تبليغاتX
اشک سرخ - روز چهارشنبه در مجلس چه گذشت!؟
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
آنچه نمی توان از کنارش به سادگی گذشت، دو خطایی است که به وقوع پیوست : یکی اعطای چک های پنج میلیونی در ایام نزدیک به استیضاح یک وزیر و دومی موضوع اخذ امضای انصراف از استیضاح به شیوه ای غیر اخلاقی. هر دو عمل با اصول پذیرفته شده در قاموس اصولگرایان و بویژه دولت پاک دست احمدی نژاد در تناقض آشکار است. اما واقعیت قصه چه بود؟.

در باره حادثه ای که روز چهارشنبه در حاشیه صحن علنی اتفاق افتاد ، حرف و حدیث هایی را در سایت ها و روزنامه ها دیده ایم و شنیده ایم . بنا نداشتم به جزئیات این حادثه بپردازم اما وقتی کم لطفی و یا کم اطلاعی برخی دوستان را دیدم که از قصه روایت دیگری را به ذهن می آورد و حتی نقش یکی مثل من را در حد کسی که برای لاپوشانی قضیه کوشیده، نشان می دهد و یا برخورد آقای زارعی با فرد متخلف را چنان شدید و غلیظ نشان می دهد که کارش به بیمارستان کشیده شده !! ... صلاح ندانستم که سکوت کنم، هر چند هنوز بخشی از این قصه را ننوشته ام. به هر روی با توجه به رسانه ای شدن آن و لزوم جلو گیری از ارائه روایت های غلط ، به عنوان کسی که از ابتدا این موضوع را دنبال کرده و به نتایجی هم رسانده ، گزارشی از آن را در اختیار کاربران سایتم قرار می دهم :

 صبح روز چهارشنبه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی خبری را شنیدم که نه تنها مرا به تعجب واداشت بلکه وقاهت این اقدام زشت آن قدر زیاد بود که نتوانستم بی تفاوت باشم. ماجرا از این قرار بود که آقای حیدرپور وقتی به دفتر دولت برای امضای رسید دریافت چک های پنج میلیونی کمک به مساجد حوزه انتخابیه مراجعه کرده بود،‌ به عنوان رسید، در دو برگه از او امضا گرفته شده بود، ‌در حالی که مضمون یکی از این برگه ها نامه ی انصراف امضا کننده از استیضاح خطاب به آقای لاریجانی بوده است! اصل قضیه را از نماینده شهررضا جویا شدم و پس از شنیدن ماجرا درخواست کردم تا نسخه ای از رسید را جهت پیگیری قصه از فرد خاطی و رسیدن به ریشه این اقدام در اختیارم قرار دهد. در این بین برخی از نمایندگان مطلع ، راهکار تعجب آور دیگری را در برابر آقای حیدرپور قرار می دادند ، از جمله آقای لاریجانی که از وی خواسته بود تا این موضوع را از پشت تریبون مجلس تذکر دهد و با خبرنگاران هم مصاحبه کند! از پیشنهاد ایشان متعجب شدم چرا که طرح موضوع به این شکل همه را متهم می کرد. از آقای حیدرپور خواستم تا نسبت به تصمیمش تجدید نظر کند بویژه که قطع داشتم شخص رییس جمهور از این اقدام و حتی پرداخت چک های پنج میلیونی در این مکان و زمان هیچ اطلاعی ندارد. دوستانی مثل دکتر نجابت هم نظرمرا تایید کردند و به جای تذکر عمومی از وی خواست تا در پیگیری قصه به من کمک کند.

در این بین با آقای شیخ الاسلام ، مسئول دفتر رییس جمهور تماس گرفتم و شکی که داشتم به یقین تبدیل شد، دکتر احمدی نژاد از توزیع چک ها در این محل و در این ایام اطلاعی نداشت. آقای شیخ الاسلام از من خواست برای اطلاع از حواشی این داستان بویژه نحوه جلب امضای انصراف، موضوع را ریشه یابی کنم. به همین منظور به دفتر دولت رفتم تا از آقای عباسی که چک ها را پرداخته و امضاها را جلب کرده بود، در این باره سئوال کنم. در بین راه آقای زارعی را دیدم و از ایشان خواستم تا مراقب شیطنت های داخل صحن مجلس باشد ... وقتی آقای حیدرپور و فتحی پور را با آقای عباسی روبرو کردیم متوجه برخی تناقض گویی ها شدیم. این در حالی بود که عباسی یکبار سخن آنها را انکار و وقتی عصبانیت آنها را می دید با ترس و لرز از آنها عذرخواهی می کرد! همین رفتار وی مرا به این نتیجه رساند که آقای فتحی پور و حیدرپور درست می گفتند.

در این بین آقای زارعی که از رفتار زشت این فرد عصبانی شده بود، با تندی خطاب به او گفت که چرا آبروی نظام را می بری ، چرا با آبروی دولت بازی می کنی ، چرا به همه ما در مجلس و دولت لطمه می زنی ... و در برابر، آقای عباسی از این که جانباز است و مدافع خون شهدا سخن می گفت و البته باز در برابر ادعاهای دو نماینده تناقض گویی می کرد ! آقای زارعی خطاب به او گفت که ساکت شو و با این کار مفتضح دم از خانواده شهدا و جانبازان نزن که می زنم توی دهانت و عباسی گفت اگر راحت می شوی بزن و در این هنگام هم آقای زارعی با دست به صورت این فرد زد ولی نه به شکلی که برخی به بزرگ نمایی آن پرداخته اند و ادعای پاره شدن پرده گوش او را کرده اند ... به نظرم این سیلی در دفاع از حیثیت مجلس و حتی دولت پاک دست احمدی نژاد لازم و از افتخارات نمایندگان اصولگرای مجلس هشتم خواهد بود.

من دست آقای زارعی و عباسی را گرفتم و به اتفاق دو نماینده دیگر به اطاق دفتر دولت رفتیم. مجددا از دو طرف خواستیم تا ادعای خود را ثابت کنند . آقای حیدرپور و فتحی پور به ادعای خود اصرار داشتند و آقای عباسی زیر لب آنها را تکذیب می کرد ولی وقتی از او می خواستم که ادعایش را بلند بگوید ، حرفش را پس می گرفت و عذرخواهی می کرد، حتی چندبار از اینکه آنها قضیه را علنی کرده اند گله و شکایت کرد. این رفتار چند بار تکرار شد و تا آخر آقای عباسی حاضر نشد در برابر آنها بر ادعای خود پافشاری کند. نهایتا از آقای زارعی خواستم تا نمایندگان را به بیرون ببرد تا من با آقای عباسی به تنهایی سخن بگوییم. نتیجه حدود چهل دقیقه صحبت خصوصی با ایشان و تاکید بر این سخن امیرالمومنین که النجاة فی الصدق (رستگاری و نجات در راستی است) این بود که آقای عباسی حقیقت را گفت. بنده نیز بنا به وظیفه ای که داشتم گزارش کامل این واقعه و حواشی آن را از طریق دفتر رییس جمهور محترم در اختیار ایشان قرار دادم و امیدوارم تصمیم قاطعانه ای در این باره اتخاذ شود.

نتیجه این گزارش این شد که رییس جمهور محترم، آقای شیخ الاسلام را مامور بررسی این قصه کرد و روز پنج شنبه با دعوت افرادی که در این واقعه نقش داشتند ، ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار گرفت که قاعدتا نتیجه آن اعلام می شود.

آنچه نمی توان از کنارش به سادگی گذشت، دو خطایی است که به وقوع پیوست : یکی اعطای چک های پنج میلیونی در ایام نزدیک به استیضاح یک وزیر و دومی موضوع اخذ امضای انصراف از استیضاح به شیوه ای غیر اخلاقی. هر دو عمل با اصول پذیرفته شده در قاموس اصولگرایان و بویژه دولت پاک دست احمدی نژاد در تناقض آشکار است. قطعا اگر برخورد قاطعانه ای با عوامل اصلی این خطا صورت گیرد، می توان به نتایج بزرگ آن امیدوار بود و الا همین قصه تبدیل به یکی از نقاط ضعف دولت نهم می شود. 

نکته دوم که به راحتی از کنارش می گذرند این که در ریشه یابی و برخورد با این عمل زشت ، نمایندگانی پیشگام بوده اند که از جمله مدافعان دولت مکتبی و ولایی هستند ، ولی اقتضاعات دنیای آلوده سیاسی این است که برخی تریبون ها و رسانه ها یا اساسا به این افراد اشاره نمی کنند و یا اگر اشاره کنند ، ترجیح می دهند که به گرایش فکری و سیاسی آنها اشاره نکنند! در حالی که برای برخی اتفاقات کوچک دیگر چنان با آب و تاب به گرایش فکری و سیاسی نمایندگان مدافع دولت مکتبی و ولایی می پردازند که ...

حمید رسایی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 6:18  توسط اشک سرخ Balatarin
درباره وبلاگ
سرا پا اگر زرد و پژمرده ايم

ولي دل به پاييز نسپرده ايم

چو گلدان خالي لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ايم

اگر داغ دل بود ما ديده ايم

اگر خون دل بود ما خورده ايم

اگر دل دليل است آورده ايم

اگر داغ شرط است ما برده ايم

اگر دشنه ي دشمنان,گردنيم

اگر خنجر دوستان,گرده ايم

گواهي بخواهيد اينک گواه

همين زخم هايي که نشمرده ايم

دلي سربلند و سري سر به زير

از اين دست عمري به سر برده ايم

منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو
آرشیو موضوعی
همراه با مدیر وبلاگ
ادب فرهنگ هنر
دانش و فناوری
گالری عکس
فیلم و کلیپ
اجتماعی
سیاسی
اقتصادی
ورزشی
نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
دفتر مقام معظم رهبری
باشگاه خبرنگاران جوان
نهاد رياست جمهوري
همشهری آنلاین
واحدمرکزی خبر
جام جم آنلاین
بی بی سی
سیاست روز
شیعه آنلاین
ریا نووستی
شبکه ایران
شهاب نيوز
شیعه نیوز
عصر ایران
جهان نیوز
دویچه وله
سپهرنیوز
بولتن نیوز
انصار نیوز
ایران نیوز
برنا نیوز
رجانیوز
رسالت
انتخاب
تابناک
کیهان
العالم
ایسنا
فارس
قدس
دیدار
فاش
البرز
موج
ایلنا
ایرنا
مهر
هنر
الف
آریا
نما
وبلاگ
دکتر محمود احمدی نژاد
محمدحسين رنجبران
مسعود ده نمکی
کامران نجف زاده
قاسم روانبخش
حسن عباسی


حمید رسایی

فاطمه رجبی
علی عارفی
حامد طالبی
تقی دژاکام



خمینیسم
مدرسه ما
اكينانیوز
یادنامه















بزمانه
بیداری
تاملات
سلدوز
نسیم وصل
صبح سفید
زخم عتیق
زائر بقیع
صراحت
سیطره
نمک
صدایی که رساست
حامیان عدالت در ایلام
و تو را دوباره باختم ....
آمار

نظرسنجی

 RSS