![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه |
|
يکشنبه 31 شهريور در آستانه "شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان"، فرودگاه مهرآباد پاويون جمهوري، ساعت 11 صبح و تيم نسبتا کم تعداد خبرنگاران و تصويربرداران رسانه هاي داخلي براي همراهي رييس جمهوري به نيويورک.
دغدغه تک تک اعضاي اين تيم به ويژه خبرنگاران تنها پوشش خبري اين سفر به مطلوبترين شکل ممکن نيست. همراهي رييس جمهوري به سازمان ملل براي پوشش خبري آن، فرصت و افتخاري است که شايد تنها يک بار نصيب هر خبرنگار شود. طبق معمول ديگر سفرهاي رييس جمهوري، تيمي متشکل از چند خبرنگار و عکاس و تصويربردار همراه هيات بودند. دکتر احمدي نژاد پس از پايان برنامه سخنراني در مراسم رژه نيروهاي مسلح، ساعت 12 و نيم همراه "غلامحسين الهام" سخنگوي دولت وارد پاويون شد و پس از انجام مصاحبه اي کوتاه و با بدرقه پرويز داودي، ساعت 14 به سمت پله هاي بوئينگ 747 مدل special متعلق به شرکت مسافربري "هما" حرکت کرد. کاپيتان "اسدالله اوقاتيان" خلبان با تجربه شرکت مسافري هما هم با خوش آمدگويي به دکتر احمدي نژاد و هيات همراه مقصد پرواز شماره 101 را فرودگاه "جان اف کندي" نيويورک و زمان پرواز را 12ساعت و 40 دقيقه اعلام کرد. کاپيتان اوقاتيان با بيش از 46سال سابقه خلباني، به عبارت ديگر حدود نيم قرن تجربه، تا بحال پروازهاي زيادي به نيويورک انجام داده، هشت بار خلبان پروازهاي حامل رييس جمهوري هاي مختلف ايران بوده و پروازهايي هم با مقام معظم رهبري انجام داده است. خلاصه اينکه سابقه اي بس درخشان در طول نزديک به نيم قرن سابقه کار خود دارد. خلبان هواپيما را پس از صعود از مهرآباد، به جهت شمال غرب هدايت کرد. مانيتور بزرگ مقابل مسافران اين اطلاعات را نشان مي داد: ارتفاع 11هزار متر، سرعت متوسط 830 کيلومتر در ساعت، دماي متوسط هواي خارج 53 درجه سانتيگراد زير صفر و يک خط نارنجي رنگ که مسير طي شده را نشان مي داد. هواپيما مسافر و بار زيادي نداشت اما حسابي سنگين بود. براي اينکه مسافت تهران تا نيويورک يعني نيمي از سطح کره زمين را بدون توقف طي کند، نياز به 140 تن سوخت داشت. بالاخره صعود کرد و اوج گرفت. شايد هنوز بر فراز آسمان ايران بوديم که آقاي احمدي نژاد از بخش VIP وارد جمع هيات همراه شد و در فضايي دوستانه و صميمي به سلام و احوالپرسي با تک تک اعضا پرداخت. بيشتر اعضاي هيات از جمله شخص رييس جمهوري که سفر بخشي از کارشان است، همچنان روزه بودند و با توجه به 8 ساعت اختلاف تهران و نيويورک، آن روز را نزديک به 24 ساعت روزه داري کردند، سحري در تهران، افطار بعد از 23 ساعت در نيويورک. هواپيما پس از عبور از بخشي از آسمان ارمنستان و ترکيه، بر فراز درياي سياه به پرواز ادامه داد. حالا سرعت هواپيما 100 کيلومتر در ساعت نسبت به سرعت اوليه کم شده بود و با سرعت متوسط 730 کيلومتر در ساعت ادامه مسير مي داد. کاپيتان اوقاتيان دليل را وزش باد مخالف جهت پرواز عنوان کرد. پنج ساعت از زمان پرواز سپري شده بود. هواپيما آبهاي شمالي درياي سياه را پشت سر گذاشت. از آسمان چند کشور اروپايي از جمله روماني، اسلوواکي، چک، آلمان، هلند و انگليس هم عبور کرد بر فراز آبهاي اقيانوس اطلس قرار گرفت. نيمي از مدت زمان پرواز گذشته بود. آفتاب همچنان در وسط آسمان عرض اندام مي کرد و ما هم پا به پاي آفتاب پرواز مي کرديم. بعضي ها خواب بودند، بعضي کتاب مي خواندند، بعضي هم گپ مي زدند و چندتايي هم دائما از پنجرهاي کوچک به پايين چشم دوخته بودند به آقيانوس آبي و ابرهاي سفيد و خاکستري که حالا زير پايشان بود. خسته از پروازي طولاني. طولاني ترين پرواز ممکن از تهران. خورشيد کم کم سرعت بيشتري گرفته بود و رفته رفته فاصله اش را از هواپيما بيشتر مي کرد. گويي ديگر از همراهي با ما حوصله اش سر رفته بود. چند ساعت ديگر گذشت. طبق نقشه روي مانتيور، هواپيما کم کم به خشکي هاي "نيوفاندلند" نزديک مي شد، يعني در آستانه ورود به آسمان آمريکا بوديم. نور آفتاب آرام آرام رو به کمرنگي مي رفت و حالا بر فراز آسمان "بوستون" آمريکا بوديم. خوش به حال کساني که روزه بودند. اگرچه نواي دلنشين "ربنا..." پخش نمي شد اما حالا بعد از 23 ساعت ديگر وقت افطار بود. سفره افطار در قسمت عقب هواپيما پشت صندلي ها پهن شد. افطاري شب بيست و يکم ماه رمضان بود، شب قدر، از روحاني ترين شب هاي سال. ديگر از روشنايي آن روز طولاني خبري نبود. آن پايين، نور چراغ هاي شهري بزرگ جلوه خاصي داشت. همه از اينکه ديگر فاصله اي تا مقصد باقي نمانده، حس خوبي داشتند. نيويورک را مي ديديم. صداي خدمه شنيده شد: "مسافرين محترم تا دقايقي ديگر در فرودگاه جان اف کندي نيويورک به زمين خواهيم نشست. روي صندلي هاي خود قرار گيريد، پشتي صندلي را به حالت عمودي برگردانيد و کمربندها را ببنديد." همه حس خوبي داشتند و براي تماسي کوتاه با خانواده هايشان لحظه شماري مي کردند. هواپيما کم کم ارتفاعش را کم کرد. به نظر رسيد که چند دوري هم فرودگاه پر ترافيک نيويورک را دور زد، فرودگاهي که گفته مي شود به طور متوسط هر يک دقيقه يک هواپيما در آن فرود مي آيد و آن را ترک مي کند. بالاخره با مهارت خاص خلبان، چرخ هاي هواپيما زمين نيويورک را لمس کرد. از اينکه پرواز 12ساعت و 40 دقيقه پايان يافته بود، خدا را شکر کرديم و نفسي راحت کشيديم. حدود ساعت 3 بامداد دوشنبه "به وقت تهران" و 8 يکشنبه شب به وقت محلي بود. آنجا "خزايي" منتظر ورود احمدي نژاد بود. خبرنگاران زحمتکش ايراني مستقر در نيويورک هم آمده بودند تا خبر و عکس و تصوير ورود رييس جمهوري به نيويورک را به تهران مخابره کنند. با ديدن همکاراني که سال ها از ديدن چهره صميمي و مهربانشان محروم بوديم، انرژي گرفتيم و اميد در دل هامان تازه شد. پايين پله هاي هواپيما وقتي که ديدارها تازه مي شد، صحنه بسيار زيبا و عاطفي بود. رييس جمهوري در بدو ورود به نيويورک، از سوي نماينده ايران در سازمان ملل و جمعي از ديپلمات هاي ايراني مورد استقبال قرار گرفت. دقايقي بعد يک دستگاه ميني بوس خبرنگاران و ديگر اعضاي هيات را به همان هتل منتقل کرد. خبرنگارن در طبقه 23 و رييس جمهوري و همراهان نزديکترش در طبقه 34 "گراند هايا" مستقر شدند تا بعد از چند ساعت استراحت، چهار روز از پرکارترين روزهاي زندگي شان را آغاز کنند.... ایرنا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:44 توسط اشک سرخ
|
|