. اما هر جا فشار وارد مي شد، مي گفتند چرا بي تدبيري مي کني؟ - برخي از اين افراد، مملکت را مال خود مي دانند و مي گويند ما همواره با امام بوده ايم. اين جريانات مسلماً سازمان يافته است. - خصومت 26 ساله موجود در خليج فارس بالاخره تمام شد. در ترکيه هم فشار سنگيني به دولت ترکيه آمد که ما به اين سفر نرويم اما بعضي در داخل گفتند چرا به اين سفر رفته، آبروي ما مي رود. لابد آبروي کشور در تبعيت از امریکاست! - دشمنان خود را معادل جامعه جهاني مي دانند و تا مي گویيم هولوکاست يا صهيونيست هاي فاسد، فوراً مي گويند شما در مقابل جامعه جهاني ايستاده ايد. اگر آنها پيشنهاد رهبري را براي برگزاري رفراندوم در فلسطين عملي کنند، معلوم مي شود جامعه جهاني با آنها نيست اما آنها از اين پيشنهاد مي ترسند. - همين صهيونيست ها در ترکيه عليه ما تبليغ مي کردند و خبرنگار آنها به من گفت مگر شما نمي گویيد ما مردمي هستيم. پس چرا اين همه راهبندان و بگير و ببند داريد؟ من هم گفتم رهبر کشور هم در ايران وقتي جايي مي رود، مردم متوجه نمي شوند اما چون ما در اينجا ميهمان هستيم، دولت لابد از اين جهت که صهيونيست هاي تروريست اينجا هستند، نگران است و راهها را بسته اند. به علت همين راهبندان ها از رئيس جمهور ترکيه خواستم در جايي از ماشين پياده شوم و از مردم عذرخواهي کنم. به محض اينکه پياده شدم، مردم شعارهاي مرگ بر امریکا و مرگ براسرائيل سردادند. - پس از مصاحبه مطبوعاتی با رئیس جمهور ترکیه به نماز جمعه رفتم و بين مردم نشستم. همانجا جواني که گريه مي کرد، به من گفت شما مي توانيد به خدا نگاه کنيد چون شرمنده نيستيد ولی ما به علت ارتباط با صهيونيستها شرمنده ايم. - صدا و سيما و رسانه ها نتوانستند حقيقت آنجا را منعکس کنند. ما در اينجا گزارش هايي دو دقيقه اي پخش مي کنيم اما صهيونيست ها نيم ساعت گزارش پخش مي کنند. - در عراق فرمانده فرودگاه عراق که خود از اشغالگران است، با تقاضاي قبلي به ديدن من آمد و پس از احترام گفت افتخار مي کنم از ملاقات با شما. شما و ملت ايران در قلب هاي ما جا داريد و ما عاشق ايراني ها هستيم. - در سفر سال گذشته به امریکا و ماجراي دانشگاه کلمبيا هم مردم امریکا اينقدر پيام دادند و عذرخواهي کردند. دانش آموزان يک دبيرستان هم در همين سفر نامه فرستادند و گفتند ما حرف هاي شما را قبول داريم، اينها به ما دروغ مي گويند. - اگر چه خفقان سنگيني در امریکا حاکم است، اما همه اينها شکسته شده و راهي باز شده است و پيام انقلاب وارد آنجا شده است. به گونه اي که حتي شعارهاي انتخاباتي را تحت تأثير قرار داده است. - يکي از دوستان که اخيراً از امریکاي جنوبي برگشته استت به من گفت امریکاي جنوبي را دريابيد چون همه عاشق ايران هستند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 13:0 توسط اشک سرخ
|
|
|
در 16 سال قبل از دولت نهم جمعا 3500 ميليارد تومان سهام به مردم واگذار شده بود كه تنها در سه سال اول دولت نهم اين رقم جمعا به 36 هزارو 600 ميليارد تومان رسيد كه بيش از ده برابر كل دوره 16 ساله دو دولت قبل است. سازمان خصوصيسازي در دولت نهم پس از ابلاغ سياستهاي اصل 44 و اخيرا قانون اجرايي آن وارد فضاي جديدي شده و وظايف و مسئوليتهاي جديدي برعهده آن گذاشته شده است.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 12:42 توسط اشک سرخ
|
|
|
سخن اخير آقاى هاشمى رفسنجانى ، اين بيت حافظ را تداعى مى كند: آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است / با دوستان مروّت با دشمنان مدارا.
بر اين پايه به نظر مى رسد آقاى هاشمى، اعترافى جالب نموده اند و آن اين كه نگاهشان به دولت آقاى احمدى نژاد، نگاه به دشمن بوده است و به خاطر آسايش خود، «مدارا» پيشه كرده اند و اينك به سمت توبه از اين مدارا، تمايل يافته اند! رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، رئيس مجلس خبرگان رهبرى و امام جمعه موقت تهران، اخيراً در يكى از سخنرانى هاى خود از پايان فصلِ مدارا با دولت آقاى احمدى نژاد سخن گفته اند. در اين بيان ايشان نكاتى وجود دارد كه تأمل در آن ضرورى است.
۱/ دشمنى با دولت آقاى احمدى نژاد بر چه پايه اعتقادى و سياسى مبتنى است و بر محور كدام مصلحت نظام استوار است طبيعى است كه امام جمعه موقت و رئيس مجلس مجتهدان (خبرگان) براى رفتار خود بايد حجت شرعى داشته باشند. ۲/ آيا اين نگاه با جهت گيرى مقام معظم رهبرى يكى است گوينده پايان دهنده به روش مدارا، رئيس مجلس خبرگان رهبرى است و توجه به همگونى مبانى او با مبانى رهبرى، موضوع بسيار مهمى است كه نمى توان از كنار آن گذشت! اگر مبانى يكى است، اين همه تفاوت از چه روست اگر تا اين حد متفاوت است، خبرگان را چه خواهد شد ۳/ اگر اين سخنان نه از سوى رئيس مجمع تشخيص و رئيس مجلس خبرگان و امام جمعه موقت كه از سوى يك رقيب انتخاباتى است، تفكيك اين جايگاه ها از يكديگر و تفكيك شخصيت واحد و قبول اعتبارات مختلف براى يك فرد را بايد قائل شويم. در آن صورت آيا چنين تفكيك شخصيتى با عدالت كه لازمه دو حوزه خبرويت اجتهادى مجلس برگزيننده رهبرى و خطيب جمعه است، مغاير نخواهد بود ۴/ اما چرا مدارا آيا مدارا با كاركردهاى زير:
|