![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه |
|
رئيسجمهور در جمع مردم زنجان و ورزشگاه انقلاب اين شهر گفت: بعضيها ميگويند اگر يارانهها را بين مردم توزيع کنيم، گداپروري است. اما هدفمند کردن يارانهها از نظر ما عدالت است. به مخالفان آن ميگوييم به ملت ايران توهين نکنيم. اگر اين يارانهها را به افرادي مثل شما که جيب خود را پر کردهايد و شکمهايتان را سير کردهايد، بخوريد. گداپروري نيست ولي اگر به مردم بدهيم گداپروري قلمداد ميشود.
محمود احمدينژاد ادامه داد: مجاهدت هاي مردم اين ديار در راه اعتلاي ايران، برگهاي زريني در تاريخ پر افتخار ملت ايران است. ایلنا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 14:2 توسط اشک سرخ
|
|
|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار کارگزاران اجرایی و فرهنگی حج، این فریضه را فرصتی مغتنم برای حجاج، امت بزرگ اسلامی، و نظام جمهوری اسلامی دانستند و تأکید کردند: حج بهترین فرصت برای غلبه بر جدایی های طبیعی و تصنعی در میان مسلمانان، و یکسان سازی دلها، نیت ها و عزم ها در دنیای اسلام است.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین فرصت های سه گانه حج به فرصت فردی این فریضه اشاره کردند و افزودند: مسلمانان در ایام چند روزه اعمال حج، از بسیاری از امور رایج و معمولی زندگی که وسایل غفلت، انحطاط و تفاخر مادی و ظاهری است دوری می گزینند و وارد یک فضای بیکران معنوی می شوند و این در واقع تمرینی عملی برای جدایی از دلبستگی های دنیایی و انقطاع الی الله است. ایشان خاطرنشان کردند: در این سفر باید هر دغدغه ای که مانع استفاده زائر از این فرصت گرانبها می شود برطرف شود اما این به معنای ایجاد زمینه سفری تفریحی نیست زیرا حج سفری معنوی است که باید همزمان با جسم و جان انجام گیرد. رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مسئولان و دست اندرکاران حج تأکید کردند: وظیفه شما آگاه کردن زائران ایرانی و غیرایرانی از این فرصت بی نظیر و ترغیب آنان به مغتنم شمردن آن است. حضرت آیت الله خامنه ای، حج را فرصتی برای امت اسلامی برشمردند و افزودند: امت اسلامی به دلیل تکثر قومیت ها، نژادها، فرهنگ ها و سلیقه ها همواره در معرض برخی جدایی های طبیعی، در کنار جدایی های تصنعی تحمیلی است، بنابراین حج فرصت بزرگی برای مسلمانان است تا این جدایی ها را التیام بخشند. ایشان ثمرات حاکم شدن ندای اتحاد اسلامی بر دنیای اسلام را بسیار عظیم دانستند و تأکید کردند: همه باید هوشیار و مراقب باشند تا از این فرصت وحدت، زمینه ای برای اختلاف و تفرقه ایجاد نشود. رهبر انقلاب اسلامی در ادامه، نظام جمهوری اسلامی را نظامی مقتدر اما مظلوم خواندند و افزودند: حج فرصتی مناسب برای تبیین واقعیت ها و حقایق شیوا و زیبای جمهوری اسلامی برای مسلمانان است. حضرت آیت الله خامنه ای در بیان مظلومیت نظام جمهوری اسلامی خاطرنشان کردند: این مظلومیت به دلیل انواع اتهام ها و دروغهای فرقه ای، فکری، سیاسی و اجرایی به جمهوری اسلامی است که باید در ایام حج، معارف نظام اسلامی و واقعیت های آن برای مسلمانان تبیین شود. ایشان با اشاره به حضور شیعه و اهل سنت در نظام جمهوری اسلامی در کنار یکدیگر و حاکمیت قرآن و شریعت اسلامی در ایران افزودند: در کشورهای اسلامی و حتی در مناطق مختلف دنیا که مسلمانان حضور دارند، دل بسیاری از مسلمانان لبریز از محبت به جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) و ملت بزرگ ایران است اما دشمنان سعی می کنند این نظام را به دشمنی با مذاهب مختلف اسلامی متهم کنند، که این تحریف ها باید برای مسلمانان تبیین شود. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ناخرسندی و تنفر مسلمانان جهان از دشمنی ها و دخالتهای استکبار به ویژه امریکا خاطرنشان کردند: بسیاری از مسلمانان به دلایل مختلف از اظهار صریح این نارضایی محرومند اما جمهوری اسلامی ایران در واقع منبری بزرگ، آزاد و جهانی است که حرف دل مسلمانان را با صدای رسا اعلام می کند و علت دشمنی امریکا با این نظام همین است. حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش برخی افراد برای سیاه نمایی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم افزودند: ملت ایران ملتی مؤمن، صادق و با عزم راسخ است و همان ملتی است که این انقلاب عظیم را به پیروزی رساند و سی سال با قدرت از نظام اسلامی دفاع کرد. ایشان خاطرنشان کردند: این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند. رهبر انقلاب اسلامی با اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور افزودند: این فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد. حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد. ایشان در پایان خاطرنشان کردند: برخی کارها و ظلم ها، فتنه ای به پا می کند که دامن همه، اعم از ظالم و غیرظالم را می گیرد بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات، و اقدامات خود باشند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 21:53 توسط اشک سرخ
|
|
|
پس از اينكه سخنراني تمام شد، يكي از مأمورين امنيتي آفريقايي سازمان ملل جلوي مرا گرفت و از من خواست تا يك كپي از سخنراني را به او بدهم. او معتقد بود كه اين سخنراني يكي از جالب ترين سخنرانيهايي بوده است كه تاكنون شنيده بود. كپي از متن سخنراني را كه با خود داشتم، در جايگاه مخصوص مترجمان جا گذاشته بودم. ديپلمات ايراني كه همراهم بود، به او قول داد كه كپي متن سخنراني را كه متعلق به خودش بود، به او بدهد.
آقاي احمدينژاد نه تنها فردي محصور كننده و طلسم كننده است، بلكه او توانايي قابل ملاحظهاي در متقاعد كردن ديگران براي اينكه ارتباط نزديك و صميمانهاي با آنها برقرار ميكند، دارد. حتي لباس او در حين سادگي در رنگ، فرم و قيمت باعث تغيير نگرش و جذابيت بخشيدن به او شده به طوري كه او را كمتر شبيه مردي سياسي نشان ميدهد و بيشتر كمك به انعكاس شخصيت غير سياسي اش ميكند.
برای مطالعه متن کامل خاطرات به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:40 توسط اشک سرخ
|
|
|
یکی از همراهان رییس جمهور در سفر نیویورک ماجرای عکس معروف احمدی نژاد در صحن سازمان ملل در کنار یک زن ایرانی را تشریح کرد.
وی که ترجیح می داد نامش ذکر نشود، گفت: در اجلاس سران جهان، تمهیدات فوق العاده ای در مقر سازمان ملل برپا بود به گونه ای که حتی بعضی از اعضای هیات ایرانی برای ورود به صحن مجمع عمومی، دچار مشکل و ناگزیر از هماهنگی های مجدد شدند. با این حال، در یکی از نشست های مجمع، در حالی که هیات ایرانی در محل خود مستقر بود و به سخنان یکی از مقامات کشورهای دیگر گوش می داد، یک بانوی ایرانی میانسال که حجاب هم نداشت و دقیقا نمی دانیم چگونه مجوز ورود گرفته بود، وارد صحن علنی شد و مستقیما به سمت هیات ایرانی آمد و بعد از سلام و احوالپرسی و اظهار ارادت نسبت به احمدی نژاد، به وی گفت که دخترش از دوستداران اوست و تمایل دارد عکسی با رییس جمهور ایران داشته باشد. پس از موافقت احمدی نژاد، دختر جوانش را که با کمی فاصله منتظر بود صدا زد و او نیز با خوشحالی به جمع پیوست و پس از سلام، عین جمله ای که گفت این بود : آقای احمدی نژاد من عاشق شما هستم. سپس آن دو به نوبت با احمدی نژاد عکس گرفتند و رفتند. وی افزود: یکی از کسانی که در جریان سفرهای سایر روسای جمهور ایران به مقر سازمان ملل بود در مقایسه این مراسم با آیین های قبلی تاکید داشت که تاکنون به این اندازه ، ایرانیان مقیم آمریکا از حضور یک رییس جمهور ایرانی استقبال نکرده بودند. وی همچنین حضور رییس جمهور در نشست های خبری را نیز موفق ارزیابی کرد و گفت: به ویژه پس از مصاحبه احمدی نژاد با CNN که برای انجام آن، لری کینگ از واشنگتن به نیویورک آمده بود، هیات های دیپلماتیک بسیاری نزد اعضای هیات ایرانی می آمدند و از مواضع رییس جمهورمان و تسلطی که در این گفت و گو بر سر مسایل جهانی داشت، تمجید می کردند. وی افزود: شاید بعضی ها بخواهند درباره جایگاه رییس جمهور در میان افکار عمومی به ویژه نزد ملت های مسلمان، مبالغه کنند ولی فارغ از این مسایل، باید منصفانه و صادقانه تصریح کرد که ادبیات احمدی نژاد در جهان امروز، علاقه مندان زیادی دارد و این، یک واقعیت انکارناپذیر است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 21:1 توسط اشک سرخ
|
|
|
رييس جمهوري در سيزدهمين سفر از دور دوم سفرهاي استاني روزهاي بيست و چهارم و بيست و پنجم مهر ماه جاري به همراه هيات دولت به استان گيلان سفر کرد که حاصل اين سفر دو روزه 200 مصوبه براي عمران و آباداني هر چه بيشتر اين استان شمالي بود.
دکتر "محمود احمدي نژاد" در اين سفر مورد اسقبال بي سابقه مردم گيلان قرار گرفت، بطوري که مسير پنج کيلومتري از فرودگاه رشت تا ورزشگاه شهيد عضدي (محل سخنراني) بيش ا ز چهار ساعت طول کشيد و اتومبيل حامل رييس جمهوري در ميان حلقه پر ازدحام گيلاني ها گرفتار شد. ** مردم خونگرم استان گيلان استقبالي از احمدي نژاد به عمل آوردند که نه تنها براي ناظران خارجي بلکه براي برخي از منتقدان و مخالفان داخلي دولت نهم هم غافلگير کننده بود. **مردم رشت در يک اقدام بي سابقه چنان اجتماعي در اطراف فرودگاه ايجاد کرده بودند که براي خبرنگاران و اصحاب رسانه هايي که در همه سفرهاي استاني هيات دولت را همراهي مي کنند، غير منتظره و کم سابقه بود، چرا که هر چند آنان در سفرهاي قبلي نيز شاهد حضور پرشور مردم در مراسم استقبال از رييس جمهوري بودند، اما در اين استان علاوه بر اجتماع ميليوني در خيابان هاي منتهي به محل سخنراني، اتومبيل حامل رييس جمهوري از همان فرودگاه در ميان انبوه جمعيت گم شد. ** مردم استان گيلان از شهرها و بخش هاي مختلف استان براي استقبال از رييس جمهوري به رشت آمده بودند. بطوري که استاديوم اين شهر مملو از جمعيت شده و خيابان هاي اطراف ورزشگاه از خيل عظيم مردم پر شده بود. ** در روزي که رشت هوايي بسيار لطيف داشت و سرسبزي اين استان شمالي چشم هر ببينده اي را نوازش مي داد، رييس جمهوري در اجتماع ميليوني مردم خونگرم اين شهرستان پشت تربيون قرار گرفت تا احمدي نژاد در چهل و چهارمين سفر استاني خود شاهد حماسه اي ديگر از اجتماع و حضور باشکوه مردم در استقبال از خادمان خود باشد. ** رييس جمهوري با قدرداني از حضور ميليوني مردم رشت خطاب به آنان گفت: "شما بيش از چهار ساعت است که در اين ورزشگاه منتظر نشسته ايد، مي خواهم يک بار ديگر از شما بپرسم آيا خسته شده ايد که مردم با صدايي رسا فرياد زدند، نه، احمدي نژاد دو باره سوال کرد. پس کي خسته شده، مردم باز هم يک صد ا گفتند "دشمن". ** هنگام سخنراني رييس جمهوري تعدادي از جوانان که در صفوف اول قرار داشتند نسبت به رييس جمهوري ابراز احساسات کردند که احمدي نژاد در جواب به آنان گفت: "من همه شماها را از صميم قلب دوست دارم و به شما عشق مي ورزم." ** برخي از مشاوران و مديران حوزه هاي مختلف رياست جمهوري از فرصت استفاده کرده و مشغول جمع آوري نامه هاي مردم و پاسخگويي به برخي خواسته هاي شفاهي آنان شدند. بازديد رييس جمهوري از يکي از روستاهاي محروم از توابع شهرستان صومعه سرا برنامه دوم رييس جمهوري بود، احمدي نژاد و هيات همراه سوار بر دو چرخبال شدند و به روستاي تنيان رفتند، خبرنگاران از ميان نقاط سرسبز و ديدني استان گيلان با چند دستگاه ميني بوس به اين روستا رفتند. ** تعداد بسيار زيادي از خبرنگاران محلي نيز در طول اين دو روز رييس جمهوري و هيات همراه او را همراهي مي کردند و از لحظه به لحظه اين سفر خبر، گزارش، عکس و فيلم تهيه مي کردند. ** رييس جمهوري پشت تربيون قرار گرفت و همچون روال گذشته از حضور پرشور و اجتماع ميليوني مردم از استقبال از هيات دولت و همچنين از نماينده ولي فقيه در استان، استاندار، نيروهاي نظامي و انتظامي و امنيتي، اصحاب رسانه تشکر کرد. ** رييس جمهوري در روز دوم سفر مقداري کسالت داشت؛ به نحوي که اين مساله باعث شد که او در برنامه چهره به چهره با مردم استان گيلان هم مقداري با تاخير شرکت کند وهنگام شروع کنفرانس مطبوعاتي نيز خستگي و عارضه ناشي از اين کسالت در صدا و چهره او کاملا نمايان بود. احمدي نژاد جلسه هيات دولت در استان گيلان را که بيش از شش ساعت به طول انجاميد، طولاني ترين نشست هيات دولت در دور دوم سفرها خواند و گفت: "حاصل اين جلسه 200 مصوبه براي عمران و توسعه استان است. ** بعد از اتمام سخنان رييس جمهوري تعدادي از خبرنگاران مي خواستند تا برخي از مشکلات و مسايل استان خود را با احمدي نژاد در ميان بگذارند و دو نفر از آنان که وانمود مي کردند قصد سوال از رييس جمهوري را دارند، در مقدماتي نسبتا طولاني به بيان ديدگاه هاي خود در وضعيت استان و عملکرد مسئولان آن پرداختند. ** خبرنگار واحد مرکزي خبر در گيلان به اشتباه رييس جمهوري را استاندار گيلان خطاب کرد که "احمدي نژاد" گفت: "اسم و سمت مهم نيست، خادم بودن مهم است." ** در پايان اين کنفرانس خبري خبرنگاران محلي استان گيلان که تعداد آنان بسيار زياد هم بود با احمدي نژاد عکس يادگاري گرفتند. ایرنا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:54 توسط اشک سرخ
|
|
|
يکشنبه 31 شهريور در آستانه "شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان"، فرودگاه مهرآباد پاويون جمهوري، ساعت 11 صبح و تيم نسبتا کم تعداد خبرنگاران و تصويربرداران رسانه هاي داخلي براي همراهي رييس جمهوري به نيويورک.
دغدغه تک تک اعضاي اين تيم به ويژه خبرنگاران تنها پوشش خبري اين سفر به مطلوبترين شکل ممکن نيست. همراهي رييس جمهوري به سازمان ملل براي پوشش خبري آن، فرصت و افتخاري است که شايد تنها يک بار نصيب هر خبرنگار شود. طبق معمول ديگر سفرهاي رييس جمهوري، تيمي متشکل از چند خبرنگار و عکاس و تصويربردار همراه هيات بودند. دکتر احمدي نژاد پس از پايان برنامه سخنراني در مراسم رژه نيروهاي مسلح، ساعت 12 و نيم همراه "غلامحسين الهام" سخنگوي دولت وارد پاويون شد و پس از انجام مصاحبه اي کوتاه و با بدرقه پرويز داودي، ساعت 14 به سمت پله هاي بوئينگ 747 مدل special متعلق به شرکت مسافربري "هما" حرکت کرد. کاپيتان "اسدالله اوقاتيان" خلبان با تجربه شرکت مسافري هما هم با خوش آمدگويي به دکتر احمدي نژاد و هيات همراه مقصد پرواز شماره 101 را فرودگاه "جان اف کندي" نيويورک و زمان پرواز را 12ساعت و 40 دقيقه اعلام کرد. کاپيتان اوقاتيان با بيش از 46سال سابقه خلباني، به عبارت ديگر حدود نيم قرن تجربه، تا بحال پروازهاي زيادي به نيويورک انجام داده، هشت بار خلبان پروازهاي حامل رييس جمهوري هاي مختلف ايران بوده و پروازهايي هم با مقام معظم رهبري انجام داده است. خلاصه اينکه سابقه اي بس درخشان در طول نزديک به نيم قرن سابقه کار خود دارد. خلبان هواپيما را پس از صعود از مهرآباد، به جهت شمال غرب هدايت کرد. مانيتور بزرگ مقابل مسافران اين اطلاعات را نشان مي داد: ارتفاع 11هزار متر، سرعت متوسط 830 کيلومتر در ساعت، دماي متوسط هواي خارج 53 درجه سانتيگراد زير صفر و يک خط نارنجي رنگ که مسير طي شده را نشان مي داد. هواپيما مسافر و بار زيادي نداشت اما حسابي سنگين بود. براي اينکه مسافت تهران تا نيويورک يعني نيمي از سطح کره زمين را بدون توقف طي کند، نياز به 140 تن سوخت داشت. بالاخره صعود کرد و اوج گرفت. شايد هنوز بر فراز آسمان ايران بوديم که آقاي احمدي نژاد از بخش VIP وارد جمع هيات همراه شد و در فضايي دوستانه و صميمي به سلام و احوالپرسي با تک تک اعضا پرداخت. بيشتر اعضاي هيات از جمله شخص رييس جمهوري که سفر بخشي از کارشان است، همچنان روزه بودند و با توجه به 8 ساعت اختلاف تهران و نيويورک، آن روز را نزديک به 24 ساعت روزه داري کردند، سحري در تهران، افطار بعد از 23 ساعت در نيويورک. هواپيما پس از عبور از بخشي از آسمان ارمنستان و ترکيه، بر فراز درياي سياه به پرواز ادامه داد. حالا سرعت هواپيما 100 کيلومتر در ساعت نسبت به سرعت اوليه کم شده بود و با سرعت متوسط 730 کيلومتر در ساعت ادامه مسير مي داد. کاپيتان اوقاتيان دليل را وزش باد مخالف جهت پرواز عنوان کرد. پنج ساعت از زمان پرواز سپري شده بود. هواپيما آبهاي شمالي درياي سياه را پشت سر گذاشت. از آسمان چند کشور اروپايي از جمله روماني، اسلوواکي، چک، آلمان، هلند و انگليس هم عبور کرد بر فراز آبهاي اقيانوس اطلس قرار گرفت. نيمي از مدت زمان پرواز گذشته بود. آفتاب همچنان در وسط آسمان عرض اندام مي کرد و ما هم پا به پاي آفتاب پرواز مي کرديم. بعضي ها خواب بودند، بعضي کتاب مي خواندند، بعضي هم گپ مي زدند و چندتايي هم دائما از پنجرهاي کوچک به پايين چشم دوخته بودند به آقيانوس آبي و ابرهاي سفيد و خاکستري که حالا زير پايشان بود. خسته از پروازي طولاني. طولاني ترين پرواز ممکن از تهران. خورشيد کم کم سرعت بيشتري گرفته بود و رفته رفته فاصله اش را از هواپيما بيشتر مي کرد. گويي ديگر از همراهي با ما حوصله اش سر رفته بود. چند ساعت ديگر گذشت. طبق نقشه روي مانتيور، هواپيما کم کم به خشکي هاي "نيوفاندلند" نزديک مي شد، يعني در آستانه ورود به آسمان آمريکا بوديم. نور آفتاب آرام آرام رو به کمرنگي مي رفت و حالا بر فراز آسمان "بوستون" آمريکا بوديم. خوش به حال کساني که روزه بودند. اگرچه نواي دلنشين "ربنا..." پخش نمي شد اما حالا بعد از 23 ساعت ديگر وقت افطار بود. سفره افطار در قسمت عقب هواپيما پشت صندلي ها پهن شد. افطاري شب بيست و يکم ماه رمضان بود، شب قدر، از روحاني ترين شب هاي سال. ديگر از روشنايي آن روز طولاني خبري نبود. آن پايين، نور چراغ هاي شهري بزرگ جلوه خاصي داشت. همه از اينکه ديگر فاصله اي تا مقصد باقي نمانده، حس خوبي داشتند. نيويورک را مي ديديم. صداي خدمه شنيده شد: "مسافرين محترم تا دقايقي ديگر در فرودگاه جان اف کندي نيويورک به زمين خواهيم نشست. روي صندلي هاي خود قرار گيريد، پشتي صندلي را به حالت عمودي برگردانيد و کمربندها را ببنديد." همه حس خوبي داشتند و براي تماسي کوتاه با خانواده هايشان لحظه شماري مي کردند. هواپيما کم کم ارتفاعش را کم کرد. به نظر رسيد که چند دوري هم فرودگاه پر ترافيک نيويورک را دور زد، فرودگاهي که گفته مي شود به طور متوسط هر يک دقيقه يک هواپيما در آن فرود مي آيد و آن را ترک مي کند. بالاخره با مهارت خاص خلبان، چرخ هاي هواپيما زمين نيويورک را لمس کرد. از اينکه پرواز 12ساعت و 40 دقيقه پايان يافته بود، خدا را شکر کرديم و نفسي راحت کشيديم. حدود ساعت 3 بامداد دوشنبه "به وقت تهران" و 8 يکشنبه شب به وقت محلي بود. آنجا "خزايي" منتظر ورود احمدي نژاد بود. خبرنگاران زحمتکش ايراني مستقر در نيويورک هم آمده بودند تا خبر و عکس و تصوير ورود رييس جمهوري به نيويورک را به تهران مخابره کنند. با ديدن همکاراني که سال ها از ديدن چهره صميمي و مهربانشان محروم بوديم، انرژي گرفتيم و اميد در دل هامان تازه شد. پايين پله هاي هواپيما وقتي که ديدارها تازه مي شد، صحنه بسيار زيبا و عاطفي بود. رييس جمهوري در بدو ورود به نيويورک، از سوي نماينده ايران در سازمان ملل و جمعي از ديپلمات هاي ايراني مورد استقبال قرار گرفت. دقايقي بعد يک دستگاه ميني بوس خبرنگاران و ديگر اعضاي هيات را به همان هتل منتقل کرد. خبرنگارن در طبقه 23 و رييس جمهوري و همراهان نزديکترش در طبقه 34 "گراند هايا" مستقر شدند تا بعد از چند ساعت استراحت، چهار روز از پرکارترين روزهاي زندگي شان را آغاز کنند.... ایرنا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:44 توسط اشک سرخ
|
|
|
روزنامه اعتماد در ويژه نامه خود با انتشار مقاله اي به قلم کيوان مهرگان عضو شاخه جوانان مشارکت ضمن اشاره به محبوبيت روزافزون دکتراحمدي نژاد اعلام کرد:افزايش تصاعدي محبوبيت جهاني احمدي نژاد در داخل ايران هم تکرار مي شود.
اين عضو شاخه جوانان مشارکت در ادامه افزود:"احمدي نژاديسم" نه تنها از نظر محبوبيت چيزي از ليبراليسم و سوسياليسم کم ندارد بلکه شانه به شانه آنها در حال پيشروي است. کيوان مهرگان تاکيد کرد: محمود احمدي نژاد همان طور که رسانه هاي دولتي نشان مي دهند از محبوبيت زيادي در جهان اسلام از ترکيه تا ليبي برخوردار است.حتي فراتر از اين شهروندان کمونيست ونزوئلا، نيکاراگوئه و آرژانتين هم انديشه هاي محمود احمدي نژاد را ستايش مي کنند و با ارسال نامه از وي براي مديريت کشورشان رهنمود مي خواهند. وي افزود:در اين سه سال با وجود قطعي گاز در زمستان و خاموشي گسترده در تابستان، با وجود افزايش محيرالعقول تورم، قيمت مسکن و لبنيات نه تنها رييس جمهور با کاهش محبوبيت رو به رو نشده که اين محبوبيت همچنان در حال تزايد است. کدام رييس دولت چنين اقبالي داشته است. اين عضو شاخه جوانان مشارکت در انتها افزود:احمدي نژاديسم در حال تکثير شدن است. وقتي کابينه 70 ميليوني تشکيل شد يا وقتي برخي او را بيم مي دادند که حرف او حرف ملت ايران نيست، داد سخن داد که هر ايراني يک احمدي نژاد است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:37 توسط اشک سرخ
|
|
|
"مركز دولتي آمار آمريكا" روز چهارشنبه گزارش داد، بيش از 37 ميليون آمريكايي در سال 2007 زير خط فقر زندگي كردند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:12 توسط اشک سرخ
|
|
|
رئیس جمهور در همايش علمي کاربردي تبليغ، سخنان مهمی ایراد کرد که در خبر ارسال شده برای رسانه ها برخی از نکات جالب این سخنرانی منعکس نشده بود. گزیده ای از این سخنان در ادامه آمده است:
- دکتر احمدی نژاد با اشاره به وجود برخی ضعف ها و اشکالات در دولت گفت: تا امروز حتي يک پيشنهاد هم براي بهبود وضع کشور از مخالفان دولت دريافت نکرده ام اما همين افراد که 25 سال در حکومت بوده اند و نفوذ هم دارند، هر کجا خواستيم کار کنيم، سد درست کرده اند. - فساد در کشور اژدهاي هفت سر است و بدانيد که اين اژدهاي هفت سر در ميان دانه درشت ها و صاحب نفوذها در حکومت است و اينجاست که مبارزه سخت مي شود. اگر يک لحظه فشار را از روي افراد فاسد برداريم، همه جا را مي گيرند. پس بايد فشار بياوريم تا منزوي شوند. - وي در خصوص تورم گفت مي دانيم که برخي از اين افراد فتنه گري مي کنند که روزي همه اينها را براي مردم خواهم گفت. به عنوان مثال 50 روز تمام در کشور و 25 روز در قم، يخبندان و سرما و بعد از آن هم خشکسالي و تحريم و مسائل ديگر بوده است اما با اين همه، کارهاي زيادي در دولت انجام شده است که (مخالفان) همه آن نقاط مثبت را فهرست کرده اند و مي خواهند تخريب کنند. - رئيس جمهور در خصوص مسائل هسته اي نيز گفت در اين قضيه، اتفاقات زيادي افتاده است و ما در اين خصوص، رفتارهاي عجيبي از يک عده ديده ايم. در اين قضيه برخي با بيگانگان و دشمنان ساختند اما هر جا که خبرهاي خوش مي رسد، مي گفتند ما هم در دولت هاي قبل در اين باره کار کرده ايم. اما هر جا فشار وارد مي شد، مي گفتند چرا بي تدبيري مي کني؟ - برخي از اين افراد، مملکت را مال خود مي دانند و مي گويند ما همواره با امام بوده ايم. اين جريانات مسلماً سازمان يافته است. - خصومت 26 ساله موجود در خليج فارس بالاخره تمام شد. در ترکيه هم فشار سنگيني به دولت ترکيه آمد که ما به اين سفر نرويم اما بعضي در داخل گفتند چرا به اين سفر رفته، آبروي ما مي رود. لابد آبروي کشور در تبعيت از امریکاست! - دشمنان خود را معادل جامعه جهاني مي دانند و تا مي گویيم هولوکاست يا صهيونيست هاي فاسد، فوراً مي گويند شما در مقابل جامعه جهاني ايستاده ايد. اگر آنها پيشنهاد رهبري را براي برگزاري رفراندوم در فلسطين عملي کنند، معلوم مي شود جامعه جهاني با آنها نيست اما آنها از اين پيشنهاد مي ترسند. - همين صهيونيست ها در ترکيه عليه ما تبليغ مي کردند و خبرنگار آنها به من گفت مگر شما نمي گویيد ما مردمي هستيم. پس چرا اين همه راهبندان و بگير و ببند داريد؟ من هم گفتم رهبر کشور هم در ايران وقتي جايي مي رود، مردم متوجه نمي شوند اما چون ما در اينجا ميهمان هستيم، دولت لابد از اين جهت که صهيونيست هاي تروريست اينجا هستند، نگران است و راهها را بسته اند. به علت همين راهبندان ها از رئيس جمهور ترکيه خواستم در جايي از ماشين پياده شوم و از مردم عذرخواهي کنم. به محض اينکه پياده شدم، مردم شعارهاي مرگ بر امریکا و مرگ براسرائيل سردادند. - پس از مصاحبه مطبوعاتی با رئیس جمهور ترکیه به نماز جمعه رفتم و بين مردم نشستم. همانجا جواني که گريه مي کرد، به من گفت شما مي توانيد به خدا نگاه کنيد چون شرمنده نيستيد ولی ما به علت ارتباط با صهيونيستها شرمنده ايم. - صدا و سيما و رسانه ها نتوانستند حقيقت آنجا را منعکس کنند. ما در اينجا گزارش هايي دو دقيقه اي پخش مي کنيم اما صهيونيست ها نيم ساعت گزارش پخش مي کنند. - در عراق فرمانده فرودگاه عراق که خود از اشغالگران است، با تقاضاي قبلي به ديدن من آمد و پس از احترام گفت افتخار مي کنم از ملاقات با شما. شما و ملت ايران در قلب هاي ما جا داريد و ما عاشق ايراني ها هستيم. - در سفر سال گذشته به امریکا و ماجراي دانشگاه کلمبيا هم مردم امریکا اينقدر پيام دادند و عذرخواهي کردند. دانش آموزان يک دبيرستان هم در همين سفر نامه فرستادند و گفتند ما حرف هاي شما را قبول داريم، اينها به ما دروغ مي گويند. - اگر چه خفقان سنگيني در امریکا حاکم است، اما همه اينها شکسته شده و راهي باز شده است و پيام انقلاب وارد آنجا شده است. به گونه اي که حتي شعارهاي انتخاباتي را تحت تأثير قرار داده است. - يکي از دوستان که اخيراً از امریکاي جنوبي برگشته استت به من گفت امریکاي جنوبي را دريابيد چون همه عاشق ايران هستند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 13:0 توسط اشک سرخ
|
|
|
روزنامه زمان چاپ ترکيه در مقاله اي در شماره امروز نوشت : چهره محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران يادآور چهره اجويت در اوايل دهه 1970 ميلادي است.
احمدي نژاد نه تنها در خاورميانه بلکه در کشورهاي آفريقايي ، آسيا و آمريکاي لاتين فردي محبوب است. جوانان ونزوئلايي تي شرتهايي با تصوير احمدي نژاد به تن مي کنند. اين موضوع از قبل قابل پيش بيني بود که وي در ترکيه نيز از محبوبيت زيادي برخوردار خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:27 توسط اشک سرخ
|
|
|
روز جمعه گذشته دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری به صورت سرزده در مجتمع های مسکونی 22 بهمن واقع در محله خانی آبادنو جنوب تهران حضور یافت و مشکلات تعداد زیادی از خانوارهایی را که حدود 4 سال است در بدترین شرایط زندگی می کنند و سازنده این مجتمع ها نیز به دلیل درخواست مبالغی اضافه بر آنچه که ابتدا قول داده بود از به نام زدن سند برای مالکان خودداری می کند، از نزدیک شنید. این دیدار سرزده در محله جنوب شهر تهران با حاشیه های جالبی همراه بوده است که محمدکاظم روحانی نژاد خبرنگار باسابقه واحد مرکزی خبر روایت خود را از این حاشیه ها منتشر کرده است: روزجمعه به همراه دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور به مجتمع مسکونی 22 بهمن واقع در خانی آباد نو در جنوب تهران رفتم. برنامه دیدار بدون اطلاع قبلی بود. این دیدار صحنه های تلخ وشیرینی داشت. حضور رئیس جمهور در این مجتمع آنقدر غیرمنتظره بود که برخی مردان ساکن مجتمع اول حیرت زده نگاه می کردند، چه خبره و بعد که متوجه می شدند شعار می دادند "دکتر دوستت داریم."
همه رقم آدم بود از "راشین" و "افسانه" و "شروین" تا "غلوم شمل" و"پرویز بی ریخت"! بیشتر ابراز احساسات هم با واژه های رایج در اینگونه مناطق صورت می گرفت: "دمت گرم دکتر"، "ایول چمنتیم"،"جمالتو". یک پسر شیطون هم از ستون سیمانی برق بالا رفته بود و فریاد می زد "جایم را می فروشم این ستون الان شفا میده"! جوانی خطاب به من گفت: تو کوالالامپورهم رئیس جمهوری به این خوبی هست که تو این گرما بیاد به داد مردم برسه؟ گفتم اونجا پادشاه داره و بقیه قضایا....! البته نخست وزیرش یک کم مردمی است. این مجتمع را شخصی بنام "مروی" که در شهرری اصل ونسبی دارد، ساخته است که 1800 خانوار در آن ساکن شدند. نه فاضلاب و فضای سبز داره و نه مدرسه خلاصه هیچی. از سال 79 از مردم پول گرفته بودند تا آپارتمان ها را درسال 81 به آنان تحویل دهند ولی به وعده خود عمل نکردند و به قول ساکنان محل با گردن کلفتی می گویند چون تورم بالا رفته است، باید دو برابر پول قبلی پرداخت کنید تا سند بزنیم. همین باعث شد سال 83 خریداران با حمله به ساختمان ها به زور در آن ساکن شوند. برق ندارند و برخی واحدها برای روشنایی از کابل های سیار استفاده می کنند. لوله کشی نشده و آب هم از لوله های سیار پلاستیکی از پنجره و یا زیر در به داخل واحدها منتقل شده است. اوضاع اسف باری دارد که آوارگان جنگی هم در چنین شرایطی حاضر به زندگی نیستند. یک خانمی به من گفت هر روز اینجا دعواست و چند شرور در این مجتمع ها هستند که مزاحمت دارند و تهدید با قمه و چاقو، مثل رقص شمشیر پادشاهان عرب جزیی از تفریح وزندگی و برایشان واجب کفایی است! رئیس جمهور لابلای جمعیت در تلاطم بود و الهام وزیر دادگستری با ریش و موی ژولیده و صورت عرق کرده دست به دست می شد. احمدی نژاد با حوصله به حرف مردم گوش می کرد. یک کارگر ساختمانی هم بدون توجه به این هیاهوها توی یک اتاقک موقت وکاملاً کثیف مشغول تراشیدن ریشش بود ومن وقتی متوجه شدم که پایم تا مچ توی آب وکف صابون فرو رفت!
رئیس جمهور درخانه بانویی حضور یافت که از فشار ناراحتی و تهدیدها حالت روانی دارد و گوشه خانه اش افتاده است. صحنه غم انگیزی بود، خیلی دلم گرفت. وقتی آقای احمدی نژاد وارد شد، این زن به پایش افتاد، بچه های این مادر رنجدیده گریه وزاری می کردند و او هم قدرت تکلم نداشت و فقط گاهی جیغ می زد. "محمد" پسر 8 ساله این زن خود را به آغوش رئیس جمهور افکند وبا بغض در گلو و اشکهای جاری می گفت من در این دنیا فقط مادر داشتم که او را از من گرفتند. مادرم همه اندوخته هایمان را 10 سال پیش برای خرید این خانه داد ولی هنوز سند ومدرکی برای مالکیت نداریم. وضع آب وبرق و ساختمان را هم که می بینید. این کودک گریان درهمان حالت از من پرسید "کی تلویزیون ما را نشان می دهد"؟! کم مانده بود همه ما ازجمله رئیس جمهور گریه و نوحه سرایی کنیم. من کابل برق راکه از سقف آویزان بود، گرفته بودم تا به گردن کسی نیفتد و مصیبت دیگری پیش آید. یکی از نمایندگان ساکنان این مجتمع به رئیس جمهور می گفت: اينها از این دست کارها زیاد کرده اند، حتی از حق رزمندگان در دوره دفاع مقدس هم نگذشته و با اینکه ورق های فولادی نو با قیمت دولتی آن زمان تحویل می گرفت، ولی با آهن قراضه تانکرهای سفارشی را برای جبهه ها ساخته و تحویل داده بود.
رئیس جمهور هم در جمع مردم از این ادبیات استفاده نکرد که "به زودی گوش طرف را می گیریم و می پیچانیم و حقتون را از حلقومش می کشیم" بلکه گفت هفته آینده درجلسه ای با حضور رئیس قوه قضائیه طرف را صدا ومسئله را حل می کنیم. یک پیرمردی که از گرما و فشار جمعیت عصبانی بود گفت: اون همه را خریده بابا...!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 22:42 توسط اشک سرخ
|
|
|
يکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز که امام جماعت یکی از مساجد تهران است، با سو استفاده از موقعیت مذهبی و سیاسی خودیک خانواده یتیمی را سالها دچار مشکلات زیادی نموده است.
وی به خبرنگار ما گفت« از آنجایی که این شخص از معتمدین محل و مسجد محل بوده همواره مردم پشت سر وی نماز به جای آوردند و همچنین از چهره های مطرح و سرشناس سیاسی کشور نیز می باشد، بر اساس روابط دور خانوادگی که با هم پیدا کرده بودیم، برای من جلب اطمینان شده بود و در حقیقت در هر کاری ما را راهنمایی و کمک می کردند، تا انجایی که این شخص دارای یک مجوز آژانس هواپیمایی بوده و در کنار هم و با کمک یکدیگر آنجا مشغول کار بودیم. این زن میافزاید پس از گذشت مدتی و بر اساس اطمینانی که نسبت به این شخص و خانواده وی پیدا کرده بودم، قرار بر این شد که من مقدار پولی فراهم نموده و در کار دفتر هواپیمایی با این شخص شراکت نمایمو من نیز برای تهیه این پول مجبور شدم یک قطعه زمینی را که در حال حاضر ارزش آن بالغ بر صدها میلیون تومان رسیده است را به بهای اندکی بفروشم و از پول آن و مقداری پول پس انداز شده خود و سه فرزند یتیمم، مبلغ 55 میلیون تومان پول به پسر این آقا دادم(که رسید آن موجود است) تا بتوانیم بصورت شراکتی کار کنیم، اما دریغ از یک روز کار شراکتی! این زن می گوید: برای دسترسی به حقوقم، یک وقت ملاقات از رییس حزب اعتماد ملی آقای کروبی گرفتم و با مراجعه به ایشان و مطرح نمودن مشکلات، آقای کروبی در جواب بنده گفتند که من با این شخص دوست نزدیک هستم و در این زمینه نمی توانم کاری بکنم. وی می افزاید: حال با توجه به وضعیت زندگی من و فرزندانم و علی رغم مراجعه به دستگاه قضایی برای احقاق حقوق از دست رفته خودم نمی دانم چه کاری انجام بدهم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 21:53 توسط اشک سرخ
|
|
|
كاپشن ساده و معروف احمدي نژاد در بين جوانان آلماني به اندازه اي زياد شده كه اين لباس به يكي از مدلهاي روز و پرفروش در اين كشور تبديل شده است.
برنا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:34 توسط اشک سرخ
|
|
|
چند ماهی از آمدن من به کیهان نگذشته بود که مصادف شد با درگیری شدید بخش ملی - مذهبی کیهان با آقای خاتمی که آن روزها نماینده امام و در زمان من نماینده رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در کیهان بود. این نیروهای ملی - مذهبی در حقیقت همان کسانی بودند که شورای سردبیری کیهان را در دست داشتند و عبارت بودند از آقایان شمس الواعظین (شمس) ، رضا تهرانی و ... یعنی همان کسانی که اکنون ادعای همراهی با آقای خاتمی را می کنند. در هر صورت آنان به مدیریت کیهان فرهنگی منتقل شدند و مجله وزین کیهان فرهنگی را که از سوی مجاهد عارف "حسن منتظر قائم"(برادر سردار شهید محمد منتظر قائم - شهید حمله نظامی آمریکا به طبس) اداره می شد ، به مجله ارگان آقای عبدالکریم سروش و نظریه های قبض و بسط و ... وی تبدیل کردند. هنگامی که آقای سید محمد خاتمی و نیز محمد اصغری (جانشین آقای خاتمی) به رویکردهای آنان اعتراض کردند ، آنان سیاست اعتصاب را در پیش گرفتند و این مجله را - اگر اشتباه نکنم - حدود یکی دو سال منتشر نکردند . البته آنان حقوق خود را می گرفتند و آقایان مسئول هم جز تشرها و تذکرهایی ! به آنان کار دیگری نکردند. اما نکته ای که باعث شد من این مقدمه را بنویسم روشی بود که در کیهان فرهنگی دوره مدیریت این آقایان متداول بود: آنان در پاسخ به نقدهای علمی و مستدلی که در صفحه اندیشه های کیهان تحت مدیریت آقای مهدی نصیری به مقالات ایدئولوژیک آقای سروش و تنی چند از دیگر همفکرانش چاپ می شد به جای پاسخگویی علمی و منطقی ، به فحاشی روی آورده بودند . و من که آن روزها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشجو بودم و به نوعی جزو نیروهای چپ انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاه محسوب می شدم خجالت می کشیدم که چگونه این افراد به فحاشیهای شدید روی آورده بودند. شاید آن موقع هر چه به دوستانمان می گفتیم که این شیوه پاسخگویی به روزنامه نیست و برای خود سروش بد است به خرجشان نمی رفت ، اما اکنون که همه آبها از آسیابها ریخته است و گرد و غبارها نشسته است و همه مطالب روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی هم موجود و قابل دسترسی هست ، کسی نمی تواند باور کند که مثلا کسی مثل آقای دکتر سروش و برخی همفکرانش در پاسخ به مقالات مستدل علمی در نقد نظریاتش چه تعداد فحش و بد و بیراه گفته است و پیگیران منصف در مقایسه مطالب آن برهه به نمونه های تاسف باری از مدعیان امروز آزادی و تساهل و تسامح و تحمل مخالف بر خواهند خورد. این اتفاق در برهه های مختلف نیز افتاده است . در دوره موسوم به اصلاحات و دوم خردادیها هم فراموش نکردیم که در میان حدود پانزده تا بیست نشریه دولت اصلاحات و مدافع دوم خرداد شاید تنها روزنامه کیهان بود که به نقد (البته نقد صریح و بی رو در بایستی) آنان می پرداخت اما در مقابل شیوه آتش زدن کیهان (چه در ظاهر و چه در خفا) را در پیش گرفتند. آن روزها هم در نشریات زنجیره ای پر شمار دوم خردادیها ، رگبار فحش و دشنام بود که به کیهان می دادند و حتی همین یک روزنامه مخالف خود را هم تحمل نمی کردند. ***
شاید ما فحش خورمان ملس شده باشد ، وقتی فحشهای رکیک و حتی ناموسی فراوانی را از زمان نامزدی دکتر احمدی نژاد در انتخابات در پیامکهای تلفنهای همراهمان می خوانیم ، در سایتهای ضد انقلاب و دشمن خارجی می خوانیم ، و حتی در روزنامه های باز هم پر شمار اصلاح طلب چاپ تهران و ایران می بینیم . اما تعجب می کنیم که چرا در میان برخی از همین طیف ، کمتر کسانی را می یابیم که به خودشان - در علن - انتقاد کنند و اشکال بگیرند که این شیوه برخورد با یک رئیس جمهور نیست ؛ رئیس جمهوری که بالاخره به عنوان یک انسان جایز الخطاست و حتما اشتباهاتی هم دارد اما این نکته که تمام تلاش شب و روز خود را مصروف مردم و استیفای حقوق ملت از دزدان و چپاولگران سالهای گذشته و دشمنان خارجی گذاشته است قابل انکار نیست . امروز در حالی ملی - مذهبی ها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده و اصلاح طلبان شکست خورده و خشک مقدسان و انجمن حجتیه ای های توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و بانکداران و رانت خواران بزرگی که به مدد کارگزاران سابق حکومتی به آلاف و علوف گسترده رسیدند ، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان می پردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند . آنها به کنار ، حتی کسانی که سالها عنوان "اصولگرا" را یدک می کشیدند و می کشند و قاعدتا باید نظر رهبر معظم انقلاب برای آنان حجت موجهی باشد تا دیدگاههای او را بر طبق اصل مسلم ولایت فقیه بر نظر خود مقدم بدارند نیز علی رغم تاکید ها و حمایت های مکرر در مکرر آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور احمدی نژاد و حتی تعبیر "حمایت خاص" ایشان با ذکر دلایل متعددی که بارها بر شمردند ، نه تنها حاضر نیستند قدمی و قلمی در حمایت از دولت حکومت اسلامی بردارند که به انحای مختلف در کارشکنی و تضعیف بجا و نا بجای فراوان هم فرو گذار نمی کنند و از تخریبهای متعدد دشمن هم قند توی دلشان آب می شود. نگاه کنید به مطالب و نوشته های همه روزه و همه صفحه روزنامه های حزب الله و تهران امروز که با پولهای آقای قالیباف ساپورت می شوند و روزنامه جمهوری اسلامی که در ستون جهت اطلاع خود همه روزه یک طعنه و کنایه به احمدی نژاد و دولت دارد و اگر از سایتهای تحت امر آقای هاشمی رفسنجانی و آقای قالیباف کم بیاورد ، از رادیو آمریکا و سایتهای بیگانه برای طعنه زدن به دولت مردمی حکومت اسلامی دریغ نمی کند! در چنین شرایطی چرا باید از فحاشیهای آقای محتشمی پور به آیت الله مصباحی که رهبر انقلاب او را در نبود استاد شهید مرتضی مطهری بهترین جایگزین ایشان برای نسل جوان معرفی کردند ، جا بخوریم ؟ چرا باید از جست و جو و تلاشهای ارزشمند ! "روحانی" مسلمان آقای منتجب نیا در یافتن نادرترین شایعات ممکنه و منتشره در سایتهای ضد انقلاب و بهایی و صهیونیستی و ... علیه احمدی نژاد تعجب کنیم ؟ چرا باید از اینکه روزنامه جمهوری اسلامی در باره این تهمتهای ناجوانمردانه اخیر به رئیس جمهور حکومت اسلامی حتی یک کلمه هم در ستون جهت اطلاع یا بخش خبرهای عادی خود ننوشت شگفت زده بشویم ؟ الحمد لله که جا برای چاپ عکسها و رپرتاژ آگهیهای آقایان رفسنجانی و قالیباف و ... فراوان است و وقیحانه ترین مقاله علیه احمدی نژاد ارزش آن را ندارد که به آن بپردازیم . البته در یک خبر دو پاراگرافی به احضار "آقای منتجب نیا" به دادگاه برای "برخی تشویش اذهان عمومی" اشاره می کنیم اما با اینکه در خبر ذکر شده که این تشویش چه بوده ، عامدانه از ذکر دلیل آن خودداری می کنیم تا نکند مخاطبان روزنامه ما متوجه بشوند که به احمدی نژاد نامی که احتمالا رئیس جمهور این کشور است توهین و فحاشی شده است ! *** ممکن است کسانی که تا اینجای این روزنوشت مفصل مرا خوانده اند تصور کنند که مطلب این شماره من در دفاع از دکتر احمدی نژاد است . در حالی که من از اولی که تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم هدف دیگری داشتم و ذکر فحاشیهای سابقه دار جریانات مختلف را در این سالها فقط به عنوان یک مقدمه و برای عادی بودن آن نوشتم . من معتقدم که این فحاشیها و این توهینها و این تخریبها بخصوص در سالهای پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، صرفا علیه او نبوده است . و هدف اصلی احمدی نژاد نیست . یاد آور می شوم که ذکر سلام به حضرت امام زمان "عج" در ابتدای سخنان دکتر که با واکنشهای استهزا آمیز برخی مواجه شد ، توصیه وی به کشیدن راه آهن قم - جمکران که به مسخره کردن وی انجامید ، تاکیدات مکرر وی بر امداد گرفتن از معنویات و فیض امام زمان "عج" در مقاطع مختلف ، همه و همه نشان می دهد که آنها با امام زمان "علیه السلام" مشکل دارند نه با احمدی نژاد ؛ با معنوی شدن گفتار و کردار مسئولان عالی کشور مخالفند نه با شخص احمدی نژاد ؛از الگو شدن و ترویج این شیوه ادب ورزیدن به امام معصوم "ع" می ترسند نه از شخص رئیس جمهور . این کار سختی نیست که به معروفترین سایتهای ضد دین فارسی اینترنت مراجعه شود تا معلوم شود که کدام بخشهای سخنان رئیس جمهور به استهزا گرفته شده است و حتی کدام رویدادهای معنوی کشور واکنش آنان را بر انگیخته است . من یقین دارم بخش اعظم مخالفتهای دشمنان ما و استهزایی که بخصوص در باب توجه احمدی نژاد به مهدی موعود"عج" می شود مربوط به خود اندیشه مهدویت و تاثیر آن در زندگی انسان است و شخص احمدی نژاد بجز ترویج این اندیشه و دکترین هیچ گناه دیگری ندارد. دوستان و مخاطبان می توانند نمونه های فراوانی از این ماجرا را جست و جو کنند و در بخش نظرات یاد آور شوند . در این میان البته فحاشانی چون آقای منتجب نیا - که از قضا در اول نوشته اش شیپور را از سر گشادش زده است و از مظلوم ماندن امام زمان سخن گفته است - و نیز اشخاص و روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی به بهانه مبارزه با خرافات ، اصل این اندیشه مهدوی و نقش بی برو برگرد آن در زندگی انسان امروز را - فقط از سر حسادتهای انتخاباتی و غیر انتخاباتی - انکار می کنند . و چه باک که : ان الله یدافع عن الذین آمنوا تقی دژاکام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:21 توسط اشک سرخ
|
|
|
معلوم نيست كه زمان زدوده شدن غبارغليظ مظلوميت از چهره محمود احمدي نژاد كي فرا ميرسد. "رييس جمهور"رو |